خیلی وقت بود که دلم می خواست پستی راجع به مسائل فنی ماشین بنویسم . ولی بهانه اش نبود . حالا که دوستی به نام ماهان راجع به مزدای مدل نود و سه پرسیده اند . این بهانه جور شد و لاجرم این پست راجع به موتورهای مزدائی خواهد بود که اخیرا تیونینگ کارها به جای موتور پراید می گذارند. به اضافه کارهائی که در این یکی دوماه اخیر روی موتور جیپ خودم انجام داده ام .
اول از همه این که من تا به حال مزدا نداشته ام . راستش اصلا ماشین زاپنی نداشته ام . کل تماس من با مزدا مربوط می شود به همین یکی دو ماه پیش که خواهر گرامی یکی خرید و چون به نظرش دلقک بچه خوبی است چند باری مزدایش را داد تا دوری بزنم .
چیزی که من دیدم در واقع مجموعه ای بود از صفات خوب . منتهی نه انقدر که بتوانید بگوئید فوق العاده است . مخصوصا وقتی قیمتش را هم در نظر بگیرید . برای مثال سر پیچ های تند عقب ماشین تمایل به در رفتن دارد . من این حالت را در اطاق پژو خیلی کمتر دیده ام ( پرشیا 405 و اردی ) البته این اطاق خاص یک شاهکار در زمینه هندلینگ و تعادل است ( قیمتش را فراموش نکنید ) قطعا تعادل این اطاق به بنز و بی ام و نمی رسد . ولی در حد ماشین های متوسط خیلی خوب است .
واما موتورهای مزدا را خوب می شناسم . چون شرکت ما تا همین اواخر در خیابان سورنا بود و ان جا هم یکی از بورس های تیونیگ و وسایلش است . هرچند بیشتر سیستم های صوتی و این حرفها رایج است . به هرحال چند باری پشت پرایدهای موتور مزدا نشسته ام و خلاصه موتورهای مزدا را تا حدی می شناسم .
از حدود سه سال پیش از طریق شیخ نشین ها یک سری موتور مزدا وارد ایران شد که اتفاقا موتور مزدای ماهان هم از همین تیپ است ( اگر اشتباه نکرده باشم ) این موتورها کلا به نام موتورهای تیپ B معروف هستند و چندین تیپ فرعی در همین گروه هم وجود دارد .
پرایدهائ که موتورشان با مزدا تعویض می شوند تبدیل به یک هیولا از لحاظ سرعت و شتاب می شوند . وزن اطاق پراید حدود هفتصد و پنجاه کیلوگرم است. وقتی این موتور رویش نصب می شود٬ نسبت وزن به اسب بخار ماشین به عددی حدود 5.5 می رسد که این رقم را در سوپراسپرت های خفنی مثل پورشه و فراری می بینید . شتاب صفر تا یک صد کیلومتر هم به عددی حدود 4 ثانیه ( برحسب تیپ موتور ) تقلیل پیدا می کند . به عبارت دیگر چنین ماشینی در ایران که هیچ . بلکه در هر جای دیگر به ندرت می توانید حریفی برایش پیدا کنید . هرچند چنین کاری به لحاظ ضعف سیستم ترمز و هندلینگ اصلا اصولی نیست و چون توانائی های موتور از اطاق خیلی جلوتر است لاجرم این پرایدها خیلی خطرناکند و هرکسی نمی تواند بدون چپ کردن و اتفاقاتی از این دست با این پرایدها رانندگی کند .
باری . این موتورها کلا چند تیپ هستند :
ضعیف ترین عضو این خانواده موتور B3 است . تک میل سوپاپ هم هست . از همه هم ارزان تر است . تیپ های B5 و B6 از همه بیشتر طرفدار دارند . از همه قویتر که در ایران نایاب است موتور BPTکه 16 سوپاپ و مجهز به توربو شارژ است .
موتور B6 در واقع همین موتور است بدون توربو شارژ و چون همه ادوات موتور برای نصب توربو تقویت شده اند در واقع نیاز به هیچ دستکاری ندارد و با خیال راحت می شود رویش کاربراتورهای وبر و میل سوپاپ های مسابقه ای بست .
