تبليغاتX
عقاید یک دلقک

عقاید یک دلقک

آئین تقوی ما نیز دانیم . لیکن چه چاره با بخت گمراه..

تهران . یک شنبه شب .

 

خبری نیست . یا حداقل من خبر ندارم . تهران هنوز در بهت حوادث دیروز به سر می برد .

موسوی لحظاتی قبل یک بیانیه داد و مردم را به خویشتنداری دعوت کرد  . سازمان مجاهدین انقلاب هم یک بیانیه بسیار تند و تیز داده بود  . گویا امروز عصر قرار بود در میدان ونک راه پیمائی دیگری برگزار شود . نمی دانم کنسل شد یا برقرار بوده است .

فردا قرار است همه ماشین ها از ساعت پنج تا شش بعد از ظهر چراغ های خود را روشن کنند . این تصمیم به دلیل اعتراض به سرکوب های اخیر گرفته شده است . به نظر من بسیار ایده خوبی است .

امروز نوبت کلاس داستان نویسی بود . در واقع آخرین جلسه بود و نمی شد نرفت . اقای میرصادقی هرسال تابستان می رود آمریکا پیش دخترش و کلاس تعطیل می شود تا مهر .

 بچه های کلاس  که در راه پیمائی شنبه بودند چیزهای هولناکی تعریف می کردند .  یکی از بچه ها می گفت  که چطور جوانی در چند متری اش با گلوله ای در مغز شهید شده است .

ظاهرا تعداد کشته ها خیلی زیاد بوده است . من تا پنجاه نفر را هم شنیده ام . نمی شود فهمید چه کسی راست می گوید و کدام آمار با منطق سازگارتر است .  نمی دانم . نمی دانم . نمی دانم...

اغلب کسانی که در میدان انقلاب و خیابان ازادی حضور داشته اند شاهد کشته شدن کسی بوده اند . خیلی از شما صحنه کشته شدن آن دخترجوان را در تلویزیون دیده اید .

تعداد زخمی ها هم بسیار زیاد بوده است .

باری . اقای دانشجو مدعی شده است که قضیه مشارکت بیش ار صد در صد برخی حوزه های رای گیری مربوط به مسافرت و این حرفها بوده است و برای مثال از مازندران نام برده است . از طرف دیگر خیلی از حوزه ها نه جای توریستی هستند و نه دلیل دیگری می تواند عامل این آمار مضحک  باشد . مثلا خراسان جنوبی و جاهائی از این قبیل ....

فرمانده نیروی انتظامی در نامه ای به موسوی مسئولیت اتفاقات این چند روزه را بر عهده ایشان گذاشته است و همچنین مدعی است که تا به حال حتی یک تیر از طرف نیروی انتظامی به طرف مردم شلیک نکرده است ! خوب پس چه کسانی به مردم شلیک می کنند ؟ لباس شخص ؟ بسیج ؟ من حتی این ادعای وقیحانه را هم جائی خواندم که اساسا شلیک به مردم بی دفاع توسط برخی افراد مشکوک و برای مظلوم نمائی جریان اصلاحات انجام می گیرد ...

این حرفها شبیه حرفهای مسئولین در توجیه تخلفات انجام گرفته در انتخابات است . واقعا اگر قضیه برعکس بود و مثلا در انتخابات دوران خاتمی چنین چیزی پیش می آمد خود این اقایان چنین توجیهاتی را باور می کردند ؟

این اقای فرمانده چرا در پی کشف هویت و دستگیری قاتلان دیروز نیست ؟ 

 گویا میرحسین موسوی در اعتراض به ماجراهای اخیر تصمیم دارد از تمامی مسئولیت های دولتی خود کناره بگیرد . مثل فرهنگستان و جاهائی از این قبیل . امروز عصر داشتم به موسوی فکر می کردم و این که تحت چه فشار زیادی است و چقدر عذابش می دهند . دلم برای این مرد خسته و اندوهگین آذربایجانی می سوزد . شاید ستارخان دیگری شود یا باقرخان دیگری ٬ تا همین حالا هم میرحسین موسوی چنان رفتار کرده است که شایسته است نامش  با احترام ادا شود .

روزگار چه بازی هائی دارد .  میرحسین  در آن زمانی که نخست وزیر بود . واقعا فکرش را می کرد که روزی در خیابان های تهران عده ای به دلیل حمایت از او کشته شوند ؟

به ندا ٬ ندا اقا سلطان ٬ فکر می کردم . در این یکی دو روز اخیر خیلی ها به این دخترک فکر می کردند و این که چطور در کف خیابان جان داد . ندا در جمهوری اسلامی به دنیا آمد .متولد ۱۳۶۱  . دانشجوی فلسفه بود و جائی همین حوالی ٬ در همین شهر زندگی می کرد . آرزوهائی داشت و نگرانی هائی ٬ دوستانی داشت و  اتاق کوچکی . شاید عاشق بود . شاید  عاشقش بودند .  شاید همین چند شب پیش به خاطر فراغ معشوقش گریسته بود . شاید...شاید..شاید..

  وقتی از خانه بیرون می رفت نگران گشت ارشاد بود و این که مبادا به خاطر چند تار مو ٬ کمی ارایش . لب ها و گونه هائی که با حوصله و وسواس ارایش کرده بود . به خاطر چنین چیزهائی به بازداشتگاه برود و  همه آن نگرانی هائی  که برای جوانان ایرانی بخشی از زندگی روزمره است .

فلسفه می خواند . منطق بلد بود و استدلال ٬ آمده بود در راه پیمائی شرکت کند . او نگران سرنوشت کشورش بود .  و به همین دلیل در آن سیل گلوله و باتوم آمده بود به خیابان . نمی ترسید . ندای ما ٬ حق دارم بگویم ندای ما ٬ همان ندای خودمان ....

گلویش دریده شد با گلوله ای . گلوله کلت کمری ٬  خون بود که می ریخت روی زمین داغ و خاک الود .  اطرافیان با صدائی لرزان می گفتند نترس ٬ چیزی نیست ٬ خوب می شی ٬ چیزی نیست ٬

از واقعیت صحبت می کنم نه از تخیلاتم ٬ گلویش دریده شد با گلوله ای ٬ نمی توانست چیزی بگوید . اگر هم می توانست صدای آن حنجره خون آلود در آن شلوغی شنیده نمی شد .  صدایش پاشید در هوا  شد ستاره ٬ ندا ستاره شد . حالا خودش هم آن بالا است . در ستاره .

آقایان اجازه ندادند مراسم ختم برای ندا برگذار شود . واقعا هم نیازی به این حرفها نیست . ندای ما حالا در قلب یک ملت است . جائی که مال هرکسی نیست و با هزار تشریفات و دروغ و نیرنگ هم نمی شود به آنجا رفت . همچنان که خیلی ها دراین سی سال سعی کردند به آنجا بروند و نتوانستند !

چه بگویم ؟ چه باید گفت ؟ بنشینیم و خودمان را محاکمه کنیم که اگر این همه ملت سر به زیری نبودیم . اگر هر چه می گفتند باور نمی کردیم ٬ اگر خیلی وقت پیش جلوی دروغ و وقاحت بعضی از اقایان را می گرفتیم ٬ اگر  و اگر و هزار اگر دیگر ...

حالا نگاه کن ٬ ببین ٬ ببین  که سرسخت ترین و شجاع ترین افرادی که در راه پیمائی ها شرکت می کنند و با دست خالی با باتوم و گلوله روبرو می شوند دست پرورده های همین حکومت هستند . بچه هائی که متولد ۵۷ به بعد هستند . بچه هائی که از کلاس اول دبستان هزار و یک جور توی گوششان خوانده اند که  جمهوری اسلامی بهترین حکومت دنیا است و ایران ازادترین کشور دنیا است ! مگر اقای احمدی نژاد همین چند روز پیش نگفت ازادی در ایران چیزی نزدیک به ازادی مطلق است ؟! 

نسل قبلی نمی تواند باور کند که در میدانی از شهر تهران ٬ همانجا که به یاد انقلاب ۵۷ نامش آزادی است . همان خیابانی که صحنه بزرگترین درگیری های آنها با ارتش شاه بود ٬ همانجا که قرار گذاشتند دیگر در این کشور نه سرکوب باشد و نه اسارت و دروغ . در همین خیابان .در همین خیابان . همین خیابانی که نامش ازادی است .......

دیشب یک کالسکه بچه ٬ شکسته و گل الود در گوشه میدان  افتاده بود . گاهی اوقات  صحنه هائی می بینی که نمی شود درست بیانش کرد .

هنوز تب دارم و گلویم عفونت کرده است . با دهانی به تلخی زهر از دارو و بی مهری روزگار نشسته ام و این سطرها را می نویسم . از آن لحظه هاست که دلت می خواهد داد بزنی . فکر می کنم که آیا امیدی هست ؟

بله ٬ هزاربار بله ٬ به دلیل همین فریادهائی که سینه اسمان را می شکافد و اوج می گیرد . به خاطر همین فریادها  به همین دلیل و هزار و یک دلیل دیگر ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

درگیری های تهران . یک شنبه . ساعت دو صبح .

 

 گشت شبانه در تهران :

 وقتی از اتوبان نیایش که به سمت  ازادی می روید . نرسیده به خیابان ازادی . آخرین خروجی سمت راست به طرف دانشگاه شریف است .

از صدمتر قبل از خروجی ماشین مدتها روی سنگ و کلوخ راه می رود . به وضوح مشخص است که اینجا صحنه یک درگیری بسیار شدید بوده است . در گوشه و کنار نیمسوزها دود می کنند . شهرداری با عجله مشغول جمع کردن خیابان و مخصوصا ترمیم نرده های وسط اتوبان است که مردم ده ها متر از آن را کنده اند تا برای خود سنگر درست کنند و یا بتوانند به راحتی از عرض اتوبان عبور کنند .

وارد خیابان ازادی می شوم . به سمت غرب . به طرف میدان ازادی .  فقط یک کلمه برای توصیف آنجا کافی است : نوار غزه .

ماشین به جای اسفالت روی شیشه خرده و سنگ و کلوخ حرکت می کند . کف خیابان جا به جا سوخته است . مردم آتش درست می کردند تا از شدت گازهای اشک آور کم کنند . کمی جلوتر پایگاه مقداد متعلق به بسیج است . تعداد بسیار زیادی از نیروها روی زمین نشسته اند و بعضی ها تازه الان شام می خورند .

هنوز بوی اشک آور و دود توی فضا هست . بعضی جاها موقع عبور سرفه ات می گیرد و چشم ها اشک آلود می شود .

خیابان از ابتدا تا انتها در تسخیر یگان ویژه و بسیج است . امکان ندارد جائی را نگاه کنید و آنها را نبینید . دسته های بزرگی از آنها به سرعت از خط ویژه وسط خیابان عبور می کنند . با موتورهای تریل و وانت لندکروزهائی که شیشه ها و چراغ های آنها گارد و توری  فولادی دارد . یک طیف از نیروها در خیابان است . از بسیجی شانزده هفده ساله مسلح به باتوم های چوبی ساده بگیر تا نیروهای تا دندان مسلح  به آخرین تجهیزات .

ظاهرا بدترین درگیری ها متعلق به قسمتی از خیابان بوده  که به میدان ازادی منتهی می شود . شهرداری مشغول نرده کشی و ترمیم کارگاه های مترو و ساختمانی است . مشخص است دلیل این کار چه می تواند باشد . مردم مهمات خود ٬ یعنی سنگ و آجر را از آنجا بر می داشته اند . یک ایستگاه بی آر تی ( اتوبوس تندرو ) به کلی فاقد شیشه است .

میزان تلفات ؟ نمی دانم . آمارهای متناقض از این ور و آن ور شنیده می شود . چیزی که من دیدم ٬ فقط می شود گفت زیاد بوده است .

میدان آزادی بزرگ است . مدتی طول می کشد که آن را دور بزنید . توی چمن های وسط هم نیروهای یگان ویژه و بسیج تجمع کرده اند . وقتی می خواهید وارد خیابان ازادی بشوید تعداد زیادی . شاید چند صد تا موتور می بینید که پارک شده است . یکی دوتا ماشین عجیب و غریب دیدم که پشت آنها تانکر بود . این ماشین ها شعله افکن دارند . برای سوزاندن هوا و اشک آورهائی که مردم دوباره  به سمت نیروهای پلیس پرتاب می کنند . برخلاف تصور بعضی از مردم شستن صورت با اب  فقط اثرات  اشک آور را شدیدتر می کند .  فقط دود است که تا حدی چاره اش می کند .

