به خدمت شما عرض شود که ٬ یک مقدار ای میل و کامنت خصوصی برای من رسیده که درآنها سئوالاتی هست . بعضی بی ربط و بعضی مرتبط . خلاصه این که امشب تصمیم گرفتم چند تائی اش را بجوابم ! چون فکر می کنم احیانا به درد دنیا یا آخرت شما هم بخورد . بنابراین همینجا جواب می دهم . امید است که جماعت مسلمین ( چه دافیان و چه اقایان ) این حقیر را از دعای خیر بی نصیب مگذارند .
اولین سئوال . دخترخانم بیست و هشت ساله . خارجی ! . یعنی از نیوزلند . فرموده اند که از بچگی . دجار تیک هستند . و این که شکل این تیک ها در ادوار مختلف گوناگون بوده و با هم فرق داشته است . گاهی به شکل اصوات مختلف از گلو و گاهی هم تکان های کوچک بدنی بوده . ظاهرا در مکان های مختلف شدت و ضعف دارد . یعنی در یک جمع رسمی تا حد زیادی می توانند خودشان را کنترل کنند . ولی در تنهائی یا جمع های خودمانی خیر . و این که می خواهند ازدواج کنند و این قضیه روی اعصابشان است .
اجازه بدهید کمی مفصل جواب بدهم . چون طبیعی است چنین مشکلی برای یک خانم تا حد زیادی اعصاب خرد کن است .
راستش من همیشه گفته ام دکتر خوب . به اندازه هم وزن خودش طلا قیمت دارد . مثلا می گویند فلانی برای یک عمل این همه دستمزد گرفته می گویم نوش جانش . کسی که تا این حد می تواند برای بقیه مفید باشد باید بیشتر از اینها بگیرد . در عوض دکتر بد . واقعا وحشتناک است . یعنی می تواند سرنوشت انسانها را نابود کند . تصور کنید که همین خانم. در کودکی رفته پیش دکتر . آن دکتر هم یک حرکت چرتی کرده و خلاصه رفتارش باعث شده این خانم دیگر هیچ وقت پیش پزشک نرود . با همین مشکل تیک بسوزد و بسازد. بی خودی این همه عذاب بکشد که چی...
باری . اول از همه این که دوست عزیز . بگذار برایت بگویم تیک چیست ؟
تیک در تعریف کلی . یعنی حرکتهای تکراری و هماهنگ گروه کوچکی از عضلات است که در انواع اختلالات عضوی . ( مثل انسفالوپاتیها و کره هانتینگون ) اختلال های هیجانی ( مخصوصا در کودکی ) و بیماری های دیگر مثل تیک توره ( اسم علمی اش نشانگان ژیل دولاتوره است ) رخ می دهد .
پس یک تیک ساده داریم و یک تیک توره . و اما تیک توره :
تیک توره به معنای تیک صدا دار است . یعنی طرف از دهانش صدائی در می آورد . مثل تو دادن نفس . یا بیرون دادنش . این موضوع می تواند به شکل کلمه هم باشد . در انواع نادر طرف هر از گاهی بی اختیار چیزی مثل یک فحش رکیک می دهد . این موضوع می تواند شخص را بالکل از اجتماع دور کند . به خاطر خجالت و سوتفاهمات مختلفی که رخ می دهد . یعنی این آدم توی تاکسی یا مغازه برایش هزار جور مشکل پیش می اید .بیمار ممکن است تا مرض خودکشی هم پیش برود . اما خوشبختانه بسیار نادر است .
