تعبیر یک رویا......
یکی از دوستان مدتها پیش یکی دوتا از خواب هایش را برای من نوشته بود و من قول داده بودم که تعبیرش کنم . متاسفانه این قول فراموش شد و ایشان مجددا چند روز پیش این موضوع را یاد آوری کردند . متن اصلی رویای ایشان به همراه تعبیر آن را در اینجا می گذارم . صرفا به خاطر این که شاید برای بعضی از شما جالب باشد . نام ایشان بنا به دلایل مشخص حذف شده است . و قبل از هر چیز هم خواهش می کنم به این موارد عنایت داشته باشید
۱ ) نکات بسیار مهمی مانند چگونگی تعریف کردن رویا و اشنائی با کسی که صاحب رویا است و مواردی از این دست به دلیل مشکلات و موانع ارتباط های اینترنتی قابل دسترس نیست . این باعث می شود پاسخ من احتمال خطای بالائی داشته باشد .
۲) رویا یکی از سه شاهراه اصلی ورود به ناهشیار است . اما به تنهائی کافی نیست .
۳) تعبیر یک رویا در روانکاوی مطلقا ارتباطی به آن چه در زندگی روزمره به نام تعبیر خواب می شناسیم ندارد . مضاف بر این که تعبیر خواب در روانکاوی به هیچ وجه معطوف به اینده نیست . بلکه به نوعی یک پیغام از طرف ناهشیار محسوب می شود و به گذشته و حال دلالت دارد .
و حالا آن چه رویابین به ما گفته است :
من معمولن خودم رو تو خواب به عنوان سوم شخص می بینم مثل اینکه از زاویه ی یه دوربین دارم خودم رو می بینم...(نمی دونم تونستم درست منظورم رو برسونم یا نه) معمولا تو خواب موهام کوتاهه ( در صورتی که تو عالم واقعیت موهای بلندی دارم) و اینکه تو عالم خواب تی شرت و شلوار سفید تنمه که تی شرت هیچ طرحی نداره و آستین هاش هم کوتاهه...تیپی که می بینم خیلی شبیه به 5-6 سالگی ام باشه. آخرین باری که موهام کوتاه بود تو دوره راهنمایی ام بود یعنی تقریبن در 12 سالگی. الان 22 سالمه.
اینها را که گفتم از اسم واقعیم پرسیده بودی و رنگ چشمهایم و پاسخ من:
چشمام در خواب ها قرمز نیست اما یه حالت خاص داره... انگار که ترسیده باشم. یا یه حالت تعجب یا اضطراب... اون تصویری که از خودم می بینم کودک تره و حتی حالت چشماش که یه جور حالت ترس یا اضطراب توشه یه جورایی بانمک تر و دوست داشتنی ترش می کنه. در ضمن انگار کودکه! یعنی از لحاظ تیپ و هیکلش می گم...!رشد نکرده...شاید تیپی که می بینم خیلی شبیه به 5-6 سالگی ام باشه. آخرین باری که موهام کوتاه بود تو دوره راهنمایی ام بود یعنی تقریبن در 12 سالگی. الان 22 سالمه.اسم اصلیم هم ...
در 12- 13 سالگی یه بار خواب دیدم یکی(که خودم بودم) با لباس شنل مانند سیاه و چشمای قرمز تعقیبم می کنه من فرار کردم به سمت یکی از اتاقهای خونمون که تمام فرش ها و وسایل توش برداشته شده بود و یه دیگ بزرگ رو آتیش بود من وارد اتاق شدم یه نفر آشپز اون دیگ بود که خودم بودم با چشمهای ترسناک و یه لبخند مشمئز کننده که ملاقه رو داخل دیگ کرد و تو اون دیگ کله پاچه آدم در حال جوشیدن بود و یه ملاقه از محتویات اون دیگ رو ریخت داخل سینی اون منی که وارد اتاق شده بود اون من سینی رو پرتاب به زمین کرد و فرار کرد(تو این خواب چهار تا من بود... یکی خودم که که زاویه ی دوربین می دیدم یکی اونی که شنل سیاه تنش بود و یکی که آشپز بود و یکی که که وارد اتاق شد و فرار کرد به جرات می تونم بگم وحشتناکترین خوای تمام عمرم بود و حالا بعد از گذشت حدود ده سال وقتی دارم تایپش می کنم دستام یخ کرده)
بعضی از خواب هام موزیک بک گراند دارن!!! موزیک خاصی هم نیستا... بیشتر شبیه اینه که یه بچه پشت پیانو نشسته باشه الکی واسه خودش آهنگ بزنه... یا شایدم شبیه موسیقی که تو کلیساها پخش می شه... در کل با ریتم خواب هم خونی داره...