نیروهای بسیج و یگان ویژه اغلب ماسک تنفسی ندارند و لاجرم آنها هم از تنفس هوای الوده به اشک آور مستفیض می شوند ! احتمالا ظرف چند روز اینده ماسک هم تهیه خواهند کرد . 

تقریبا تمام خیابان های متقاطع با خیابان انقلاب و ازادی صحنه درگیری بوده است .به این آمار بعضی شهرک های اطراف ازادی مثل آپادانا را هم اضافه کنید .  از سمت توحید به بالا . چیزی حدود پانصد متر از اتوبان چمران کف زمین سوخته و پر از سنگ و آجر است . مشخصا صحنه درگیری بوده است . جالب است که این صحنه ها ساعتها بعد از اتمام درگیری مشاهده می شود . هرچند که شهرداری با آخرین قوا مشغول پاکسازی خیابان ها است . بعید می دانم با حجم گسترده اثرات درگیری بشود تا صبح جمعش کرد .

طبق آخرین آمار ٬ شهرداری از سوختن چهارهزار عدد مخزن زباله در این چند روز اخیر خبر می دهد . مردم برای خنثی کردن اشک آورها این مخزن ها را آتش می زنند . شهرداری در حال تعویض آنها با نوع فلزی است .

تهران آرام است . مثل سکوت پس از جنگ ٬ فقط دسته های بزرگ نیروهای بسیج و پلیس در اتوبان ها حرکت می کنند . تجریش ٬ پل محمودیه . هر دو پر از نیرو است . همچنین میدان کاج در سعادت اباد .

بعضی از سفارت خانه ها برای پذیرش و درمان مجروحین اعلام آمادگی کرده اند .نمی دانم صحت دارد یا خیر . اگر درست باشد  اصلا خبر خوبی نیست . شایع است که این کار برای جلوگیری از شناسائی مجروحین توسط وزارت اطلاعات انجام می گیرد . فکر می کنم این حرف کمی مضحک است .  بعید به نظر می رسد اطلاعاتی ها علاقه ای به شناسائی مجروحین داشته باشند . چند تا اسم از آدمهای عادی به چه دردشان می خورد ؟ چه کسی در راه پیمائی شرکت کرد ؟  یا این که چرا سنگ خورد توی کله ات ؟ مسخره است .

باری ٬  یاهو اولین خبرش را به درگیری های تهران اختصاص داده است و مدعی است که خبرنگارهای خارجی اجازه ندارند از دفاترشان خارج شوند و از ماجرا عکس و فیلم تهیه کنند .

میرحسین موسوی با توجه به  درگیری های امروز عصر . یک بیانیه داده است . موسوی می گوید مسئولین کشور حدی برای رسیدگی به تخلفات تعیین کرده اند و آن جلوگیری از ابطال نتیجه انتخابات است ! این درحالی است که در حدود ۱۷۰ عدد از صندوق ها مشارکتی بیش از صد درصد را نشان داده اند . یعنی جائی که هزارنفر جمعیت دارد دوهزار نفر رای داده اند ! البته همگی هم به رئیس جمهور محبوب فعلی است ! و این اتفاق برای ۱۷۰ عدد از صندوق ها افتاده است . چه قشنگ !

قطعا در قانون پیش بینی شده که بالفرض چه تخلفی در چه حجمی می تواند باعث ابطال نتیجه انتخابات شود . حالا باید دید شورای نگهبان چه می کند .البته عملکرد آنها قابل پیش بینی است . منتهی فشار زیاد اعتراضات مردمی ممکن است آنها را هم مجبور به ابطال انتخابات بکند .

جالب این که لیست تخلفات حاوی مقدارزیادی تخلف است و هرکدام به تنهائی می توانند یک انتخابات را به کلی باطل سازند . میرحسین دوباره تاکید کرده که کوتاه نخواهد آمد .

این حرف را رهبر هم در نماز جمعه گفته بود . آنها هم می گویند کوتاه نمی ایند . نمی شود پیش بینی کرد آخر این ماجرا به کجا ختم می شود .

اقای لاریجانی امشب در تلویزیون یک برداشت خوش بینانه و ملایم از حرفهای رهبری ارائه داد . استفاده از آنالیزهای روان شناسانه در این ماجراها جوانمردانه نیست . منتهی حرکات جزئی پای ایشان نشان می داد که از صمیم قلب ارزو دارد همین الان صحنه مصاحبه را ترک کند . نهایتا همان فرمول همیشگی را تکرار کرد . اعتراض در چهارچوب قانونی . یعنی همان چیزی که موسوی در بیانیه آخرش تقریبا بی فایده دانسته است .

با شتاب اتفاقات در تهران و البته ایران ٬ اگر باز هم این درگیری ها ادامه پیدا کند . با توجه به حجم گسترده خسارت ها و تلفات از هردوطرف ٬ ممکن است به جائی برسیم که حتی میرحسین هم نتواند این ملت  خشمگین را ارام کند و چیزی که می توانست با یک جایگزینی در چهارچوب نظام فیصله یابد . با عبور مردم از موسوی  تبدیل به سیلی شود که همه را با خود غرق کند .

این حرفها  به نظر شما افراطی است ؟ شاید اینطور باشد . اما توجه کنید که تا همین چند هفته پیش هم اتفاقات حالا غیرقابل باور و دور از ذهن به نظر می آمد . تحولات اجتماعی رویدادهائی هستند که مهار و متوقف کردن آنها گاهی غیرممکن می شود .

تصور می کنم ایران در حال حاضر بیش از هرچیز به عقل سلیم و سرعت عمل و صد البته پذیرش خواسته مردم نیازمند است .

فعلا همین .

عکس های راه پیمائی و درگیری امروز  را ببینید ( منبع یاهو ) :

http://d.yimg.com/a/p/rids/20090620/i/r3464383792.jpg?

http://d.yimg.com/a/p/rids/20090620/i/r2637217716.jpg?

http://d.yimg.com/a/p/rids/20090620/i/r1396961905.jpg?

http://d.yimg.com/a/p/rids/20090620/i/r884850509.jpg?

http://d.yimg.com/a/p/rids/20090620/i/r723615251.jpg?

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

شنبه . تهران ساعت بیست و سی دقیقه

 

 درگیری های بی سابقه به همراه سرکوب شدید  مردم در میدان انقلاب. بسته بودن اغلب مسیرهای منتهی به حوالی میدان انقلاب . جلوگیری از تجمع مردم در مسیرهای راه پیمائی .

انفجار یک بمب در حرم امام خمینی . به همراه کشته شدن تروریست حامل بمب و دو زخمی از مردم عادی .

محاصره  دانشگاه های تهران و شریف و جلوگیری از خروج دانشجویان از دانشگاه .

 

 کسانی که در ساختمان های مشرف به محل راه پیمائی زندگی می کنند امروز عصر صحنه های باورنکردنی از جریانات راه پیمائی سرکوب شده را مشاهده کرده اند . دوستی از آنجا تماس گرفته بود و گریه می کرد . صدای فریاد و کمک خواستن از تلفن به گوش می رسید .

همچنان معتقدم امشب در تهران اتفاقات خیلی بدی به وقوع بپیوندد . این ماجرای بمب . فقط همین رو کم داشتیم . هنوز معلوم نیست ماجرا چه بوده است . در صفحه اول یاهو هم این خبر را نوشته اند . گویا طرف بمب گذار انتحاری بوده است . بدترین چیز ممکن وصل کردن قضیه بمب به جنبش اصلاحات است که خود به خود مجوز سرکوب شدید را به دولت می دهد .خدا نکند که بمب گذاشتن مد شود . یکی از هولناکترین اتفاقات برای آدمهای عادی هرکشوری حضور تروریست های بمب گذار است .

امروز عصر نهایت تلاش را به عمل آوردند تا از دسترسی مردم به انقلاب جلوگیری کنند .مسیرها حتی با استفاده از ماشین الات راهسازی مثل لودر مسدود شده است .  امروز برای متفرق کردن ملت از  water canon ( فشار شدید اب ) هم استفاده شده و تعدادی از نیروها مسلح به مهمات جنگی بوده اند .

خوب نیستم . گلویم چرک کرده و تب دارم . روز بسیار نحسی بود و شب نحس تری در راه است .

پی نوشت : صدای الله اکبر که با کمال تعجب یک ربع زودتر شروع شد شیشه های خانه را می لرزاند . از دیروز جمعه مردم زودتر  الله اکبر را شروع می کنند و دیرتر پایان می دهند .

پی نوشت : ظاهرا ماجرای میدان انقلاب با تلفات و مجروح زیاد همراه بوده است .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

تهران . شنبه ساعت دو صبح .

 

رفتم و گشت کوتاهی در شهر زدم .

شهر ساکت و ارام است . هرچند که ساعت ده تا نزدیک یازده فریادهای الله اکبر از تمامی بام های محله ما به آسمان می رسید . بدون هیچ شکی امشب این فریادها بسیار بلندتر و خشمگین تر بودند .

زیر پل محمودیه . پارک وی . قدم به قدم  ایستاده اند و حتی سیگار فروش های دوره گرد را فراری داده اند تا مبادا احیانا دو سه ماشین کنار هم توقف کند . تهران در وضعیتی شبیه به حکومت نظامی است .

تمام کوچه های سعادت اباد از ابتدا و انتها نیرو گذاشته اند .از درگیری ها خبری نیست . انگار مردم امشب را به آنها استراحت داده اند . بالاخره امروز جمعه بود !

 امروز اقا فرمودند که موقعیت حساس است ! من از وقتی یادم می آید همیشه در هرشرایطی به ما گفتند که کشور در موقعیت حساسی است و دشمنانی موهوم از اسرائیل بگیر تا آمریکا و انگلیس خبیث و این اخیرا حتی دانمارک و نروژ هم جزو دشمنان قسم خورده ما بوده اند !

بله ٬ من هم موافقم که اوضاع حساس که هیچ . اصولا خراب است . چون وقتی دولتی این همه خرج انواع و اقسام تجهیزات ضد شورش می کند . باید به مشروعیتش و محبوبیتش نزد مردم شک کرد . قطعا تجهیزات ضد شورش به درد جنگ با دشمنان خارجی نمی خورد . فقط می شود مردم را سرکوب کرد . فقط به همین درد می خورد و نه بیشتر .

آقا فرمودند که یک سری سازمان های صهیونیستی با آمارهای دروغ می خواهند ثابت کنند که دولت کشور ما فاسد است و فساد اداری در آن رواج دارد . درصورتی که دولت ما جزو سالم ترین دولت ها است ! و البته این درحالی است که رئیس جمهور شخص دوم یا سوم مملکت را متهم به فساد مالی می کند و دیگر متهم فساد ٬ یعنی آقای ناطق نوری رئیس بازرسی رهبری هستند و آن دیگری هم رئیس خبرگان است و هم رئیس مصلحت نظام ! واقعا این صهیونیست ها عجب آدم های خبیثی هستند !

  ما مردم هم مانده ایم گیج و حیران این وسط که بالاخره این اقایان اگر فاسد هستند پس دیگر این پست و مقام ها و این تعریف های رهبری چیست و اگر نیستند رئیس جمهور مملکت بر چه اساسی آنها را متهم به این جرایم می کند ؟ در ضمن اگر حق با رهبر است نتیجه منطقی این که رئیس جمهور دروغگو است و اگر حق با رئیس جمهور است پس رهبری چه می شود ؟  نمی دانم این وضع مضحک است یا گریه آور ؟

بله من هم معتقدم که اوضاع حساس است ! امشب در شهر افراد مسلح رفت وآمد می کردند . از طرز حرکت آنها می شد فهمید که خیلی کار دارند و کارشان هم مهم است و مملکت در خطر است .

با فردا نزدیک به هشت روز آزگار است که سیستم اس ام اس قطع است و مخابرات در بیانیه رسمی گفته از علت قطع بودنش هیچ اطلاعی ندارد ! اینترنت هم اب باریکه ای شده و سیستم ای میل و مسنجر و کوفت و زهرمارهای دیگر هم به کلی قطع است .