از طرف دیگر یک سری نشانه های دیگر هم هستند که اغلب با تیک اشتباه می شوند . در واقع تشخیص افتراقی تیک عبارت از حرکات قالبی و وسواس های عملی است . تیک یک حرکت یا آواسازی قالبی ناموزون ناگهانی . سریع و برگشت کننده است . مثل چشمک زدن . بیرون آوردن زبان . صاف کردن گلو . اما حرکت کلیشه ای . یک رفتار حرکتی غیرکارکردی مکرر و به ظاهر اجباری است . مثل کوبیدن سر . حرکت نوسانی بدن یا گاز گرفتن خود . برخلاف حرکات وسواسی عملی . تیکها ساده ترند و برای خنثی سازی وسواس فکری انجام نمی شوند . البته بعضی افراد هم نشانه های اختلال وسواس فکری عملی و هم اختلال تیک را دارند و ممکن است شامل هر دو تشخیص باشند . برای مثال . شخصی که بعد از نشستن روی صندلی سه بار دیگر بلند می شود و می نشیند . این دقیقا یک وسواس عملی است ( در واقع مطمئن نیست که نشسته است ) تیک ساده تر و در حد یک پرش عضلانی کوچک است که ناخودآگاه انجام می شود . در عقب ماندگی های ذهنی . یک سری حرکات تکراری و بی معنی داریم . مثل چرخش مداوم سر که نباید با تیک اشتباه کرد . همچنین حرکات رفت و برگشتی اسکیزوفرنیکاتالونیک هم به هم چنین . باز نباید با تیک اشتباه کرد . اسکیزوفرنی مختلط . مثلا بیمار دوقدم می اید جلو و یک قدم می رود عقب. باز با تیک اشتباه نشود . عادت های رفتاری . مثل غنچه کردن لبها . خم و راست کردن انگشت و هرگونه رفتار جزئی ناشی از عادت ( روی عادت دقت کن ) هم با تیک فرق دارد . این افتراق ها در تئوری ساده است . اما در تشخیص بالینی یا کلینیکی میتواند گیج کننده و مشکل باشد . لاجرم یافتن اتیکت صحیح ساده نیست و عموما احتیاج به تجربه بالینی دارد . برای مثال شما به طور روزمره بیمار کاتالونیک را نمی بییند . مگر این که مدتها در بیمارستان های روانی چرخیده باشید .
مشکل شخص شما در زمان های مختلف از نوع تیک ساده یا توره بوده است . از طرف دیگر تیک هم مثل خیلی از ناراحتی های روانی می تواند مشکل عصبی باشد و یا مشکل محیطی و روانی . یعنی فرض کن یک نفر بر اثر یک ضربه مغزی دچار بیماری اضطراب می شود و یکی دیگر بر اثر مشکلات تربیتی و محیطی . این دو با هم فرق دارند . در حالت اول یک مشکل سخت افزاری هست . مثل کم و زیاد بودن برخی هورمون ها و...و در نفر دوم مغز و اعصاب کاملا سالم است . ولی محیط باعث بیماری شده است .
یا این که بگویم یک ماشینی خراب است و مرتب خاموش می شود . و یا این که یک ماشین سالم است اما راننده اش بلد نیست رانندگی کند .
براساس حرفهای که گفته ای و همچنین حدس های من . تصور می کنم مشکل تو ریشه در نوع تربیت و محیط زندگی ات دارد .علی الخصوص این که گفتی در بعضی شرایط می توانی تیکت را کنترل کنی . یک شاهد قوی است بر این که مشکل تو ربطی به سلسله اعصاب و اختلالات مغزی ندارد . چون اگر اینطور بود نمی توانستی هیچ کنترلی بر رویش داشته باشی .
حالا دقت کن . ایا در کودکی عادتی مثل گاز گرفتن لبها . ناخن جویدن . کندن و دستکاری زخمها و ....چیزی از این قبیل داشتی ؟
ایا پدر یا مادر یا هردوی آنها در تربیت تو خشک و جدی بودند ؟ تربیت سنتی و بدون انعطاف داشتی ؟ یا این که به نوعی مذهبی بودند ؟
در اطرافیانت کسی دچار مشکل وسواس هست ؟ مثل چندبار وضوگرفتن . دقت بر روی مسائل نجسی و پاکی . شستن مکرر دستها و...