از طرف دیگر اگر شما بخواهید یک موتور B3 روی ماشین نصب کنید مجبورید از تقویتش کاملا چشم پوشی کنید . مگر این که کلی هزینه کنید و ادوات موتور را تقویت کنید تا بتوانید میل سوپاپ مسابقه ای ببندید یا مثلا کاربراتور وبر ببندید .
برای همین است که همه دنبال موتور B6 می گردند . چون از قبل همه این کارها توسط کارخانه رویش انجام شده است . از طرف دیگر خریدن این موتورها نیاز به اطلاعات فنی دارد . مثلا یکی رفته بود از شوش یک موتور خریده بود و بعد از خریدن تازه متوجه شده بود که این موتور متعلق به مزدای دیفرانسیل عقب ( مزدا میاتا ) است و نصبش در پراید دیفرانسیل جلو بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است .
در نهایت اگر شما بهترین موتور مزدا را خریداری کنید و میل سوپاپ مسابقه ای هم نصب کنید می توانید به رقمی حدود 140 تا 150 اسب بخار برسید که به نسبت وزن کم پراید نتیجه فوق العاده است . توجه کنید که قدرت موتور پراید به ادعای خود کمپانی شصت و پنج اسب بیشتر نیست .
خوب . این هم از مزدا جماعت . ماهان جان پلاک آلومینیومی نصب شده در سینی موتور را نگاه کن تا بتوانی بفهمی موتور مزدایت از چه تیپی است . به هرحال به نظر من خرید ماشین صفر کیلومتر با توجه به قیمتش چندان به صرفه نیست . تصور می کنم مزدای تو با توجه به اصالتش بهتر از مزداهای ایرانی باشد . کلا ماشین های ژاپنی خیلی اقتصادی و بی ازار هستند . به قول این نمایشگاهی ها انشالله چرخش برات به خوشی بچرخه ! اگه دوست داشتی برو میدون خراسون پیش ممد پیکاسو و بهش بگو فلانی تو رو فرستاده ! اونم برات دوتا نخل و یک غروب افتاب و یک چشم گریون پشت ماشینت می کشه و خلاصه ماشینت اسپرت می شه !!!
و اما جیپ عزیز !
این چند وقته که موتور ماشین رو پیاده کرده بودیم . یک سری عملیاتی روش انجام دادم که بد نیست چند سطری راجع بهش بنویسم . من چون می خواستم معاینه فنی بگیرم نمی توانستم موتور را تقویت درست و حسابی بکنم . تازه هزینه ها به کنار .
کاری که من کردم اصطلاحا به ادیت موتور معروف است . اصطلاح اصلی اش می شود blue printing
ببینید . در هر کارخانه موتور سازی یک سری عملیات ریخته گری و تراشکاری انجام می شود تا موتور ساخته شود . به دلیل تولید انبوه و سرعت انجام کار این عملیات نمی توانند از دقت بالا برخوردار باشند . از طرف دیگر واحد کنترل کیفیت هم یک سری استاندارها برای خودش دارد که در نتیجه اجازه نمی دهد هیچ موتوری معیوب از کارخانه بیرون برود . بنابراین کیفیت موتورها در حد قابل قبول است . اما فوق العاده هم نیست و برای این که همه فاکتورهای موتور به حد عالی از لحاظ دقت برسند لازم است یک سری کارها بر رویش انجام شود . برای انجام این عملیات لازم است که خودتان فنی باشید و دیگر این که یک تراشکار آشنا هم داشته باشید که بتوانید با هم همکاری کنید و طرف با شما مثل بقیه مشتری ها رفتار نکند . چون بیشتر این عملیات مربوط به تراشکاری است . در واقع ادیت موتور یعنی اصلاح با نهایت وسواس و دقت . یعنی کار کردن با کولیس و علی الخصوص میکرومتر .
خوب . اول از همه بلوک موتور :
اولین کار پیاده کردن همه ادوات موتور و لخت کرد بلوک موتور است . یعنی جائی که سیلندرها قرار دارند . بلوک جیپ کثیف و الوده بود . البته هر ماشینی بعد از یک مدت کار به این روز می افتد . بنابراین بلوک را یک شبانه روز در اسید خواباندیم تا بشود مثل روز اول ( بلوک موتور های آلومینیومی را نمی توانید در اسید بخوابانید چون در آن حل می شوند !)
حرکت بعدی صاف و صوف کردن و برداشتن زدگی ها و مشکلاتی است که موقع ریخته گری برای موتور پیش می اید .این کار به معنی تمیز کردن و سمبه زدن پاساژهای روغن و اب ( گذرها ) است .