ابراهیم نبوی نامه ای به رهبری نوشته که خواندنش توصیه می شود .  

در تهران پارس بسیج به خانه هائی که از بام آنها صدای الله اکبر به گوش می رسد حمله کرده و شیشه های در و پنجره و ایفون ها را شکسته است .

همسر شهید رجائی هم دستگیر شده است .  

فردا راه پیمائی است . آن را چه می کنند ؟ فردا چه خواهد شد ؟ هنوز کسی نمی داند . ولی بدون هیچ شکی  مردم می ایند . ساعت چهار از میدان انقلاب تا میدان ازادی .

با این مردم چه خواهند کرد ؟ سرکوب می کنند یا نه ؟ لابد می دانید که طبق قانون اساسی در کشور ما راه پیمائی به شرط عدم سلاح و مخالفت با مبانی اسلام ازاد است .

ابراهیم نبوی نامه ای خطاب به رهبر نوشته است . قسمتی از آن را اینجا کپی می کنم :

 

متاسفانه یا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته اید که دیگر هیچ صدایی جز صدای ملت در شهر شنیده نمی شود. نه صدای آمریکا، نه صدای انگلیس، نه صدای اسرائیل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازیت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان باید بگویند؟ در شعارها می گویند، نمی شنوید؟ سه میلیون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنوید؟ بر کاغذهایی که در دست شان است، می نویسند، نمی خوانید؟ بر دیوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بینید؟ آیا شبها صدای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را نمی شنوید؟ چگونه باید بگویند تا بشنوید؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که یک سال وزیر خارجه و هشت سال نخست وزیر دوران جنگ و بیست سال عضو مهم ترین ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهید داده اند. نمی بینید؟

 

متن کامل را در اینجا بخوانید :

http://sambooranmarand.blogfa.com/post-121.aspx

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

بیانات رهبری در نماز جمعه . آخرین خبرها . تهران ساعت سه بعد از ظهر....

 

در پست قبلی خدمت شما عرض کرده بودم که با توجه به اعلام راه پیمائی بسیار بزرگی از طرف معترضین برای روز شنبه قطعا رهبری در نماز جمعه موضعی مخالف  اصلاحات  اتخاذ  خواهد کرد و حالا نکاتی  که  به  نظر  مهم  می اید این  ها  هستند :

ــ خطبه ها با صحبت راجع به سکینه و ارامش و حضور قلب و کلیاتی از این قبیل شروع شد .

ــ فرمودند با اعتراضات خیابانی مخالف هستند و هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد و این که فکر کنید دولت به خاطر صلاح و مصلحت رئیس جمهور را عوض کند و این حرفها ابدا درست نیست و دولت محکم ایستاده است و در نهایت هم با فرمایشاتی مثل من این جان ناقابل را دارم و این بدن علیل و این ابرو که مردم داده اند و آنها را تقدیم اسلام خواهم کرد و....گریه شدید حضار !

ــ  از تک تک نامزدها نام برد و از هرکدام با چند جمله تعریف کرد

ــ از مناظره ها تعریف کردند و این که خوب بود ولی معایبی داشت . مثل توهین به رئیس جمهور و سپس مدت نسبتا زیادی از تویه به اشخاص و اتهامات اثبات نشده به شخصیت های بزرگ نظام و...منظور ایشان قطعا توبیخ احمدی نزاد به دلیل توهین به هاشمی و ناطق بود .

ــ کلی از هاشمی و ناطق دلجوئی فرمودند . و این که هاشمی را ۵۲ سال است که از نزدیک می شناسند و....البته در جای دیگری از خطبه ها فرمودند کلا نظرات من به اقای احمدی نژاد نزدیکتر است تا اقای هاشمی .

ــ فقط محسن رضائی در نماز شرکت کرده بود و نه موسوی و نه کروبی و نه خاتمی هیچ کدام حضور نداشتند .

ــ قرار بود در مصلی برگزار شود اما در دانشگاه برگزار شد .

ــ ظاهرا بحث تقلب در انتخابات منتفی است . گفت که نمی شود یازده ملیون رای جا به جا شود و درضمن به نامزدها گفتند که شورای نگهبان شکایات را بررسی خواهد کرد . استدلال ایشان در مورد این که چون اختلاف یازده ملیون است پس تقلب نیست جالب بود . بدین ترتیب من اگر شما را متهم کنم که ده میلیارد تومن از جیب من دزدیده اید درست است چون رقم اعلام شده بزرگ است !

ــ این دفعه نوبت انگلیس بود که چند بار با پیشوند خبیث مورد خطاب قرار بگیرد و البته طبق معمول آمریکائی ها هم بی نصیب نماندند .جالب است که اوباما علنا گفت به دلیل سواستفاده از سخنانش فعلا موضعی نمی گیرد و با نماز جمعه این هفته ثابت شد که ایشان حتی اگر لال هم شود باز مورد عنایت رهبر و مسئولین نظام اسلامی هستند و خواهند بود ! اسرائیلی ها هم به همچنین .

ــ رئیس جمهور در صف اول نشسته بود و البته کاپشن کذائی را هم به تن داشت که با توجه به گرمای هوا غریب به نظر می رسید !

ــ به نظر می رسید که جماعت شرکت کننده کم ولی دستچین شده و با کیفیت از لحاظ حزب الله بودند . یک بار هم دوربین تصویر مردی با عینک افتابی و کراوات را نشان داد که من نفهمیدم در نماز جمعه چه غلطی می کرد ؟! هرچند که شاید دیپلمات بوده باشد .

ــ رهبری با این مواضع و حمایت سخت از رئیس جمهور دقیقا روبروی جنبش سبز و اصلاح طلبان قرار گرفت . البته کمی سیاستمداری و عدم قطعیت هم در حرفهای ایشان بود که ممکن است بعدا باعث چرخش های دیپلماتیک شود . من فکر می کنم تمام حرفهایش بسیار سنجیده و محاسبه شده بود و خیلی وقت ها از روی یاد داشت حرف می زد .

ــ کسانی مثل روح الله حسینیان و شریعتمداری کیهان و دیگران با بد و بیراه هائی که در طول هفته قبل به شخص هاشمی گفتند حالا با اعلام حمایت رهبر از ایشان چه خواهند کرد ؟ آخ آخ آخ !

اقایان ذوب در ولایت و عملکرد برخلاف نظر رهبر ؟! ای داد و بیداد !

ــ رهبری اتفاقات و تلفات این درگیری ها را بر عهده مسئولین جنبش و فرماندهان گذاشت . و کشته های دانشگاه تهران را هم از بچه های حزب الهی و نه کسانی که شلوغ می کنند دانستند .

باری . کلیات قضیه همین ها بود که خواندید . ولی من تصور می کنم از این لحظه حجم درگیری ها بزرگتر و همراه با کشته و مجروح بیشتری خواهد بود . بسیج و دیگران مجوز سرکوب شدید را با توجه به بیانات رهبری به دست آورده اند و از طرف دیگر قطعا کروبی و موسوی کوتاه نمی ایند  . هردو باید با هم باشند تا جمعیت بیشتری شرکت کنند . هرچند فعلا مردم بدون توجه به این چیزها در فراخوان هر دو نامزد شرکت می کنند .

دوباره تاکید می کنم که درگیری های بسیار شدیدی در راه است . هرچند رهبری بارها گفت که چهل ملیون نفر با این انتخابات به نظام رای داده اند و ...اما همه می دانند که موضوع چیز دیگری است و بدون شک چهل ملیون نفر شرکت کننده منظورشان از شرکت در انتخابات رای مثبت به نظام نبوده است . در یک تحلیل یک سطری و سطحی  انگار رهبری قصد داشت با دلجوئی از هاشمی و حذف ایشان از صف معترضین موسوی و کروبی را از پشتیبانی وی محروم کند و بدین ترتیب ضربه ای به اصلاح طلبان وارد شود .

البته هاشمی هم زرنگتر از این حرفها است و در چنین تله پیش و پا افتاده ای نخواهد افتاد . او می داند که فعلا بزرگترین حامی اش همین اصلاح طلبان هستند و با جدائی از آنها تبدیل به چوب دوسر طلا می شود و هر دو طرف حسابش را می رسند . بنابراین قضیه جدائی این دو از هم به کلی منتفی است و هریک به کمک دیگری احتیاج دارند . درضمن فائزه هاشمی و مهدی هاشمی به نقل از خبرگذاری فارس ( اگر اشتباه نکنم ) هر دو ممنوع الخروج هستند .

باری . علی رغم لبخندها و روی گشاده رهبری به نظر می رسد که اوضاع اصلا خوب نیست و باید منتظر بدترین خونریزی ها و درگیری ها باشیم . به نظر من مردم و کاندیداها اصلا کوتاه نمی ایند و ماجراهای این هفته با شدت بیشتری در روزهای آینده ادامه خواهد داشت . نهایتا تصور می کنم این ماجرا نمی تواند خیلی طولانی شود و نظام مجبور است به هر ترتیبی شده آن را فیصله دهد .

از صمیم قلب ارزو می کنم پیش بینی های من درباره خونریزی ها به کلی غلط از اب دربیاید ...

اگر اتفاق خاصی افتاد طبق معمول در جریان خواهید بود .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

درگیری های تهران . جمعه ساعت سه صبح . آخرین خبرها

 

رفتم تا میدان آرژانتین . و از آنجا ونک و ولیعصر و نیایش به سمت غرب و همین مسیر رو برگشتم از سمت میرداماد تا سر فرشته و بعد خونه :

ــ طرف جردن  درگیری بود . دود و آتش و ماشین های پر از نیرو که به آن سمت می رفتند و مسیرهای منتهی به جردن هم بسته بودند . نتوانستم زیاد نزدیک شوم چون مدارک ماشین همراهم نبود . به محله های درگیر سعادت اباد را هم اضافه کنید . این سعادت ابادی ها هم انگار گیر دادن !  پای ثابت هرشب هستند .

ــ امشب تکبیرها باز بلندتر بود . هر شب مردم بیشتری به این حرکت اضافه می شوند .

ــ من امروز نتوانستم به راه پیمائی برسم . ولی ماشا و چند نفر دیگر از دوستان که رفته بودند همگی با قاطعیت می گفتند که جمعیت خیلی بیشتر از دیروز آمده بودند  و بسیار راه پیمائی عظیمی بوده است . بچه هائی که از طریق مترو و ایستگاه میرداماد به میدان امام و اول راه پیمائی رفته بودند می گفتند ایستگاه مترو خیلی شلوغ و نزدیک بیست دقیقه طول کشیده تا توانستند سوار مترو شوند .

ــ شبکه پرس تی وی که متعلق به جمهوری اسلامی است و از طریق ماهواره برای اروپا و آمریکا پخش می شود بالاخره مجبور شد چند ثانیه بی خیال غزه و افغانستان شود و راه پیمائی امروز را نشان دهد که هلیکوپتر از بالا تصویر گرفته بود و دریای جمعیت معترض را نشان می داد و موسوی روی سقف یک ماشین با بلندگوی دستی حرف می زد .البته خبر بعدی تشیع جنازه یکی از بسیجی ها در شهر ری  بود که در درگیری های اخیر کشته شده است . تشیع جنازه بچه های دانشگاه تهران چی ؟ یا میدان ازادی ؟ یا جاهای دیگر ؟

ــ امشب کشف کردم که بسیج برای جا به جائی نیروها از کامیون های معمولی استفاده می کند . این کامیونها دیواره بلندی دارند و کسانی که کف آن نشسته باشند دیده نمی شوند . بدین ترتیب اصلا جلب توجه نمی کند . روبروی اسکان ٬ سر میرداماد خیلی با عجله داشتند سوار کامیون می شدند و مشخص بود ماموریتی دارند . خیلی دوست داشتم دنبالشان بروم و بفهم که کجا شلوغ شده ولی ماشین من خیلی تابلو است و بلافاصله یقه ام را می گیرند .این ماجرا مربوط به دو صبح بود .شبهای تهران تا صبح حسابی داغ است .