عادت به شمردن اشیا داری ؟ یا مثلا موقع راه رفتن سعی می کنی پایت را روی خط موزائیک ها نگذاری یا مثلا ترتیب خاص دیگری را رعایت می کنی ؟
خودت دارای وسواس خاصی هستی ؟
اگر جواب حداقل یکی .یا دوتا از این سئوال ها مثبت باشد که به احتمال بسیار قوی فکر می کنم هست . بنابراین مشکل تو فقط در یک کلمه خلاصه می شود :
اضطراب
یا بهتر بگویم مشکل تو ریشه در اضطراب سرکوب شده دارد . یا باز دقیقتر . تو دچار یکی از انواع اختلالات وسواسی اجباری هستی .
ایا عادت داری همیشه نگران و مضطرب باشی ؟ از چیزها و خطرات ناگهانی می ترسی ؟ مثل مرگ ناگهانی نزدیکان . یک تصادف . زلزله . بیماری و....کلا عادت داری وقتی مثلا برادرت دیر به خانه برسد هزار جور فکر کنی ؟ تصور کنی که لابد تصادف کرده و...
بسیار بعید می دانم تو ٬ عزیز من ٬ آدم ریلکس و خونسردی باشی . تیپ شخصیت تو شخصیت مضطرب است .و همچنین آدم منظم و مقرراتی هم باید باشی . کسی که سر قرار دیر نمیکند . آدم مودب و مرتب ...
حالا این چه ربطی به تیک دارد ؟
ببین . بگذار راحت و ساده بگویم . تربیت تو . مثل خیلی از ما . تربیت سنتی ایرانی بوده که اغلب باعث تعارض بین خواسته ها و تمایلات شخص از یک طرف و محدودیتها و قوانین خانواده از طرف دیگر می شود . تو خیلی وقتها نمی توانستی چیزی که می خواهی را بر زبان بیاوری . تو نمی توانستی راجع به تمایلات طبیعی ات حرف بزنی . چون این چیزها باعث شرمندگی تو می شد . چون این چیزها از نظر بقیه شرم آور و گناه بود . چون ممنوع بود . و..و...
خوب . تصور کن یک بچه خیلی شلوغ داریم . تو می خواهی از شرش خلاص شوی . می اندازیش توی یک اطاق و درش را هم قفل می کنی .او هم ساکت نمی نشیند . شروع می کند با مشت به در اطاق کوبیدن و سعی می کند در را باز کند . افکار مزاحم در مغز ما . وقتی سرکوب می شوند . یا واپس زده می شوند . همین اتفاق می افتد . اضطراب و تمایلات سرکوب شده در تو به شکل تیک بیرون می ریزند...
می خواهم بگویم تو عادت به خود خوری و درون ریزی احساساتت داری . به قول عوام میریزی توی خودت..در ادمهای مختلف این موضوع به اشکال مختلف بروز می کند . یکی تپش قلب می گیرد . یکی جوش می زند . یکی سر درد می گیرد و...در تو هم می شود تیک...
وسواس اجباری هم بدین ترتیب است . اول یک فکر مزاحم و تکراری می اید . بیشتر اوقات هم غیر منطقی است . مثل این که اگر دستم کثیف شود مریض می شوم . در پاسخ به این فکر . شخص یک سری رفتاری های تکراری و ائینی انجام می دهد که ما می گوئیم مناسک . مثلا سه بار دستش را می شوید و اب می کشد . اگر این کار را نکند به شدت مضطرب می شود . یعنی شستن دست باعث کم شدن اضطرابش می شود . پس چی شد ؟ یک فکر مشخص و تکراری به اضافه یک عمل مشخص و تکراری به همراه هم می شود اختلال وسواسی اجباری .
حدس می زنم تو به نوعی دچار وسواس هم هستی . به هرحال در تیک کل این موضوع خیلی سریع و لحظه ای اتفاق می افتد .