مهمرین و اصلی ترین کار چک کردن سیلندرها است . سیلندرها قرار است که دایره کامل باشند . باید سیلندرها را اندازه بگیرید و هر اختلافی با اندازه اصلی اصلاح شود . برای این کار در ابتدا باید سرسیلندر را ببندید و پیچ هایش را هم محکم کنید و حالا موقعی است که می شود بیضی شدن سیلندرها را چک کرد و در نهایت با تراش دادن یک دایره کامل ساخت . دو تا از سیلندرهای من احتیاج به تراش داشتند و بقیه خوب بودند . اگر موتور شما برای اولین بار باز می شود که هیچ . اگر دفعه دوم به بالا است باید حتما پیچ های سر سیلندر را عوض کنید . در ایران به نظر همه مکانیک ها پیچ پیچ است ! اصلا اینطور نیست . پیچ های سر سیلندر بعد از دفعه سوم باز شدن . خاصیت الاستیک و ارتجاعی خود را از دست می دهند . بدین ترتیب در اولین فشار تراز سرسیلندر و بلوک به هم می خورد و دوباره حکایت اسیب دیدن رینگ و...
نکته دیگر سفت کردن پیچ ها با آچار تورک متر است . اگر همینطوری با یک آچار تخت معمولی بسته شود مطمئن باشید غلط است . متاسفانه در ایران هیچ مکانیکی از تورک متر استفاده نمی کند . حداقل در مکانیکی های معمولی اینطور است . در نمایندگی ها چه خبر است نمی دانم .
میل لنگ :
میل لنگ ماشین های معمولی فولاد فورج است . با ریخته گری تولید می شود و سپس تراشکاری می شود . میل لنگ های مسابقه ای و متعلق به ماشین هائی مثل فراری و لامبورگینی از یک قطعه استیل با تراش کاری بیرون می اید .چنین میل لنگی بسیار گران و در حد یک ماشین متوسط قیمت دارد .
باری . تمیزکاری و صیقل دادن میل لنگ با سمباده اولین حرکت است . من این کار را در همین اطاق با چند تکه سمباده انجام دادم. حرکت بعدی که مهمتر هم هست پخ کردن زاویه های لنگ ها با استفاده از فرز و فرز انگشتی است . بدین ترتیب استحکام میل لنگ بالاتر می رود . بعضی ها با سوراخ کردن پی در پی آن را سبک می کنند . ولی من این کار را نکردم . تصور می کنم هم ضعیفش می کند و هم از بالانس بیرون می اید . در عوض لبه لنگ ها را تیز کردم تا هوا را بهتر بشکافد . وقتی میل لنگ را در جایش می بندید باید به راحتی و نرمی بچرخد . در غیر اینصورت یاطاقان های زیرش تراز نیست .
نکته دیگر برداشتن روغن اضافه از روی میل لنگ است . چون میل لنگ در بالای کارتل قرار دارد روغن فراوانی رویش می ریزد . مثل دویدن در یک استخر کم عمق . روغن اضافی مقداری مقاومت منفی ایجاد می کند . با نصب یک سری تیغه در کارتل می شود کاری کرد که روغن اضافه از روی میل لنگ برداشته شود . ولی این کار باید خیلی دقیق باشد . چون اگر تیغه ها به میل لنگ گیر کنند فاجعه به بار می اید . من برای خرید این تیغه ها رفتم به پاساژ الغدیر در اوایل جاده قدیم کرج که بورس لوله و ورق استیل است . نهایتا چند ساعتی هم پرسه زدم تا استیل خوب گیرآوردم .
بعضی ها میل لنگ را اب کروم می دهند . من این کار را انجام ندادم .
شاتون ها :
شاتون ها در شرایط بسیار سخت کار می کنند . در واقع وقتی شاتون ها سیلندر را بالا می برند به دلیل سرعت زیاد کمی کش می ایند . محاسبه این ارتجاع کار سخت و خیلی حرفه ای است . کاری که من انجام دادم در واقع صیقلی کردن و برداشتن لبه های تیز شاتون بود . بعد گذاشتم ده ساعت در یک اجاق برقی بماند . این کار در واقع تنش ها و خستگی فلز را از بین می برد و ارایش مولکولی اش را منظم می کند . وقتی یک قطعه نازک فلزی را با دست چند بار خم و راست کنید می شکند . این همان پدیده خستگی فلز است. حرارت دادن شاتون ها کار راحت و کم خرجی است و در عوض عمرش را خیلی زیاد می کند .