ــ به تجهیزات بسیج کلاه های مخصوص ضد شورش که پشت گردن را می پوشانند هم اضافه شده است . علاوه بر باتوم و سپر که از چند روز پیش به آنها داده شده بود . ظاهرا این چند وقت به خاطر پرتاب آجر و سنگ از طرف مردم تلفات داشته اند و قضیه کلاه ها مربوط به همین موضوع است . یکی چند روز پیش می گفت شب گرسنه خوابیدیم چون توی کوچه درگیری بود و ما از یخ و میوه و تخم مرغ بگیر تا سبزی های فریزری را هم  از پنجره روی سر آنها ریختیم !! فکر کنم خانم های خانه دار از این به بعد توی فریزر آجرپاره بگذارند !

ــ راجع به فردا فکر می کنم رایزنی های گسترده ای شده تا موسوی و کروبی از آمدن به نماز جمعه منصرف شوند و از طرف دیگر به نظر می رسد رهبری موضع موافقی با جنبش مردمی نداشته باشد . من اینجور فکر می کنم . چون شنبه یک راه پیمائی اساسی با شرکت و سخنرانی خاتمی و موسوی و کروبی خواهد بود و این چیزی جز به رخ کشیدن قدرت از طرف سبزها و کروبی نیست . به هرحال باید ببینیم رهبر فردا چه می گوید . مطمئن باشید  مصلی را  به هر راهی که شده تا خرخره از مردم پر می کنند .بالاخره  آنها هم می خواهند طرفدارها را به رخ بکشند .

ــ محسن رضائی امشب خوب و معقولانه حرف زد . به نظر من هم آن جمله اش که گفت اگر می توانستم رای های خودم را به کاندید دیگری اضافه می کردم خیلی عالی بود . محسن رضائی در این انتخابات هرچند رئیس جمهور نشد اما خیلی محبوب شد . فکر می کنم ایشان از این قضیه خیلی راضی باشد . در انتخابات بعدی ٬ منظورم چهارسال بعد است . روی محسن رضائی به عنوان یک حریف سخت حساب کنید .

ــ بزرگترین دلیل تقلب همین پافشاری وزیر کشور و مسئول انتخابات درباره عدم تحویل لیست صندوق ها به تفکیک ارا است . اگر ریگی به کفششان نیست چرا این لیست را تحویل نمی دهند ؟ این لیست نشان می دهد که در صندوق فلان محله تهران یا فلان روستا چند نفر به چه کاندیداهائی رای داده اند . حالا چه دلیلی برای محرمانه ! بودن این لیست هست ؟ شاید هم دارند وقت کشی می کنند و در این فاصله یک لیست جعلی می سازند ؟ البته این هم نمی شود چون شماره ملی هم ثبت شده و می شود مثلا فهمید فلان شماره که مال سهیل است به چه کسی رای داده و اینجوری با یک سئوال ساده ( یا چک کردن برگه رای ) تقلبی بودن رای ها مشخص می شود . مثلا من به موسوی رای داده ام و توی لیست به نام احمدی نژاد ثبت شده است ! درست کردن یک لیست چهل ملیونی هم به چندین سال وقت نیاز دارد . تصور می کنم همین لیست کذائی همه چیز را ثابت کند و هر سه کاندیدا هم به شدت روی تحویل لیست اصرار دارند . در صورت محرز بودن تقلب . رئیس جمهور فعلی علاوه بر خلع به زندان هم می رود و یک شورا تا نهایتا هفتاد روز کشور را اداره می کند و در این هفتاد روز موظف است یک انتخابات دیگر برگزار کند .

 واقعا  اگر لیست مشکلی نداشت تا حالا هزار بار آن را تحویل داده بودند و دیگر کار به راه پیمائی و اغتشاش نمی کشید که فعلا یک هفته کشور را از حالت عادی خارج کرده است . من فکر می کنم با این ماجرای عدم تحویل لیست حتی افراطی ترین طرفداران احمدی نژاد هم به صحت انتخابات شک کنند .

ــ اغلب دانشگاه های کشور به خاطر همدردی با کشته های دانشگاه تهران در حالت تحصن و اعتصاب به سر می برند و امتحانات دانشگاه تهران به شهریور موکول شده است .

ــ متوجه موضع گیری های آقای قالیباف ٬ شهردار تهران هستید ؟ کاملا برضد دولت احمدی نژاد است . قالیباف  تهران را  خوب اداره کرده است و مخصوصا ساخت مترو را شبانه روزی و به سرعت ادامه می دهد . منتهی کمی بدشانس است . کلی کیسه شن برای روزهای برفی تدارک دید و اصلا برفی نیامد ! این سطل آشغال های بزرگ و جدید را هم  اغلب آتش زدند و در اولین ثانیه های درگیری همه می روند سراغ این سطل های کذائی که پلاستیکی هستند و عالی می سوزند ! در این چند روزه هرکدام که آتش می گیرد با نوع فلزی تعویض می کنند . چند روز پیش اقای قالیباف گفت که رئیس جمهور با حرکات اخیرش هزینه های بسیار زیادی را به شهر تهران تحمیل کرده است ( نقل به مضمون ) به هرحال تصور می کنم او برای انتخابات بعدی هم کاندید خواهد بود .  ظاهرا اغلب کسانی که می خواهند رئیس جمهور شوند اول یک دوره شهرداری تهران را امتحان می کنند . چندی پیش در یکی از سایت های طرفدار احمدی نژاد خواندم که در دوره شهردار بودنش یک بیل خریده بود و گذاشته بود پشت ماشین و هرجا  اب گرفتگی می دید خودش با آن بیل مشکل را برطرف می کرد !

 به نظرم بهتر بود به جای این کارها پشت میزش می نشست و قطعا وجودش به عنوان شهردار خیلی مفیدتر از بیل زدن در چهار راه ها بود ! دقت کرده اید که عجیب ترین سیاستمدارهای دنیا متعلق به ایران هستند ؟!

ــ روز به روز شایعه دخالت روسها و طراحی و کمک فکری و عملی  به کودتای انتخاباتی بیشتر و غلیظتر می شود  .

ــ نیروی انتظامی از تفنگ های مخصوص پینت بال برای سرکوب استفاده می کند . این تفنگها بادی هستند و گلوله های گردی دارند که بعد از برخورد هدف را رنگی می کند و البته درد خیلی زیادی هم دارد . لابد می دانید که موقع بازی پینت بال ( یک جور تفنگ بازی با همین اسلحه ها است و قضیه رنگی شدن هدف هم برای این است که مشخص شود طرف مورد اصابت قرار گرفته است ) لباس ها و کلاه مخصوصی استفاده می شود که بعد از برخورد کسی اسیب نبیند .  البته من هم با کمال تواضع توی پینت بال خیلی ادعایم می شود . دیروز به فکر افتادم بروم تفنگش را بخرم و با برادران نیروی انتظامی یک دست پینت بال اساسی بزنیم !

ــ تفنگ های دولول ساچمه زن( شات گان ) کمرشکن( تا می شود و گلوله ها از انتهای لوله وارد می شود ) ٬ مخصوص شکار پرنده که تعداد زیادی گلوله گرد و فلزی را به صورت پخش و پراکنده به هدف شلیک می کند را برای سرکوب شورش استفاده می کنند . این تفنگ ها در فاصله نزدیک ( بستگی به چوک لوله دارد ٬ چوک یعنی یک استوانه که سرلوله تفنگ وصل می شود و آن را کمی تنگ تر می کند تا ساچمه ها در تراکم بیشتری به یک سطح کمتر برخورد کنند ) می تواند حتی منجر به مرگ شود . اگر در فشنگ چهار عدد ساچمه بزرگ باشد اصطلاحا می گویند چهارپاره که این یکی دیگر کشتن که هیچ ٬ طرف را منفجر می کند .

ــ توی ولیعصر . روبروی پارک ملت مردم به بسیجی هائی که به صورت گروهی گشت می زدند چنین شعاری می دادند : بسیجی واقعی باکری بود و همت !  عجیب است که مردم با نیروی انتظامی بهتر و دوستانه تر از بسیج برخورد می کنند . در عین حال تجهیزاتی ضد شورشی که بسیج دارد هم عجیب است . آمریکائی ها چیزی شبیه به بسیج دارند به نام دفاع ملی یا چنین چیزی ٬ خیلی از کشورها چنین نیروهای شبهه نظامی دارند که کارکردشان در مواقع بحران هائی مثل جنگ یا زلزله و این جور چیز ها است . متاسفانه در کشور ما این نیروها  وظیفه و کارکردی دیگر دارند . سرکوب مردم . یا به قول خودشان منافقین . نمی دانم خودشان متوجه هستند که روبروی مردم ایستاده اند ؟ مگر تعداد منافقین چقدر است ؟ مجاهدین خلق که فکر نمی کنم حتی سه یا چهار هزار تا باشند . حالا گیریم ده هزارنفر ......

ــ باتوم های بسیجی ها برعکس پلیس ساده و مثل یک چماق یا چوب دستی است . من حتی چماق چوبی معمولی مثل دسته کلنگ هم دستشان دیده ام .  باتوم های پلیس یک دسته اضافی از کنار دارد .

ــ امروز چند تائی پلاکارد به نام حزب کمونیست کارگری در راه پیمائی بوده است . این هم از منافقین ! راستش من در این چند روزه کمی از صحبت های آنها را در کانال تلویزیون خودشان شنیدم . من به شخصه علی رغم علاقه ام به مارکسیسم از این جماعت کمونیست کارگری خوشم نمی آید . به نظر هم دگم می آیند و هم بی اطلاع . مجری شبکه عملا التماس می کرد که کسی برایشان از ایران فیلم یا خبر بفرستد ! نمی دانم . شاید دارم غیرمنصفانه قضاوت می کنم . به هرحال من از آنها خوشم نمی آید . همین .

ــ یکی از مسئولین آتش نشانی گفته که به علت اسیب دیدن تعداد زیادی از ماشین های آتش نشانی ( مردم با سنگ و آجر به آنها حمله می کنند ) به زودی دیگر قادر به انجام ماموریت های خود نخواهند بود . آتش سوزی پای ثابت اغتشاشات تهران است و آتش نشانی بدجوری سرش شلوغ شده است .

ــ امیدوارم هرچه زودتر این بحران ختم به خیر شود . عصرها خیابان ها رفته رفته خلوت می شود و خیلی از مردم می ترسند توی راه پیمائی ها و درگیری ها گیر بیفتند . به همین دلیل زودتر به خانه می روند . تهران فقط صبح تا ساعت دو بعد از ظهر عادی است و سپس به تدریج تغییر می کند . ای کاش یک جوری تمامش کنند . این چیزها هزینه های فراوان و بسیار زیادی برای ملت و کشور دارد .

ــ افتاده ام به جان خانه و بشور و بساب . باور کنید تنها زندگی کردن گاهی منجر به چنین اعمال طاقت فرسائی هم می شود ! امروز از ماشا پرسیدم به نظرت من وسواس دارم ؟ کمی فکر کرد و گفت نمی دانم ...این یعنی بله ! 

ــ دلم برای پست های عادی و روزمره های عادی تنگ شده است . برای همین امشب کمی از خط و خبر نوشتن صرف خارج شدم . ببخشید ٬ زیاد حرف زدم .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

پنج شنبه نه شب . آخرین رویدادها در تهران

 

عصر یک پست نوشته بودم اما بلاگفا همه را پروند . به هرحال مجبورم تیتر وار بنویسم و امیدوارم عفو کنید :

ــ حرفهای اقای عسگر اولادی از اعضای ارشد موتلفه و بزرگترین حامیان احمدی نژاد در این یکی دو روز اخیر بسیار جالب است . فرموده اند کسی که مخالفانش را خس و خاشاک می خواند و به آنها توهین می کند عملا از بندگی خداوند خارج شده است !

بیچاره احمدی نژاد  نعوذبالله مثل جذامی ها شده است و همه پشتیبان هایش درحال شانه خالی کردن و فرار از اطرافش هستند . البته سیاست همین است و اصلا وفا ندارد . به هرحال همه می ترسند با احمدی نژاد غرق شوند .