باری . این ها که گفتم فقط کلیاتی بود تا کمی با موضوع اشنا بشوی. و اما درمان مشکل تو چیست ؟
اول از همه رعایت یک سری موضوعات . مثل پرهیز از خودخوری و درون ریزی . به هر شکلی که بتوانی باید از شخصیت فعلی ات فاصله بگیری . باید سعی کنی زندگی را کمی شل بگیری . از نگرانی دوری کنی . ریلکس و خونسرد باشی .
روش هائی مثل مدیتیشن و مراقبه های مختلف هم می توانند کمک کنند .
و یک چیز دیگر . نوعی درمان که به نام درمان رفتاری معروف است . بگذار بگویم تا به حال یک مورد درمان تیک موفق با همین روش داشته ام . شاید این روش به نظرت مسخره یا عجیب بیاید . ولی به هرحال ممکن است نتیجه خوبی بگیری .
یک کش پول . از این کش های نایلونی که دور بسته پول می اندازند . یکی از همین کش ها بینداز دور مچت . هر وقت دچار تیک شدی . یک بار این کش را بکش و رها کن . طوری که وقتی به مچت می خورد کمی دردت بیاید . این کار به نوعی بین تیک و درد مچت یک رابطه شرطی کوچک برقرار می کند . هر روز این کار را تکرار کن . لازم نیست بقیه از این موضوع مطلع شوند . لازم نیست جلوی بقیه این کار را بکنی . البته این موضوع مربوط به خودت است . اصل قضیه این است که بتوانی بعد از هر تیک . یک بار این کار را انجام بدهی . یعنی تیک . مساوی بشود با یک درد خفیف .
در ضمن این روش در ظرف یکی دو روز هیچ اثری ندارد . بعد از حدود دوهفته کم کم تعداد تیک هایت کم خواهد شد . اگر چند روز انجام بدهی و بعد ولش کنی هیچ نتیجه ای نخواهی گرفت .
همه این ها را گفتم .ولی یک توصیه دیگر هم دارم . واقعا چرا پیش یک دکتر نمی روی ؟ این همه عذاب می کشی که چه بشود ؟ شما پیش دو نوع متخصص می توانی بروی . اول روانپزشک و دوم متخصص مغز و اعصاب . دقت کن که عرض کردم روانپزشک و نه روان شناس . در ضمن داروهای مغز و اعصاب یا روانپزشکی همگی حداقل به یک ماه زمان نیاز دارند تا جواب بدهند . شما گفتی یکی دوهفته دارو خورده ای و بعد نتیجه نگرفتی . راستش اگر جواب می گرفتی عجیب بود . عزیز من پیش دکتر برو و اصلا هم لازم نیست پیش یک دکتر خیلی معروف و خاص بروی و طرف سه ماه بعد به تو وقت ویزیت بدهد . پیش یک دکتر معمولی هم بروی کافی است . مشکل تو اصلا چیز غریب و خاصی نیست . هر پزشک دارای تخصص روان یا مغز و اعصاب به راحتی می تواند تو را درمان کند .
راجع به ازدواج اینده ات پرسیده بودی و این که اگر بخواهی بچه دار شوی و مشکلات و.... مطمئن باش تیک تو دچار هر شکلی شود . هر نوع خاص نفس کشیدن یا هر نوع پرش عضلانی دیگری ...خلاصه این که کوچکترین ارتباطی بین این موضوع و سلامت جنین وجود ندارد . راجع به این موضوع کاملا خیالت راحت باشد .
نهایتا امیدوارم جواب سئوالت را گرفته باشی . دوباره توصیه می کنم که به یک دکتر مراجعه کن خانم عزیزم .