پیستون ها :
حرفه ای ها با دستکاری تاج پیستون و دستکاری برجستگی های آن کاری می کنند که بازده آن بالا برود . من این کار را به صورت خیلی خفیف انجام دادم . راستش جرات نکردم بیشتر دستکاری اش کنم .
در عوض شیارهای رینگ را اصلاح کردم تا اب بندی بهتر شود .
سوپاپ ها :
تمیز کاری و پخ کردن لبه ها که هیچ . مهمتر از همه اب بندی سوپاپ و جمع کردن بازی جانبی اش است . سوپاپ ها در واقع قرار است فقط بالا و پائین بروند . در عمل وقتی بالا و پائین می روند از کنار هم بازی می کنند که باعث می شود اب بندی سوپاپ و سیت به هم بخورد . با سفت کردن و اندازه زدن فنر سوپاپ می شود کلیرانس جانبی را کم کرد . اب بندی نهائی هم خودش به تنهائی بسیار مهم است . این کار با کمی روغن سمباده انجام پذیر است .
بهترین وسیله برای چک کردن کلیرانس فنر سوپاپ یک گیره کاغذ است . به شرطی که سوپاپ در حالت باز باشد .
حرفه ای ها محل نزدیک شدن سوپاپ و پیستون را پیدا می کنند و چک می کنند که مبادا این دو با هم برخود کنند . من این کار را با لمس کردن ساده انجام دادم .
و اما سر سیلندر :
بازکردن بعضی پاساژها و بستن یک تعداد دیگر باعث می شود که روغن کاری بهتری صورت بگیرد . در ضمن تمیز و تراز کردن نقاط تماس سر سیلندر و منیفولد هم خوب است .
میل سوپاپ :
مغز متفکر موتور همین قطعه است . تیونینگ و تقویت واقعی یک موتور یعنی دستکاری میل سوپاپ . به این ترتیب که آن را با یک میل سوپاپ دیگر عوض می کنند و زمان بندی باز و بسته شدن سوپاپ ها را تغییر می دهند . البته این کار هر کسی نیست . من چون قصد تقویت نداشتم به میل سوپاپ دست نزدم ( هرچند خودم تنهائی اصلا نمی توانستم ) تنها کاری که کردم چک کردن و تراز کردنش بود .
منیفولد ها :
برداشتن لبه های تیز و صاف کردنش تا جائی که ممکن است . این کار خیلی به موتور کمک می کند . بعضی ها گذرهای منیفولد را دستکاری می کنند . من این کار را نکردم چون وسایل اندازه گیری جریان هوا را ندارم . در عوض اصلاح نسبی زاویه ها را به طور کامل انجام دادم .
کاربراتور :
از نظر عوام مهمترین وسیله تقویت موتور کاربراتور است . در عمل اینطور نیست . من مزخرفات زیادی در باره گشاد کردن سوزن ژیگلور شنیده ام . چنین حرکتی در عمل هیچ نتیجه ای نمی دهد . چون با گشاد کردن منفذ سوزن نمی توان سوخت بیشتری به موتور رساند . به این علت ساده که پاساژهای درون کاربراتور را نمی شود گشاد کرد و دیگر این که مخلوط هوا و بنزینی غنی نه تنها باعث بهتر کار کردن موتور نمی شود . بلکه باعث می شود در هر دقیقه موتور خاموش شود و نهایتا مخلوط هوا و سوخت فقیر باعث شتاب خیلی بهتری می شود .
باری . من گلوئی کاربراتور را در حد چند سانتی متر بلند کردم . این کار باعث می شود هوا با سرعت بیشتری وارد کاربراتور شود . ولی برخورد مجموعه فیلتر هوا با زیر کاپوت مانع شد که بتوانم بیشتر بلندش کنم . مگر این که کاپوت را سوراخ کنم و یک ورودی هوا برای فیلتر هوا در آن بگذارم ( نام این وسیله اسکوپ است )
در ضمن هرچه کاربراتور شما خنک تر باشد بهتر کار می کند. من یک ورق الومینیومی زیر کاربراتور گذاشتم تا گرمای موتور به آن برخورد نکند .