ـــ شهرک سبحان همین نزدیکی خانه ما است . یک شهرک که از ده دوازده برج تشکیل شده است و جای مرفه نشینی هم هست . پریروز لباس شخصی ها ریخته اند و آنجا را درب و داغان کرده اند . کلی ماشین آتش گرفته است . من تا دویست و شصت تا هم شنیدم . پارکینگ تا دوطبقه زیر زمین هم آتش گرفته و تمام ماشین ها سوخته اند . اقای متکی وزیر امور خارجه هم آنجا زندگی می کند و ماشین های او هم از بین رفته است . به همین دلیل به شدت گیر داده به وزیر کشور که این لباس شخصی ها با این همه امکانات که نیروی انتظامی هم از آن پشتیبانی می کند چه کسانی هستند ؟ این خبر را مازیار عزیز دیروز به من داد و من فراموش کردم در اینجا بنویسم . از ایشان به علت تاخیر معذرت می خواهم .

ــ راه پیمائی امروز هم حسابی شلوغ و پر جمعیت بوده است .

ــ فردا یک هفته از عمر اعتراضات مردمی می گذرد . هفت روز تاریخی برای ایران .

ــ پروژه جنگ روانی در زمینه تعداد محل های تجمع و گیج کردن مردم از چند روز پیش شروع شده است . عملا این را در اینترنت شاهد هستیم . لطفا مواظب باشید و اجازه ندهید فریبتان دهند .

ــ فردا نماز جمعه . نمی دانم حضور سبزها قطعی است یا نه ؟ظاهرا اقای کروبی و طرفدارانش می خواهند شرکت کنند. فردا  بدون شک  مواضع رهبری بسیار جالب خواهد بود . به نظر می رسد او بر سر یک دوراهی است . ایشان لابد مشاوران حرفه ای دارد و فکر می کنم خیلی سیاستمدارانه حرف بزند . به هرحال عامه مردم عقیده دارند که این یک جنگ بین او و هاشمی است . قضاوت دقیق کمی سخت است . نمی دانم صحت دارد یا خیر . با فشار از این سمت ٬ یا اگر احمدی نژاد کمی عقب نشینی کند . با یک نیش قلم از سمت خود عزل خواهد شد . اگر اشتباه نکنم هاشمی از لحاظ قانونی و به لحاظ ریاست خبرگان و مصلحت نظام قادر به خیلی کارها است . خبرگان می تواند رهبر را هم عزل کند . تصورش خیلی سخت است ! واقعا کار ممکن است به اینجاها هم بکشد ؟ برای ما مردم عادی قضاوت و پیش بینی در این اوضاع غریب و با این  شتاب فزاینده رویدادها دشوار است .

آخر شب می روم و چرخی می زنم . حتما در جریان خواهید بود .

از شما سپاسگذارم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

پنج شنبه ساعت یک بعد از ظهر

 

فردا می شود یک هفته .

یک هفته از عمر اعتراضات مردمی می گذرد .

صدا و سیما تقریبا هیچ . همچنان گیج و درمانده و  ابلهانه رفتار می کند . گیرداده است به فیلم های کمدی . البته فکر می کنم حرفهای اقای دانشجو دیشب از همه اینها مضحک تر بود .

ایده جمع شدن در برابر مخابرات جالب به نظر می رسد . من همچنان نمی توانم وارد یاهو مسنجر شوم . خیلی ها نمی توانند . اس ام اس ها هم یک هفته از قطع بودن شان می گذرد .

ظاهرا امروز ساعت چهار میدان امام ( توپخانه سابق ) اصلی ترین محل راه پیمائی است .

دوستانی که می گویند نباید کاری کرد و موسوی بعد از بیست سال لیاقت ندارد لیدر جماعت باشد و...

تصور می کنم این حرف درست نیست . فعلا موقع این حرفها نیست . آقای موسوی هم تا به حال خیلی خوب عمل کرده است و ما همگی باید پشت موسوی و کروبی باشیم . این حرفها برای ترور شخصیتی موسوی جزو پروژه جنگ روانی دولت است وبعضی از دوستان هم ناخواسته به آنها کمک می کنند .

همین مردمی که الان از ایشان حمایت می کنند . اگر نقص و عیبی ببینند خودشان می توانند دوباره اعتراض کنند و قدرت را پس بگیرند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

تهران . راه پیمائی روز چهارشنبه عصر . آخرین خبرها

 

سلام . الان حدود یک ساعتی می شود که از راه پیمائی امروز برگشتم . چند سطری راجع به این راه پیمائی :

ــ من و ماشا بعد از فوتبال خودمان را رساندیم به میدان ولیعصر . جمعیت بسیار زیادی . جوری که انتهای راه پیمائی را نمی شد دید به طرف میدان انقلاب در حال حرکت بودند و ما هم به آنها ملحق شدیم

ــ چیزی که بیش از همه جلب توجه می کرد سکوت مطلق و نظم مردم بود . هیچ شعاری داده نشد . صرفا دست ها با علامت پیروزی بالا بود .

ــ کامپیوتر و پرینتر های خانگی در تظاهرات به شدت نقش دارند ! هرکس با سلیقه خودش پلاکاردهای کوچکی . در حد یک برگ آ ۴ درست کرده و بالا گرفته است . بیشتر پلاکاردها راجع به کشتار و شهدای اعتراضات اخیر بود .

ــ روبان های سیاه هم به نشانه عذاداری کشته های اخیر دست به دست می شد .

ــ جمعیت بسیار زیاد بود . هلیکوپترها از بالای سر مردم رد می شدند و فیلم برداری می کردند .

ــ فردا از میدان امام حسین ساعت ۵ یک راه پیمائی دیگر هست .

ــ نه از بسیج خبری بود و نه از بقیه نیروهای مسلح .

ــ حضور افراد مسن بین جوانها  و شور و شوق آنها خیلی جالب بود .

ــ مردمی که در ساختمان های مسیر بودند از پنجره ها و پشت بام ها  راه پیمائی کنندگان را تشویق می کردند و در واقع باید آنها را هم به جمعیت اضافه کرد .

ــ بلوار کشاورز ٬ حتی پیاده رو وسط هم کاملا مملو از جمعیت و سیاه شده بود .

ــ بسیار جالب است که مردم تا این حد انضباط داشتند و هیچ کس قدمی برخلاف اصول توافق شده در راه پیمائی برنداشت .

ــ ماسک های کاغذی ضد آلودگی هوا هم نقش مهمی در پوشاندن چهره ها ایفا می کند .

ــ تصور می کنم این مردم را نمی شود به این سادگی ها ساکت کرد و این جنبش به این راحتی سرکوب نخواهد شد .

ــ بچه های ستادی از مردم می خواستند که قبل از تاریک شدن هوا به خانه های خود برگردند و بدین وسیله از خشونت و اعتشاش جلوگیری کنند . در ضمن روی  بعضی از پلاکاردها هم  نوشته بود که مردم تنها نباشند و باهم برگردند و این جوری از حمله گروه های مخالف در امان باشند .

ــ فکر می کنم همه دوستانی که به وضع موجود در جامعه اعتراض دارند باید در این راه پیمائی ها شرکت کنند . نمی شود فقط غر زد و هیچ قدمی هم برنداشت . موقع برگشتن می دیدم توی پارک لاله جوانها بدمینتون بازی می کنند و اعتنائی به جنبش اخیر ندارند  . اگر این کشور را بهتر می خواهید باید کمک کنید . در ضمن می بینم گاهی بعضی ها حرفهائی نا امید کننده ای می زنند که هیچ فرقی نمی کند و هیچ تغییری ایجاد نمی شود و چنین است و چنان ... دست از این حرفها بردارید . ظاهرا بعضی ها تصور می کنند زندگی در اختناق روی پیشانی ما هک شده است و فقط باید نشست و دست روی دست گذاشت . در روان شناسی اصطلاحی هست به نام درماندگی آموخته شده . یعنی حالتی که فرد به این نتیجه می رسد که هیچ گونه تلاشی فایده ندارد .  نه ٬ نه ٬ هزار بار نه ٬ لطفا در تفکر خود تجدید نظر بکنید . مطمئن باشید هیچ سلاحی در دنیا وجود ندارد که بتواند در برابر مردم مقاومت کند . تا به حال هم چنین اتفاقی در دنیا سابقه نداشته است که بتوانند یک ملت را سرکوب کنند . مگر در بازه زمانی بسیار کوتاه . بله دولت هائی هستند که وسایل زیادی برای سرکوب در اختیار دارند . اما وقتی تعداد زیاد باشد و از همه جا فریاد برخیزد سیستم به کلی هنگ می کند و بعد هم شات داون ! درضمن به وحشیگری یک تعداد معدود توجه نکنید . دولت ما سیستمی نیست که بخواهد مردم را به گلوله ببندد . خوشبختانه ایرانی ها مردم خشنی نیستند . به هرحال همه ما امیدواریم که هیچ کسی آسیب نبیند .

ــ بهترین راه همین راه پیمائی های مسالمت آمیز است . ما ایرانی هستیم و دوست داریم کشورمان جای بهتری برای زندگی شود . همین که این همه آدم چنین انگیزه ای دارند و سرنوشت خود و کشور برایشان اهمیت دارد بسیار عالی است . دولت در واقع باید از این فرصت استفاده کند . این یک فرصت طلائی است برای برداشتن دیوار بی اعتمادی بین بعضی از مردم و دولت .

ــ برای روز جمعه . لطفا بیائید تا همگی از این فرصت استثنائی استفاده کنیم .

ــ الان که دارم این پست را تمام می کنم فریاد الله اکبر از تمام بام ها به گوش می رسد و ماشین ها توی کوچه بوق می زنند . موقع برگشتن هم توی اتوبان مدرس فلاشر همه ماشین ها روشن بود .

بسیار خوب . این هم از گزارش راه پیمائی . لابد توجه دارید که در قسمت نظرات هم اغلب چیزهای بسیار مفید و مهمی نوشته می شود . از این دوستان متشکرم و بقیه دوستان هم لطفا به اطلاعیه های اخیر موسوی و کروبی در نظرات پست قبل عنایت داشته باشند .

فعلا از حضور شما مرخص می شوم و سپاسگذارم که خواندید .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

آخرین خبرها از تهران . چهارشنبه یازده ظهر

 

فعلا خبری نیست . تهران شهر عجیبی شده است . صبح تا ساعت یک و دو بعد از ظهر همه چیز عادی است و ملت به سرکار و زندگی شان می روند . اما از عصر به بعد جنگ و جدال و شلوغی ها شروع می شود .

هر روز که می گذرد ابعاد بیشتری از ماجرای دوشنبه کوی دانشگاه تهران روشن می شود . تصور می کنم این شرم آورترین اتفاق ممکن بود . یکی از کشته شده ها رتبه بیستم کنکور سراسری کارشناسی ارشد رشته برق  است . بعید می دانم که در انقلاب ۵۷ هم چنین اتفاقی با این ابعاد و این همه کشته افتاده باشد . 

لاریجانی پی گیر ماجرای دانشگاه شده است . لابد این دفعه هم یکی دو تا سرباز وظیفه را به جرم سرقت ریش تراش و ... چندماه اضافه خدمت هم می دهند و تمام می شود .

روزنامه های طرفدار دولت مثل کیهان و ایران کشته ها را کار اراذل و اوباش دانسته اند و تیترهای اصلی به حدی وقیحانه است که من دلم نیامد بخرم .

برای اطلاع از ماجرای کوی دانشگاه وبلاگ غزل را بخوانید . ایشان از دوستان قدیمی است و خودش هم دانشجوی ارشد همان دانشگاه است . حتما لینک های پست غزل را ببینید . هرچند دردناک است...

یاهو مسنجر را بسته اند . روز به روز اطلاع رسانی سخت تر می شود .

نامه محصولی به رهبری را دیدم . به نظر می آید جعلی باشد . چنین نامه ای با توجه به محرمانه بودنش دست من و شما نمی رسد .

 

لینک وبلاگ غزل . فارنهایت ۱۹۷۹

http://aghaghiyahayekabood.persianblog.ir/

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

درگیری ها و اغتشاشات تهران . 2 بامداد چهارشنبه

 

خوب . من یک چرخ کوچکی در شهر زدم و اینک به خلاصه خبرها توجه فرمائید ! ( با صدای گوینده اخبار شبکه یک بخونید ! )

ــ شریعتی و تجریش و ولیعصر تا سر میرداماد خبری نبود . گشت های بسیج در دسته های چند نفره با موتور حضور داشتند و بالعکس جوانها هم با ماشین و موتور بودند و البته بین این دو گروه نگاه های خصمانه ای رد و بدل می شد . کنسرت بوق زدن هم وقتی ماشینها احساس می کردند از پلیس خبری نیست به پا بود . سر نیایش چراغ کمی دیر سبز شد و ملت هم بهانه دستشان آمد و بوق بوق . یک افسر به همین دلیل سر ستوان وظیفه ای که کنترل چراغ را به دست کشید فریاد کشید و آن بیچاره هم فوری چراغ را سبز کرد .