و اما سئوال دوم و پاسخ دوم . خانم دکتری که بیمار مردی دارند که در کودکی مورد سو استفاده قرار گرفته و :
سلام سهيل.کتاب نیکخواه آخرین چاپش 84 بود و چندجا که رفتم فعلا پیدا نکردم.یه کتاب دیگشو که خوندم نوشته بود که قربانیهای چایلد سکشوال ابیوز باید در مورد اثرات اون حادثه با روانکاو صحبت کنن که اون پسر اصلا حاضر نیست و به من گفته برای همیشه فراموش کن چی گفتم.مشکل اصلی روحیش خشم انفجاریه که اصلا آستانه خشمش معلوم نیست و ایمپالس داره.یه بار ضبط ماشینشو شکونده یه با زده دماغ یکیو شکونده و یک ملیون دیه داده.ظاهرا خیلی آرومه اما سالي دو سه بار اينجوري شده. در مورد كنترل خشم چه پيشنهادي داري .چون من خودم بايد كتابشو بخونم و بهش بگم .كلا غير از ورزش چه راهي هست كه اين بتونه خشمشو كنترل كنه هميشه .
خوب . اول از همه خدمتان عرض کنم که من به شخصه چندان ارتباطی بین قضیه خشم انفجاری و....با مشکل سواستفاده جنسی نمی بینم . قضیه به این سر راستی و سادگی نیست . بیشتر به این شکل است که این اقا دچار اختلال شخصیت وابسته و انفعالی است . او دقیقا مثل چیزهائی که در پاسخ به سئوال بالا گفتم مشکلش محیط و سرکوبی شدید خشم است . او هر لحظه عصبی و خشمگین است . منتهی این موضوع را بروز نمی دهد . یعنی محیط به او اجازه ابراز نمی دهد .
او در کودکی چنین تجربه هولناکی داشته . بسیار خوب . بحثی نیست . منتهی نمی شود هر چیزی در شخصیت فعلی را به آن موضوع ربط داد . بدون شک این تجربه اثرات مخرب زیادی دارد . اما چیزی که هست . اکنون این مسئله یک دستاویز شده برای یک سری موضوعات جدید .
از سوی دیگر او در حال بازی کردن نقش یک قربانی تمام عیار است . مطمئنا او برای شما موارد زیادی از قربانی شدن هایش را تعریف کرده . مثل رئیسی که با او بدرفتاری می کند . پدر یا مادر سنگدل و بی مسئولیت . دوست دختر بدجنس و بی احساس و....انگار که در تمام موارد دیگران مسئول بداقبالی و بدبیاری های او هستند . چنین آدمی از یک طرف کمک می خواهد و از سوی دیگر هر پیشنهادی را به نوعی و به یک دلیلی رد می کند .اجازه بده یک توصیه کوچک بکنم . همیشه دقت کن ببین طرف به چه چیزی چسبیده . یعنی مشکلات فعلی اش را ناشی از چه چیزی می داند . قطعا هر مشکلی ریشه در علتی دارد . ولی اگر طرفت این موضوع را تعمیم نا به جا می دهد . اگر تاکید بیش از حد می کند . اگر به نوعی سعی در پر رنگ نشان دادن یک سری حوادث دارد . این جاست که باید مواظب اختلل شخصیت پسیو . ( منفعل ) و یا درد و دل کننده های حرفه ای و یاری خواهان هر روزه باشی . مخصوصا اگر طرفت ازجنس مخالف باشد و باز اگر بین هفده تا چهل سال داشته باشد .
باری .او در حالت عادی چندان مشکلی ندارد . مشکلات موقعی شدید و غیر قابل حل می شوند که او یک گوش شنوا ( مثل شما ) پیدا کند . به هرحال اینها که گفتم فقط کلیات و بیشتر مبتنی بر حدس و گمان بود .