خلاصه این که هیچ وقت کاربراتور ماشینتان را دستکاری نکنید . کاربراتور وسیله بسیار پیچیده ای است و اصلا از این شوخی ها خوشش نمی اید !
سیستم جرقه زنی :
اگر در تاریکی مطلق به موتور ماشین نگاه کنید متوجه هاله های نورانی می شوید که در اطراف وایرها پدید می اید . بهتراست که این اتفاق رخ ندهد . برای رفع این مشکل چند تکه پلاستیکی مسنطیل شکل ( به اندازه یک شانه جیبی ) بردارید و به تعداد وایرها سوراخ کنید . حدود سه یا چهار عدد از این وسیله درست کنید و وایرها را از آن بگذرانید . این کار باعث می شود که همیشه وایرها یک فاصله امن با هم داشته باشند .
دلکوهای خاصی هستند که ولتاژ بیشتری تولید می کنند و بدین ترتیب جرقه قوی تری تولید می کنند . این عمل لازم نیست . در عین حال نباید در سیستم جرقه زنی شما کوچکترین نقصی باشد . کنتاکت های دلکو و پلاتین را هر چند ماه یک بار تمیز کنید . همچنین شمع ها را فراموش نکنید .
من یک دست شمع دو کنتاکت خریدم که در واقع هرکدام دوبرابر یک شمع معمولی بازده دارند .
رادیاتور و سیستم خنک کننده :
در یک موتور عادی نیرو به این ترتیب هدر می رود :
گرمای تابشی 20 درصد
اگزوز 35 درصد
سیستم خنک کننده 20 درصد
ونهایتا قدرت مکانیکی . یعنی آن چیزی که شما به عنوان نیروی موتور احساس می کنید فقط 25درصد است !
استفاده از رادیاتورهای بزرگ و غول اسا هیچ حسنی ندارد . در واقع این کار باعث می شود که شما نیروی موتور را از میل لنگ بگیرید و به رادیاتور بدهید ! موتور باید گرم باشد . سرد کار کردن موتور هم مستهلک کننده است و هم باعث می شود مقداری از توان موتور هدر برود . پارسال یک رادیاتور چهارلول برای جیپ خریدم که باعث شد موتور همیشه در دمای مناسب کار کند . برای ماشینی مثل جیپ رادیاتوری بهتر است که فاصله شبکه های آن زیاد باشد تا خاک و گل مسدودش نکند .
برای ماشین های سواری رادیاتوری بهتر است که نازک باشد در عوض باد بیشتری از آن بگذرد . در اطراف پروانه یک وسیله گرد است که به آن بادگیر می گویند . هیچ وقت آن را برندارید . این وسیله کمک می کند که باد پروانه با تمرکز بهتری به رادیاتور برخورد کند .
ترموستات همیشه و در هر فصلی باید روی موتور باشد . بعضی تابستانها آن را بر می دارند . این کار بسیار احمقانه است . عدم ترموستات باعث شوک حرارتی به بلوک موتور می شود .
در ضمن حرفه ای ها به جای تسمه پروانه از چرخ دنده برای چرخاندن پروانه استفاده می کنند . این کار را بزودی انجام خواهم داد .
اگزوز :
در ویترین مغازه هائی که وسایل تیونینگ می فروشند یک سری لوله های استیل و پیچ در پیچ هست که به آن هدرز می گویند . این وسیله به جای منیفولد دود ماشین بسته می شود و صیقلی بودن و زاویه های نرمش باعث می شود که دود راحت تر از موتور خارج شود . همین وسیله به تنهائی می تواند چندین اسب بخار به نیروی موتور شما اضافه کند .
از لحاظ تئوری بهترین اگزوز یک لوله قطور و کوتاه است ! ولی در عمل چنان صدائی تولید می کند که موهایتان را سیخ خواهد کرد .
اسم صحیح وسیله ای که مکانیکها به عنوان انباره اگزوز نام می برند رافتر است . این وسیله در عمل صدای موتور را خفه می کند . برای تولید صدای بهتر باید چند رافتر را عوض کرد و در عمل دید صدایش چطور است . من سالها پیش از شوش یک پروانه کوچک خریده بودم که در اصل مال سوپر شارژ کامیون ولو بود . این را در انتهای اگزوز بسته بودم و وقتی گاز می دادی به سرعت می چرخید و یک صدای خیلی قشنگی می داد . مثل صدای موتور سیکلت های سنگین ..