ــ یگان ویژه در حال جا به جائی نیروها بود که اغلب در دسته های بزرگ حرکت می کنند .

ــ میدان ونک یک خبرهائی بود . اولا از ترافیک شدید و دوما از حرکت با عجله موتورسوارهای بسیج  به آن سمت می شد حدس زد که انگار ونک عادی نیست .

ــ سعادت آباد درگیری و زد و خورد به شدت جریان دارد . از فاصله بسیار زیاد و از اتوبان نیایش می شد ستون های دود را دید که از آن سمت به اسمان بلند شده است .

ـ غرب تهران هم شلوغ است . از صحت و سقمش مطمئن نیستم . اقائی در پمب بنزین منبع این خبر بود .

ــ قضیه الله اکبر گفتن و این که طرفدارهای احمدی نژاد هم قاطی جریان هستند اصلا ممکن نیست . همان تکبیر کفایت می کند . این را نمی شود به هیچ وجه جلویش را گرفت منت شنیدم  در جاهائی که بسیج یا پلیس دخالت کرده آنقدر از پشت بام ها و پنجره ها سنگ و آجر روی سرشان ریختند که مجبور شدند عقب نشینی کنند .

ـ تهران در بحران است . این موضوع را اصلا دوست ندارم . آدم  یاد شب های ارام تهران و زندگی عادی می افتد و حسرت می خورد .ای کاش هرچه زودتر این وضعیت ختم به خیر شود . تماشای کشته و زخمی های دیروز واقعا دردناک بود . خدا به داد ایران برسد . ای کاش راه تغییر از طرف صندوق های رای به اینجا نمی کشید . لعنت به کسانی که این ماجرا را پیش آوردند . امیدوارم هرچه زودتر خشونت ها و درگیری ها تبدیل به جریان مسالمت آمیز و آرام شود . ظاهرا شرکت در نماز جمعه این هفته قطعی است .

یک ماجرای بامزه پیش آمد . در میدان تجریش فرمانده یگان ویژه داشت به نیروها دستور می داد . حتما می دانید که در نیروهای نظامی ایران هر دستوری همراه با یک پاسخ مثل شهید و یا علی و چیزی شبیه به این از طرف نیروها همراه است . فرمانده به سربازها چیزی گفت و آن ها هم جواب دادند یا حسین و ملت هم از این ور فریاد کشیدند میرحسین !!!

صحبت یگان ویژه پیش آمد . در  دکترین های ضد شورش اولین اصل  این است که نیروها به صورت دسته های بزرگ و متحد وارد عمل شوند و ابدا نباید به دسته های کوچک تجزیه شوند و دومین اصل این که نیروها نباید از لحاظ زمانی مدت طولانی در خیابان بمانند و با مردم در تماس باشند زیرا به سرعت روحیه ها افت می کند و این امر به دلیل شنیدن حرف های مردم و یا گفت و گو با مردم در خیابان است . این دقیقا بلائی بود که سر ارتش شاهنشاهی آمد . دیدید که به سرعت متلاشی شد و بی انضباطی و شورش در بین نیروها آنقدر زیاد شد که عملا نمی شد از آنها استفاده کرد . البته این موضوع در یکی دو شب پیش نمی اید و قضیه مربوط به یک بازه زمانی چند ماهه است . اگر از تیمسارهای یگان ویژه کسی اینجا را می خواند لطفا به این موضوع توجه داشته باشد ! ( فک کن ! )

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

آخرین اخبار از درگیری های تهران . ایران سه شنبه ساعت 23

 

ظاهرا در نظام اباد تهران درگیری است . از صحت و سقم این خبر مطمئن نیستم . طنین الله اکبر و شعارهای اعتراضی امشب در تهران بسیار شدیدتر از شب های قبل بود .

فردا ساعت ۵ در میدان هفت تیر قرار است اصلاح طلبان راه پیمائی داشته باشند . در ضمن اقای مهاجرانی پیشنهاد داده :

بهتر است جماعت اصلاح طلب و کسانی که در راه پیمائی میلیونی دوشنبه شرکت داشتند این هفته در نماز جمعه شرکت کنند !! و بدین ترتیب صدای خود را به گوش بلند مرتبه ترین مقام نظام برسانند . لابد می دانید که رهبری امامت نماز جمعه این هفته را خواهد داشت و این حرکت عجب ایده جالبی است !

اقای محتشمی پور راجع به جلسه با اعضای شورای نگهبان هم گزارشی ارائه داده است و من چند قسمت از حرفهای ایشان را در اینجا کپی می کنم :

 

رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی در ادامه به برگزاری تجمع و جشن پیروزی حامیان احمدی نژاد در میدان ولی عصر اشاره کرد و افزود: یک روز قبل از راهپیمایی میلیونی مردم تهران که سراسر شور، عشق، شعف و آزادی بود، شاهد جشن نمایشی برای پیروزی رییس جمهور فعلی بودیم که این یک اقدام غیر قانونی بوده است چرا که آقای احمدی نژاد در صورتی می‌تواند به طور قانونی رییس جمهور باشد که دوران رسیدگی به شکایات گذشته باشد. طبق قانون، شورای نگهبان تا یک هفته باید شکایات را دریافت و پس از بررسی‌های لازم تا 10 روز اظهار نظر کند. علی‌رغم اینکه عملکرد شورای نگهبان نشان دهنده تمایل این شورا به وضع موجود است ولی به هر حال هنوز نتوانسته است اظهار نظر کند ولی آقای احمدی نژاد جشن پیروزی برای خود گرفته است و در این اجتماع نیز اقدامات خلافی انجام داده است.

محتشمی پور با اشاره به برخی برخوردها و صحبت‌های رییس جمهور در جشن پیروزی در میدان ولی عصر اظهار کرد: آقای احمدی نژاد در این اجتماع به مردم و شخصیت‌هایی توهین کرده، مردم شریفی را که مخالف او هستند به خار و خاشاک تشبیه و حاضران را برای سرکوب ملت تحریک کرده است. آیا شان رییس جمهور یک کشور که باید حافظ جان، مال و ناموس مردم و مجری قانون باشد این است که مردم را با خشونت مورد خطاب قرار دهد و عده‌ای را تحریک کند؟ آیا چنین فردی شایسته ریاست جمهوری یک کشور است؟

وی همچنین از برخوردهای شدید و حملات صورت گرفته به خوابگاه کوی دانشگاه تهران طی روزها و شب های اخیر ابراز تاسف کرد و گفت: پس از برگزاری جلسه به اصطلاح جشن آقای رییس جمهور عده‌ای به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و دانشجویان و عزیزان ما را به خاک و خون کشیدند و آن‌ها را مورد آزار و ضرب و شتم قرار دادند. این حادثه در یکی دیگر از استان‌های کشور نیز اتفاق افتاده است و من از طرف خودم، آقای مهندس موسوی و مجمع روحانیون مبارز با دانشجویان و خانواده‌های آن‌ها ابراز همدردی می‌کنم.

محتشمی پور گفت: از ساعت 9 صبح تا ساعت 12:30 جلسه داشتیم و کل مسائل و تخلفاتی که در سیر انتخابات انجام شده بود با استدلالی قوی بیان کردیم. اولین انتقادی که وجود داشت مربوط به تخلفات خود شورای نگهبان بود. ناظر انتخابات باید کاملا بی‌طرف باشد و تمام نامزدها باید مساوی باشند و شورای نگهبان نباید از هیچ یک از کاندیداها حمایت کند ولی علی‌رغم این وظیفه اخلاقی، قانونی و حقوقی، تعدادی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانی‌های خود به طرفداری از آقای احمدی نژاد موضع گرفتند و حتی برخی از آن‌ها سفرهای تبلیغاتی برای وی انجام دادند. به عنوان مثال آقای الهام یکی از حقوقدانان شورای نگهبان است که در ایام انتخابات سفرهای تبلیغاتی برای آقای احمدی نژاد انجام می‌داد. آیا چنین شورایی صلاحیت دارد که انتخابات برگزار کند؟

رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی با اشاره به کشته شدن افرادی در روزهای اخیر اظهار کرد: ما یک کمیته حقوقی تشکیل داده‌ایم و بنا داریم کیفرخواستی را علیه دولت و دستگاه‌هایی که اقدام به بروز خشونت و تخلف کرده‌اند تنظیم کنیم و به صورت عمومی برای ملت اعلام خواهیم کرد.

 

 

راستی تا یادم نرفته . پارازیت های فوق العاده قوی روی ماهواره ها هست . جوری که در خانه ما حتی نمی شد شبکه جمهوری اسلامی را گرفت . در محله ما چون آنتن های معمولی جواب نمی دهد اغلب مردم از ماهواره برای دیدن کانال های ایران استفاده می کنند و حالا چنان امواج پارازیت قوی است که حتی دیدن تلویزیون ایران هم مقدور نیست . ولی به علت این که بانک ها هم به نوعی از شبکه های ماهواره ای برای انتقال داده های خود استفاده می کنند بنابراین صبح ها ارسال پارازیت مقدور نیست چون شبکه بانکی را دچار مشکل می کند ! یعنی صبح ها می شود بدون پارازیت برنامه ها را دید .

اگر تاریخ مشروطه را خوانده باشید حتما می دانید که محمدعلی شاه فقط با حمایت روسها با مشروطه طلبان مبارزه می کرد . سفر امروز اقای احمدی نژاد به روسیه آدم را ناخودآگاه به یاد همان ماجرا و تکرار تاریخ می انداخت . به هرحال  این قضیه صرفا یک تصادف ساده است و لاغیر . بالفرض هم  اگر کار به اینجا کشیده باشد یعنی اوضاع خیلی خراب است .

احتمالا یک ساعت بعد می روم تا گشتی در شهر بزنم . اگر چیز خاصی دیدم شما هم در جریان خواهید بود .

.

بازهم سپاسگذارم و ممنون .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

آخرین اخبار از درگیری های تهران . ایران . سه شنبه عصر

 

تظاهرات طرفداران احمدی نژاد در خیابان ولیعصر و مسیرهای منتهی به میدان ولیعصر از ساعت چهار امروز شروع شده است .

در عوض طرفداران اصلاحات و معترضین به انتخابات در میدان ونک و جام جم  دور هم جمع می شوند . از صحت و سقم این قضیه خبری ندارم . اگر خبر موثقی به دستم برسد در جریان خواهید بود

تلویزیون از برنامه های گل و بلبل دست برداشته و با آخرین قوا در حال پوشش خبری راه پیمائی بسیجی ها است . در عین حال جنگ روانی صدا و سیما با تلفن های این و آن و مصاحبه با افراد خودی شروع شده است . می خواهند مردم را از تک و تا بیندازند . ایا موفق می شوند ؟ امشب معلوم خواهد شد . من بعید می دانم جنبشی با این همه کشته و مجروح به این سادگی ها ساکت شود .

برعکس فکر می کنم امشب درگیری های خطرناکی به وقوع بپیوندد .

امشب در تهران مثل شب های قبل برنامه الله اکبر است . مطمئن باشید امشب تهران با الله اکبر مردم به لرزه در می آید .

ماجرای دیدار خاتمی با آمریکائی ها را شروع کردند تا به این وسیله طبق معمول پای آمریکا و منافقین را بکشند وسط و مجوز سرکوب همه جانبه را داشته باشند .

از اصفهان خبر دارم و ظاهرا درگیری ها ادامه دارد .

جمع کردن آنتن های ماهواره در تهران صحت دارد و همسایه ها در پارکینگ خانه ما جمع شدند و قرار شد در را به روی آنها باز نکنند . هرچند خبری نشد و بعید به نظر می رسد در این شلوغی که حتی فرصت پی گیری پرونده دزدی و سرقت را ندارند پلیس بتواند آنتن جمع کند .