تعبیر :
این که خودت را به صورت سوم شخص می بینی به جداسازی خودت از کارهایت دلالت دارد . به نوعی فرار از مسئولیت است و انگار که بخواهی از نوعی قضاوت منفی شانه خالی کنی . استتار و پنهان شدن است .
اگر به خودم کمی اجازه ریسک کردن بدهم باید بگویم که تو دارای شخصیت دهانی هستی که یکی از مراحل چهارگانه شخصیت در روانکاوی است . ویژگی های آن خوب صحبت کردن . علاقه به سیگار و آدامس و چیزهائی از این دست است . این شخصیت کمی تا قسمتی وابسته هم هست . مضاف بر این که گاهی اوقات حرفهای دیگران را با خوشبینی بیش از حد می پذیرد
چیزی که در رویاهای تو بیش از حد جلب توجه می کند حسرت و ارزوی معصومیت دوران کودکی است . شلوار سفید یک اشاره کاملا واضح به پاکدامنی خاص دوران قبل از بلوغ است و استین کوتاه هم بر عدم دسترسی به موارد گناه الود و باز عدم توانائی بر انجام کارها و فعالیت های مختلف دلالت می کند . علاقه زیاد به عدم مسئولیت پذیری است . این هم یک تایید می تواند باشد برای نظری که در مورد تیپ شخصیت تو گفته بودم .
و اما کابوسی که در دوازده سالگی دیده بودی :
من از رنگ چشمانت در خواب پرسیده بودم و این که ایا قرمز هست یا نه ؟ این برای این بود که بتوانم آن چیزی که در روان کاوی به آن می گوئیم حیث خیالی را شناسائی کنم که البته در رویای تو دارای شنل سیاه هم هست . حیث خیالی نوعی هویت مجازی است که از ایده ال های جامعه و آرزوهای خودمان تشکیل شده است . شنل سیاه در اینجا جز حجاب چیزی نیست . و به معنی دستورات دینی و الزامات اخلاقی هم هست .
اطاق خالی و آن دیگ در حال جوشیدن بدون شک به معنای زنانگی و جنسیت است . در چند سطر و به طور کلی سناریوی رمز گشائی شده آن کابوس یک چنین چیزی است :
تو بالغ شده ای و کم کم مورد خطاب الزامات سنتی و دینی جامعه ما قرار گرفته ای . چیزهائی که لزوما دوست نداری و نمی خواهی به این شکل زندگی کنی . آن خود سیاه پوش تو را تعقیب می کند . یعنی دیگرانی که از تو می خواهند قوانین اسلامی را رعایت کنی وگرنه گناه می کنی و طبعا عذاب خواهی کشید .
تو به اطاقی پناه می بری . در واقع این به معنای این است که ازدواج می کنی تا دیگران و دستورات دینی را رعایت کرده باشی و معیارهای اخلاقی را حفظ کنی . اما می ترسی حتی این هم چاره تو نباشد . یعنی همان دیگ کذائی و کله پاچه آدم .
تو از این می ترسی که با ازدواج هویت شخصی خودت را از دست بدهی و تبدیل به یک زن معمولی و عادی خانه دار بشوی که صرفا کارکردهای جنسی دارد ( لزوما این حرف درست نیست . اما رویای تو چنین تعبیری دارد )
دوست داری رشد کنی و مستقل باشی . نمی خواهی صرفا یک ابزار باشی به مثابه یک شخصیت منفعل که فقط نقش جنسی دارد .
ساده بودن پیام رویای تو به دلیل این است که هنگام دیدن آن رویا سن کمی داشتی و قطعا رویاهائی که در سن حاضر می بینی پیچیده تر خواهند بود .چیزی که دیده ای در واقع برداشت های یک کودک سیزده ساله از وقایع اطراف خویش است به همراه چیزهائی که از اطرافیان شنیده و گاهی این قبیل رویاها تکرار می شوند که نشانگر تاکید ناهشیار برای پاسخ است .
باری . در عین حال سرکوب شدید جنسی هم در جا به جای رویای تو دیده می شود . باید با خودت کنار بیائی و به خودت بقبولانی که اعمال جنسی ابدا کثیف و غیراخلاقی نیستند . صرفا غریزه هستند و با خوردن و خوابیدن هیچ فرقی ندارند . مضاف بر این که تو به عنوان یک انسان حق مسلمی برای ارضای این گونه نیازها داری و اجازه نده الزامات کلی اجتماعی و اخلاقی بین تو و یکی از احتیاجات اصلی یک زندگی سالم فاصله ایجاد کند .
موزیکی که در رویاهایت می شنوی بیشتر نقش مکمل و تاکیدی دارد و هدف آن ادامه رویا و حفظ آن است . می خواهد نگذارد تو بیدار شوی و رویاها ناتمام بمانند .