بسیار خوب . این هم خلاصه عملیات انجام شده بر روی موتور جیپ بود . چند شب پیش با سحر در اتوبان بابائی داشتیم می رفتیم . من داشتم چیزی تعریف می کردم که متوجه شدم دارد با وحشت به من نگاه می کند ! ماجرا این بود که پدال گاز گیر کرده بود و موتور برای خودش در بالاترین دور داشت کار می کرد . گفتم خلاص کن و بکش کنار خاموش کن . در واقع این حالت واقعا هم می تواند خطرناک و ترسناک باشد .
باری . انتهای اتوبان بابائی و چراغ هم نبود . تاریک محض . هیچ کس هم نبود و آدم می ترسید . آخر در این جنگل های مصنوعی آن حوالی خیلی اتفاقات می افتد . خلاصه . نه ابزار در ماشین بود و نه چراغ
با فندک یک نور خفیفی درست می شد و خلاصه کورمال کورمال دنبال سیم گاز می گشتم . من هم تا حالا 206 نداشتم و اصلا با موتورش آشنا نیستم . بالاخره با یک بدبختی سیم گاز را پیدا کردم و چند بار تکانش دادم تا آزاد شد . خلاصه این که بعضی وقتها آشنائی با مکانیکی به درد می خورد .
حدود دوسال پیش یکی از خواننده ها به نام فرهاد به من میل زد و می گفت موتور ماشینش درست کار نمی کند ! در ضمن یک سری مشکلات هم با دوست دخترش داشت که راجع به آن ها هم پرسیده بود . خلاصه بعد از چند بار میل زدن یک روز با ماشینش آمد دم خانه ما و من موتورش را تنظیم کردم و در حین کار کردن چند تائی پند !! ( دقیقا پند !! ) بهش دادم و خوشحال و راضی رفت . یک مدت بعد در وبلاگ شری ( اگر اشتباه نکرده باشم ) یکی به من فحش میداد . بعد این فرهاده هم یک کامنت در دفاع از من نوشت که سهیل خیلی بچه خوبی است و چند وقت پیش هم ماشین من را درست کرد و هم رابطه من و دوست دخترم رو مرتب کرد و از این حرفها ...
بعدش یک نفر دیگر که اسمش یادم نیست کامنتی گذاشت که خدایا مردم از خنده ! ترکیب مکانیک و روانشناس دقیقا اسطوره تفکر ایرانی از آدم همه کاره و...
از یک طرف خیلی عصبانی شدم و از یک طرف کلی خندیدم که راست میگه واقعا ! این چه مسخره بازی است...
پی نوشت : کسری یکی دوساعت پیش از انگلیس زنگ زد و نزدیک به یک ساعتی حرف زدیم . من و او تقریبا با هم بزرگ شده ایم . واقعا جایش اینجا خالی است . به هرحال این تماس تلفنی خیلی خوب بود .
پی نوشت : وبلاگ متولد زن متولد 57 را خیلی خیلی دوست داشتم . از خودش هم خیلی خوشم می آمد . واقعا بچه نازنینی بود . تا آن جائی که من خبر دارم دیگر نمی نویسد . شما در گوگل سرچ کنید و ببینید که آیا باز می نویسد یا نه ؟ اگر می نویسد حتما به من هم خبر بدهید .
وبلاگ ارمیتا یا گربه وحشی اولین وبلاگی بود که من در زندگی ام خواندم و اصلا از طریق همین وبلاگ وارد دنیای وبلاگستان شدم . افسوس که دیگر نمی نویسد .
پی نوشت : این جیپ شهباز را چندسال قبل داشتم . به زیر بندی و جلوبندی تقویت شده اش دقت کنید .
http://i27.tinypic.com/2vb8uf4.jpg
مسابقه دودیفرانسل سایت پرشین اف راد پارسال :
http://i30.tinypic.com/r2lsma.jpg
داف ماجراجو !
http://i31.tinypic.com/11rgfiu.jpg
عده ای خوانندگان این وبلاگ که یک جیپ دیگه رو با مال من اشتباهی گرفتن ! بعدش ریختن توش عکس گرفتن !! :
http://i29.tinypic.com/ipuwap.jpg