شورای نگهبان گفته تا هفته بعد صحت و سقم تقلب را مشخص خواهد کرد . هرچند دیر است و کسی به آنها اعتماد ندارد .الان سخنگوی شورای نگهبان گفت یک سری گزارش های جزئی !!! از کاندیداهای معترض داشتیم و این یعنی از همین الان مطمئن باشید صحت انتخابات تایید خواهد شد . در ضمن تاکید کرد که این دوره کمترین مقدار تخلف گزارش شده است . آیا فشارهای مردمی شورای نگهبان را به عقب نشینی وادار خواهد کرد ؟ پاسخ این سئوال در چند روز آینده مشخص می شود .

طرفداران اصلاحات برای فردا چهارشنبه درخواست مجوز کرده اند . فکر می کنم مجوز صادر شود چون دیروز هم کسی به مجوز اهمیتی نداده بود . یکی از روسای پلیس توی تلویزیون می گفت ما هشدار داده بودیم که راه پیمائی بدون مجوز دیروز به آشوب و بلوا ختم خواهد شد . در صورتی که همه می دانند بلوای کذائی با آن همه کشته و مجروح از طرف خود اقایان شروع شد ...

باری . امشب اگر امکانات نت اجازه داد آپ خواهم کرد . فعلا از حضور شما مرخص می شوم .

ممنون و سپاسگذارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

آخرین خبرها از اعتراضات و درگیری های تهران . سعادت آباد . سه شنبه صبح .

 

بسیار مهم : راه پیمائی ساعت ۵ امروز در میدان ولیعصر ٬ طرفداران موسوی و معترضین به دیکتاتوری لغو شده است . این امر به دلیل حضور طرفداران احمدی نژاد در همان مسیر و همان محل از ساعت سه بعد از ظهر است . لطفا به خاطر جلوگیری از خونریزی و درگیری با چماقداران این اطلاعیه را جدی بگیرید و از حضور در میدان ولیعصر خود داری فرمائید . این یک دام از طرف طرفداران سرکوب و خشونت است . مخصوصا بعد از صحبت های رهبری در تلویزیون بسیار واضح است که امروز روز سرکوب اصلاح طلبان خواهد بود . از درگیری و خشونت دوری کنید . به زودی و شاید همین فردا پاسخ آنها را با حضور میلیونی خود خواهیم داد .

ممنون

 

سلام . من دیشب خیلی تلاش کردم که این وبلاگ را آپ کنم ولی نشد . بلاگفا بسته بود .

دیشب بعد از تظاهرات مسالمت آمیز درگیری های بسیار شدیدی در نقاط مختلف تهران شروع شد . یک پایگاه بسیج در ازادی با مردم درگیر شد و به طور قطعی به مردم شلیک کردند و اخبار موثق از کشته شدن تعدادی از هموطنان حکایت دارند . از هفت نفر تا سه نفر . به هرحال با توجه به حجم و شدت درگیری ها کشته ها باید بیشتر از این تعداد باشند . به همراه تعداد زیادی زخمی .

دیشب من رفتم حوالی سعادت آباد .و میدان کاج . در خیابان کاج جنوبی ( اسمش را فراموش کردم همان که از میدان کاج سعادت آباد به سمت جنوب امتداد دارد ) پر بود از تکه سنگ و آتش سوزی . یگان ویژه خیابان های اصلی سعادت اباد را در کنترل داشت و امنیت کوچه ها را به بسیج سپرده بودند . مسجدی که در میدان کاج هست ستاد بسیج شده بود .

در کوچه های بین این خیابان و خیابان صادقی ( از سمت غرب نرسیده به میدان است ) درگیری بسیار شدیدی بین مردم و بسیج جریان داشت .

صحنه هائی که من دیشب در سعادت اباد دیدم واقعا هولناک بود . هر دوطرف قطعات تلفات داشتند . وقتی با ماشین توی کوچه ها می رفتید مردم فریاد می کشیدند چراغ را خاموش کن ( تاریکی به نفع مردم بود ) در خانه ها اغلب باز بود و مردم  برای پناه گرفتن از این خانه ها استفاده می کردند .

باران سنگ و آجر بود که روی بسیج می ریخت و آنها هم به وحشیانه ترین شکل ممکن با چوب و باتوم جوانها را کتک می زدند . البته کتک که چه عرض کنم . به قصد کشت می زدند .

بسیج وقتی وارد تاریکی کوچه می شد مردم از خانه ها بیرون می آمدند و از پشت به آنها حمله می کردند . از شدت دود نمی شد نفس کشید . خیابان صادقی ( اسم این خیابان را درست می گویم ؟ )به دلیل آتش سوزی تقریبا به کلی بسته بود . من چند دفعه با جیپ از روی شعله های آتش رد شدم .

در واقع این درگیری ها علی الخصوص در خیابان های هفدهم الی یازدهم سعادت آباد بود .

من به چشم خودم دیدم که یک موتور با دو سرنشین که جوانهای هفده هجده ساله بودند یک جا روی میلگرد ها گیر کرد و دو نفر بسیجی ( باید قیافه ها را می دیدید ) با باتوم افتادند به جان آنها و واقعا داشتند آنها را می کشتند .

باری. چیزی که قطعیت دارد شدت گرفتن تصاعدی اعتراضات است . در دانشگاه تهران هم تحصنی با شرکت رئیس دانشگاه برگزار شده است و بچه های دانشگاه تهران تا به حال چندین شهید داده اند .

امروز ساعت پنج در میدان ولیعصر باز هم تظاهرات است . از طرف دیگر من در سایت روزنامه ایران ( حامی دولت ) دیدم که آنها هم برای میدان ولیعصر فراخوان داده اند . بعید می دانم تظاهرات امروز مثل دیروز بدون درگیری باشد .

دیشب وقتی به خانه بر می گشتم . در میرداماد و شریعتی دسته های صد نفره بسیج با موتور و ماشین و البته مسلح به باتوم و سلاح گرم در حال گشت زنی و به رخ کشیدن قدرت بودند .

اینجور که به نظر می رسد حتی تصور توقف اعتراضات هم شوخی به نظر می رسد و در یک کلام جریان اعتراضات مردمی از کنترل خارج شده است . خدا می داند عاقبت این ماجرا به کجا ختم می شود .

در تبریز تعداد زیادی دستگیر شده اند . در بندرعباس ٬ اصفهان و شیراز هم درگیری های شدید و متعددی رخ داده است . چند خبرگذاری خارجی از حضور نیروهای حماس در تهران خبر می دهند . اتفاقا مردم هم می گویند قیافه های بعضی از سرکوب گران به عرب ها شبیه است .

لابد خبر دارید که آیت الله صانعی هرگونه معامله و خرید و فروش با این دولت را حرام دانسته است . آدم یاد ماجرای تحریم تنباکو می افتد !

من امروز در راه پیمائی شرکت می کنم . دوستانی که در تهران زندگی می کنند لطفا به جریان ازادی خواه بپیوندند و آن را تنها نگذارند .

این هم تعدادی از شعارهای راه پیمائی دیروز :

 

 

 احمدی ِ هسته ای از دست تو خسته ایم

 

پلیس ضد شورش محمودو ور دار ببر

 

خمینی کجایی  رای ما رو فروختند

 

٭٭نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

 

٭٭احمدی به گوش باش   ما مردمیم نه اوباش 

 

٭٭با این همه هیاهو رسانه ی ملی کو؟    ( برنامه های گل و بلبل صدا و سیما واقعا شرم آور است )

 

دولت کودتا استعفا استعفا

 

دانشجوی زندانی آزاد باید گردد 

 

٭٭توپ تانک بسیجی   دیگر اثر ندارد

 

٭٭هاله ی نور رو دیده    رای ما رو ندیده

 

٭٭تا احمدی نژاده   هر روز همین بساطه

 

٭٭٭٭خس و خاشاک تویی    دشمن این خاک تویی        ( عالی است )

 

تقلب یه درصد دو درصد نه پنجاه و سه درصد           ( عجب شعاری . دلقک )

 

٭٭می جنگم می میرم رایمو پس می گیرم

 

دروغگو دروغگو من به تو رای ندادم

 

وقتی به نیروی انتظامی رسیدیم شعارها این بود: بعضی مردم هم گل دادند به آن ها.

 

نیروی انتظامی تشکر تشکر 

 

نیروی انتظامی حمایت حمایت

 

٭٭نیروی انتظامی رای تو هم گم شده. (این تاثیر گذار بود چون من لبخند تاسف و تاثر را روی لب نیروهای انتظامی دیدم.نیروی های انتظامی از لباس سیاه های کموندو و گارد ویژه ی سبزپوش و بسیجی ها و حتی لباس شخصی ها مجزاست)

 

٭٭رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پُز می دن

 

٭٭٭٭احمدی ِ بیچاره بازم بگو فوتباله

 

٭٭گفته بودم اگر تقلب بشه   ایران قیامت می شه 

 

احمدی ِ دروغگو شصت و سه درصدت کو؟

 

احمدی دوربینتو ور دار بیار

 

 شب خوابیده صبح شده احمدی سید شده 

( نویسنده این شعارها را نمی دانم کیست . از ایشان تشکر می کنم و بابت کپی کردن آنها هم امیدوارم عفو فرمایند )

باز هم از شما به خاطر خواندن این وبلاگ سپاسگذارم .

فعلا خدا نگهدار . تا فرصت بعدی و اپ بعدی کی باشد ....

 

پی نوشت : گویا آقای ابطحی هم دستگیر شده است .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

دوشنبه بیست و ده دقیقه . ( ده شب تهران . ایران ) آخرین خبرها از اعتراضات و درگیری ها

 

صدای الله اکبر مردم  شیشه پنجره ها را می لرزاند . در کوچه پس کوچه های تهران . صدای الله اکبر مردم باور کردنی نیست . واقعا ترسناک است .

در خیابان ها خیل ماشین هائی که به نشانه اعتراض بوق می زنند و ترافیک سنگین مثل شب های انقلاب ۵۷ است .

 صدای الله اکبر درساعت نه شروع شد و تا حداقل چهل و پنج دقیقه ادامه داشت .در یک کلام باورنکردنی بود .

جمعیت راه پیمائی تهران به طور قطعی ابعاد میلیونی داشته است .

یادم می آید که روزنامه کیهان دو سه روز پیش از فقط چند صد نفر طرفدار موسوی ( در همان روزی که زنجیره انسانی از میدان راه آهن تا تجریش برقرار بود ) یاد کرده بود !

طرفداران احمدی نژاد . همان بیست و چهار میلیون نفر که بر طبق آمار به او رای دادند کجا هستند ؟

تهران به کلی در تسخیر مردم است . بدون شک امشب برای تهران یک شب تاریخی است .

ظاهرا  هر روز صبح کارگران شهرداری آسفالت خیابان ها را لکه گیری می کنند . زیرا گلوله های اشک آور حرارت زیادی دارند و پس از شلیک وقتی روی زمین می افتند آسفالت را سوراخ می کنند .

راه پیمائی امروز عصر بدون درگیری برگزار شد . در واقع جمعیت زیاد به نیروهای انتظامی اجازه درگیری نمی داد و اما آیا امشب  هم بدون هیچ درگیری خواهد گذشت ؟

هنوز معلوم نیست .

تصور می کنم  کسانی که در انتخابات تقلب کردند  خیلی پشیمان باشند . مطمئنا در تصورشان هم نمی گنجید که کار به اینجا بکشد .

آفرین به میرحسین موسوی و مهدی کروبی . بسیار عالی ایستادند و فعلا یک قدم عقب نشینی نکرده اند .

فردا ساعت ۵ در میدان ولیعصر تهران . دوستانی که توانائی و امکان شرکت در راه پیمائی مسالمت آمیز فردا را دارند لطفا بیایند . این روزها برای ایران خیلی مهم و تاثیرگذار است . به واقع مردم ما در حال فشاربرای  انتقال قدرت از جریان تمامیت خواه و استبدادی به جریان مردمی و دموکرات هستند .این طیفی است که در جمهوری اسلامی وجود دارد .  این جریان را جدی بگیرید و تنها نگذارید .

یکی دوساعت دیگر می روم بیرون تا چرخی در سطح شهر بزنم . اگر خبر خاصی بود وقتی برگشتم اپ خواهم کرد و این البته به شرطی است که امکانات اینترنت ضعیف این روزها اجازه بدهد .