از اسم اصلی ات پرسیده بودم . اسم مجازی تو ... است که باز یک معنای به شدت زنانه دارد و اسم واقعی ات که نمی توانم اینجا بگویم . به جایش می گویم معصومه که تقریبا با اسم اصلی ات مترادف است . نامی که خودت انتخاب کرده ای در یک کلام دقیقا مخالف اسم اصلی تو است . این نشان می دهد به نوعی بین ایده الت که یک هویت و زندگی مدرن و امروزی است با هویت خانوادگی و سنتی ات گیر افتاده ای . تلاش تو را نشان می دهد برای ارضای آن چه از زندگی می خواهی و فرار از قید و بند یک زندگی سنتی و معمولی و آن چه سنت و اجتماع از یک زن می خواهد .
این خوب است و من کاملا تو را تایید می کنم . حق بدیهی تو برای شکل دادن به زندگی و اینده خودت به عنوان یک انسان کاملا پذیرفتنی است . برو جلو و از هیچ چیز نترس . آن چه تو را احاطه کرده و مانند دیوارهای سنگی و بلند جلوه می کند در واقع چیزی جز نقاشی های کاغذی نیست . نوع خاص شخصیتت تو را مستعد قبول یک سری معیارهای قدیمی و سنتی می کند که بزرگترین تهدید برای تو در راه زندگی ایده الت است .
باید بتوانی به خودت ثابت کنی که هرچه والدین و دیگران به ما می گویند درست نیست و زندگی امروزی با رعایت این موارد خیلی سخت خواهد شد . فاصله بگیر از این معیارها و از این خط قرمزها بدون هیچ تردیدی بگذر...
رویای تو یک پیام واضح و روشن بود . هرآنچه من در بالا گفتم هم فقط رمز گشائی این پیام بود . این که از اعماق وجودت چنین موافقت و تاییدی بر فرار از زندگی متوسط هست بسیار عالی است . این یک علامت مثبت برای آن چیزی است که به آن انگیزه های پیشرفت می گوئیم . بد نیست بدانی خیلی ها چنین انگیزه هائی ندارند و این که برای موفقیت یک شرط اساسی است . خوشبختانه سن و سالت هم به تو فرصت رسیدن به هر ارزوئی را می دهد .
تصور می کنم همین الان هم در چنین راهی باشی .اگر نیستی هم بد نیست قدم در این راه بگذاری . من هم چیز خاص و نگران کننده ای در رویای تو ندیدم . تعبیر رویای تو به زبان ساده همان چیزی است که در این پست خواندی . توصیه می کنم که زیاد درون خودت کند و کاو نکنی و بیشتر به دنیای اطراف خودت توجه کنی .
نهایتا از اعتماد و لطفت ممنونم و بابت تاخیر در پاسخ هم امیدوارم من را ببخشی .
همین
پی نوشت :
این هم یک تعبیر دقیق و خیلی علمی برای بعضی از دوستان که احتمالا هوس کرده اند یک خواب برای دلقک تعریف کنند و تعبیرش :
شما به زودی به یک مسافرت خفن خواهید رفت ! یا کیش یا جزایر هاوائی ! به شدت خرید خواهید کرد ! چون قبلش مبلغ یک میلیارد تومان در قرعه کشی بانک برنده شده اید ! اون پسر خوش تیپه هم همین امروز فردا عاشق شما میشه و وقتی مثل ته سیگار لهش کردید خودکشی خواهد کرد و دل شما مثل ابسرد کن خنک خواهد شد ! یک جراح خیلی معروف پلاستیک هم همین هفته اینده بر اساس یک سری دلایل نامعلوم تصمیم می گیرد شما را مجانی عمل کنه ! هزار تا عمل می کند و علاوه بر دماغ کوچولو و سربالا دارای می می های خوشگل هم خواهید شد و البته قد شما هم نیم متر بلند تر می شود و دیگر لازم نیست برای دیدن پیشخوان سوپر دریانی ها روی پنجه پا بلند بشید . کلا صاحب یک زندگی خواهید شد که آنجلینا جولی هم اگر بشنوه از غصه دق خواهد کرد و بعدش می تونید با یک نگاه کوچولو براد پیت را عاشق خودتان کنید !
ولی شما به این نتیجه می رسید که دلقک کیس خیلی بهتری است ! ( البته کاملا منطقی است ) ولی متاسفانه ایشان روی در قلبش نوشته ورود عشق ممنوع ! شما می توانید خنده کنان وارد شوید و بگوئید من متاسفانه علاوه بر سواد شعور هم ندارم ! ولی باز جواب نمی گیرید چون دلقک کلا از هرنوع قفس طلائی بیزار است ! فک کن !