نهایتا این که چنین افرادی . دارای این استعداد خاص هستند که درمانگر را وارد یک سیکل معیوب و بی نتیجه بکنند. او از یک طرف مشکلاتش را شرح می دهد و از سمت دیگر راه های عملی کمک شما را مسدود می کند . یک هشدار برای شما دارم. ممکن است بعد از مدتی کنترل اوضاع را از دست بدهید و رابطه بیمار و درمانگر وارد سیکل دیگری بشود که اصلا خوشایند شما نیست . مواظب باش که او احتمالا باهوش است و همچنین حرفه ای است . یعنی یک حرفه ای در بازی کردن نقش قربانی . او می تواند احساسات شما را شدیدا برانگیخته و جریحه دار کند . همین که شما گاهی به او فکر می کنید و سعی در کمک دارید یعنی او تا به حال خوب جلو رفته است . نهایتا پیشنهاد می کنم او را به یک روانشناس ارجاع دهید . خلاصه این که اجازه ندهید او فکر شما را مشغول کند . چون این دقیقا همان چیزی است که او ناخودآگاه انجام می دهد . شکستن بی مقدمه و چکشی این سیکل باعث می شود او غر غر کنان از مطب شما بیرون بیاید . با این فکر که فلانی دکتر بسیار بدی است. از طرف دیگر این که ساعتها بشینی پای صحبت های طرف هم اشتباه است . بین این دو باید بگردی و راه حل مناسب پیدا کنی . من نمی توانم از این جا پیشنهادی داشته باشم . این موضوع به تشخیص خودت بستگی دارد .
خشم چیست ؟ تعریف ساده خشم و عصبانیت در واقع ناکامی است . ناکامی ناراحتی و خشم را درپی دارد . دوباره تکرار می کنم که انفجارهای این اقا به دلیل سرکوبی بیش از حد است . او باید بتواند از این کار پرهیز کند . یعنی خشم را براز کند . همان عصبانیت های کوچک روزمره . این موضوع از انبار شدن خشم و سرخوردگی اش جلوگیری می کند . لبته این امر به زبان ساده است . مخصوصا که این تیپ آدمها انتظار زیادی هم از خود و دیگران دارند . این تیپ شخصیت ها بالقوه می توانستند موفق و شادکام باشند . اما بدبیاری ها و یک سری مشکلات دیگر آنها را ناکام و شکست خورده کرده است ....
نهایتا این تیپ آدمها . به نوعی در مرز هستند . نه آنقدر باهوش و لایق که بر نابسامانی های زندگی خود غلبه کنند . و نه آنقدر عادی و متوسط که متوجه این مسائل نباشند . بنابراین آنها توقع بیشتری دارند و از بخت بد . کمتر نصیب برده اند...
قربانی های سواستفاده جنسی در کودکی . بسیار بیشتر از آن هستند که شما فکر می کنید . منتهی این مسائل همیشه در خفا می ماند و کتمان می شود . اکثرا ترجیح می دهند این راز را دفن کنند . قطعا این موضوع اثرات سو بسیاری دارد . از طرف دیگر دامنه اسیب هم حدی دارد . شکستن دماغ یک نفر در یک دعوای خیابانی چندان ربطی به سواستفاده ندارد . بلکه ریشه در مسائلی دیگر خواهد داشت....
پی نوشت : چقدر زیاد بود .خسته شدم . حالا من این همه روده درازی کردم بعدش خوبه که این ها اصلا نیان بخونن ! فک کن !!
پی نوشت : این دوتا خانم قبل از من رفته بودن پیش یکی از همین وبلاگ نویسها که طرف خیلی هم ادعا داره . سئوالاشونو پرسیده بودن . بعدش اون طرف گفته بود اگه از این دستگاه های جی پی اس و اینجور چیزها ازش بخرن خوب میشن ! این بیچاره ها هم کلی پول داده بودن و بهشون یک دستگاه چینی کوچولو داده بود که دو روز بعد هم خراب شده بود ! کلی هم منت سرشون گذاشته بود و گفته بود اگه مشکلی دارن برن خورش الو اسفناج بخورن روزی سه وعده ! فک کن که بعضی ها چه کارهائی می کنند ! حالا من نمی خوام اینجا پشت سر کسی حرف بزنم و اسم هم نمی برم ! فقط بدونین اسمش شیش حرفیه و اولش شین و اخرش هم گیم داره !! یکی نیست بهش بگه چرا سو استفاده می کنی ؟!! این کارهای پوپولیستی چیه آخه خجالت هم حوب چیزیه !!