متاسفانه سرعت و شتاب جریانات به حدی زیاد است که عملا جز نوشتن تیتروار خبرهای جدید نمی شود کاری کرد . خیلی دوست دارم که می توانستم این وقایع را تحلیل کنم . ولی فعلا من را عفو کنید . اگر فرصتی دست دهد دراین باره چیزی خواهم نوشت . 

بازهم از شما به خاطر خواندن این وبلاگ سپاسگذارم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

آخرین اخبار از اعتراضات و درگیری های ایران . دوشنبه ساعت بیست .

 

امیدوارم همگی خوب باشید .

امروز عصر از ساعت چهار یک راه پیمائی بزرگ از میدان انقلاب تا میدان ازادی به نفع موسوی و کروبی از طرف طرفداران ایشان برگزار شد .

این تظاهرات بزرگترین تظاهراتی بود که تا به حال در تهران برگزار شده است . جمعیتی با ابعاد ملیونی و در عین حال منظم و بدون هیچ گونه خشونت یا درگیری خاصی .

ــ دیدار موسوی با رهبری ( ظاهرا به موسوی توصیه کرده که از طریق مراجع قانونی شکایت خود را پی گیری کند )

ــ بچه های دانشگاه تهران امروز ظهر به یاد یکی از دوستان خود که دیشب در درگیری های کوی دانشگاه کشته شد مراسمی برگزار کردند .

ــ دیشب در پی ماجرای الله و اکبر گفتن مردم در تهرانپارس ( شرق تهران ) بسیجی ها به طور دسته جمعی به کوچه ها حمله می کردند و شیشه های خانه ها را می شکستند .

 

 

با توجه به روند حوادث اخیر به احتمال بسیار زیاد ارا دوباره شمارش خواهد شد و حتی ممکن است انتخابات دوباره برگزار شود . جمعیتی که امروز در تظاهرات تهران حضور داشتند به خودی خود بزرگترین دلیل بر این بود که در انتخابات تقلب شده است . جشن شادی احمدی نژاد در مقایسه با این تظاهرات واقعا بی معنی و کوچک جلوه می کرد .

 

ــ فردا ظاهرا قرار است در تهران اعتصاب باشد

ــ این آقا را می شناسید ؟  نگاه کنید به این عکس :

http://xs140.xs.to/xs140/09251/lebas-shakhsi-chaghoo858.jpg

 

 عکسهائی از تظاهرات تهران ( وبلاگ آشپز باشی :  http://ashpazbaashi.blogspot.com/ )

 

 

از شما ممنونم . تا آپ بعدی .

خدا نگهدار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

دوشنبه ظهر . آخرین خبرها از درگیری های ایران بعد از انتخابات .

 

سلام . امیدوارم که همگی خوب باشید و اما جدیدترین خبرها :

ــ روزنامه ایران به نقل از خبرگزاری فارس از دیدار خاتمی و اوباما و معاونین او در چند روز قبل از انتخابات حکایت دارد . ( بعید نیست خاتمی را دستگیر بکنند . این خبر بسیار تاثیرگذار و مهم خواهد بود  )

ــ بازداشت جمعی از وبلاگ نویسان ( خدا عاقبت ما را به خیر کند ) به همراه فیلترینگ گسترده در سایت های مختلف و کند شدن اینترنت و صد البته سیستم پیامک هم قطع است .

ــ خبرهای ایران در صفحه اول سایت یاهو ( همین الان دیدم )

ــ درگیری ها در شهرستان های مختلف

ــ اعتماد ملی به نقل از موسوی و کروبی خبر تظاهرات امروز ( میدان انقلاب به آزادی ) را تکذیب کرده و گفته باید در انتظار مجوز باشیم .

ــ دیروز عصر و دیشب در حوالی میدان ولیعصر درگیری شدید بین مردم و پلیس و بسیجی ها بود و احتمالا خودتان در جریان هستید . دیشب حوالی ساعت یازده هفت تیر و ولیعصر به کلی در تسخیر پلیس و بسیج بود . بسیجی های عجیب و غریب با هیکل ها و قیافه های خاص کنترل را به دست گرفته بودند و اغلب مجهز به باتوم و سپر و حتی عده ای چماق داشتند و هوا پر از بوی سوختن بود . از خیابان یوسف اباد نور ناشی از آتش سوزی به چشم می خورد و دود همه جا را گرفته بود .

ــ خیابان ولیعصر پل محمودیه و پارک وی و میدان ونک هم همینطور . ماشین ها به اعتراض مدام بوق می زدند ( ترافیک سنگین ) من به چشم خودم دیدم که پلیس ها ناگهان به یک ماشین حمله کردند و راننده را کشیدند پائین و با باتوم افتادند به جان بیچاره .

ــ خیابان شریعتی حوالی میرداماد به بالا تا سه راه قیطریه . جا به جا روی خیابان آتش بود  و همینطور ساعت نه که تکبیر ها شروع شد در محل ما ( قیطریه ) شدت صدای مردم و تعداد کسانی که الله اکبر می گفتند هم بسیار زیاد بود .

ــ در جنت اباد و غرب تهران هم دیشب درگیری های شدیدی بوده است

ــ دانشگاه شریف تحصن است و در یک خبر که صحت و سقمش را نمی دانم صد و پنجاه نفر از اساتید دولت را تهدید به استعفا کرده اند .

ــ تجریش در ساعت یازده شب پر از نیروهای پلیس و بسیج بود و در چمن های میدان و حوالی سرپل و امامزاده هم جای سوزن انداختن نبود .

ــ کوی دانشگاه هم دیروز عصر و دیشب درگیری های بسیار شدیدی برقرار بوده است .

ــ ظاهرا هاشمی رفسنجانی در شهر قم است .

ـــ روزنامه ایران تعلل مراجع در ارسال پیام تبریک ریاست جمهوری را به دلیل فشار جریانات اصلاح طلب به آنان می داند !

ــ موسوی و کروبی و محسن رضائی به طور رسمی با ارسال بیانیه به شورای نگهبان به نتایج انتخابات معترض هستند .

نهایتا به شخصه امیدوارم این ماجرا با حداقل تلفات و کمترین آسیب ختم به خیر شود .  از دوستانی که اینجا را می خوانند سپاسگذارم .

فعلا از حضور شما مرخص می شوم تا پست بعدی .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات . یک شنبه ظهر . تازه ترین خبرها .

 

اول از همه به علت بسته بودن بلاگفا نتوانستم وبلاگ را آپ کنم . متاسفانه باز هم سانسور و ممانعت از جریان آزاد اطلاعات در کشور حاکم است . در ضمن کلیه سایت های طرفدار موسوی هم فیلتر هستند .

دیشب ساعت حدود  دوازده و نیم الی یک تظاهرات بزرگی در میدان تجریش بود. من با جیپ داشتم به سمت تجریش می رفتم . ترافیک هم نسبتا سنگین بود و همه ماشینها به دلیل اعتراض به انتخابات بوق می زدند . بعد ناگهان خیابان خلوت شد . من تعجب کردم و همینطور که داشتم می رفتم به سمت انتهای خیابان ناگهان جمعیت را دیدم که به سمت پائین می آمدند . بسیار صحنه عجیبی بود . شاخ به شاخ با یک تظاهرات !

جمعیت بسیار زیادی . فکر می کنم ده هزار نفری می شدند . با پلاکارد و شعار از میدان تجریش و خیابان شریعتی به سمت پائین در حرکت بودند . از پلیس و نیروهای انتظامی هم خبری نبود  . کاملا منظم و بدون خشونت و در عین حال عظیم و باور نکردنی  . جالب است که تهران به کلی در دست حامیان موسوی است و شمال شهر یا جنوب شهر هم تفاوت چندانی ندارد .جریان اعتراض علی رغم پیش بینی خیلی ها که معتقد بودند به سرعت از نفس خواهد افتاد به طور لحظه ای در حال گسترش است و شهرستانها هم در حال درگیر شدن هستند .

همچنین ماشینها هم با فلاشر و بوق در حال اعتراض به جریان موجود بودند  . همانطور که می دانید احمدی نژاد دیشب سخنرانی داشت .

امروز ساعت پنج فراخوان حامیان موسوی در ستاد ایشان همان خیابان میرهادی بالاتر از میدان ولیعصر است . در عین حال میدان ولیعصر هم محل تجمع و جشن حامیان احمدی نژاد است . مطمئن باشید امروز عصر در حوالی ولیعصر اتفاقات غریبی رخ خواهد داد .

شبکه های خارجی هم درحال پوشش دادن اتفاقات ایران هستند . اتفاقاتی که از ۵۷ تا به حال بی سابقه بوده است .

خوب . آیا موسوی در حال تبدیل شدن به رهبر اپوزسیون ایران است ؟ شاید اینطور باشد . جریان اپوزسیون تا به حال رهبری جز چند مهره سوخته یا کم طرفدار نداشته است . شاید موسوی این کار را بر عهده بگیرد . شواهد که دلالت بر همین موضوع دارند . همچنین این موج اخیر شباهت های غیرقابل انکاری به انقلاب های رنگی دارد و این در صورتی است که نظام در برابر مردم کوتاه نیاید .

در صورتی که مدیریت از دست نظام خارج شود یا تصمیم های نسنجیده ای بگیرد . چیزی شبیه به سرکوب کورکورانه و خشونت بار یا به میدان آوردن هرچه بیشتر نیروهای نظامی .

 در این صورت  بسیار محتمل است که اعتراضات اخیر از شکل اعتراض به نتیجه انتخابات خارج شود و تبدیل به حرکتی بر علیه کل نظام شود . در این صورت ممکن است که حتی تعدادی از طرفداران احمدی نژاد . یعنی کسانی که به او رای داده اند هم به این جریان بپیوندند .

باری . فعلا عصر و شب ها  زد و خورد در اغلب نقاط تهران ادامه دارد و باز تاکید می کنم که امشب در حوالی میدان ولیعصر شاهد جریانات بی سابقه ای خواهیم بود .

 آخرین خبرها به بازداشت گسترده افراد کلیدی جریان اصلاح طلب دلالت دارند .

دوستانی که طرفدار موسوی هستند و یا به روند جریانات حکومتی ایران اعتراض دارند لطفا امروز عصر جریان معترض و آزادیخواه ایران را تنها نگذارند . از خشونت بپرهیزید و مواظب خودتان باشید .

خوب . به احتمال غریب به یقین بلاگفا را فیلتر می کنند یا بسته نگاه می دارند . من فعلا با شما خداحافظی می کنم و امیدوارم بتوانم به زودی آپ کنم و شما را در جریان اتفاقات جدید قرار دهم . اگر این وبلاگ اپ نشد مطمئن باشید به علت بسته بودن بلاگفا است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

آخرین اخبار از درگیری ها و اغتشاشات بعد از اعلام نتایج در تهران به همراه بیانیه های میر حسین موسوی

 

الان که دارم این چند سطر را می نویسم ساعت هشت شب است . آخرین خبر درگیری شدید بین نیروی انتظامی ( یگان ویژه ) و مردم در میدان ونک ٬ تجریش ٬ میدان ولیعصر و میدان فاطمی است . صدای گلوله به طور مدام شنیده می شود و هنوز مشخص نیست که ایا هوائی هستند یا به سمت هدف شلیک می شوند . مردم به کوچه ها و خانه ها پناه می برندو ضرب و شتم با باتوم های مخصوص و شوک انجام می گیرد .

شمارش نهائی ارا هم احمدی نژاد بیست و چهار ملیون و اندی ٬ موسوی سیزده ملیون و نیم و کروبی سیصد هزار !!! است . مشارکت مردم هم هشتاد و پنج درصد برآورد شده که تقریبا در تاریخ ایران بی نظیر است .

هرچند که هروقت مشارکت مردم بالا رفته ٬  نتیجه دقیقا برخلاف کاندیداهای مورد حمایت نظام بوده است .

به هرحال بعید به نظر می رسد که اعتراضات در همین حد متوقف شود . همچنان که قبلا گفتم شاید امشب در تهران شاهد یک شب بحرانی باشیم . تصور می کنم یا امشب این موضوع را جمع می کنند و همه چیز تمام می شود و یا بالعکس اغتشاشات و اعتراضات به طور تصاعدی بالا خواهد رفت .

 طبیعی است که اغلب در چنین اوضاعی یک سری آدم های فرصت طلب هم وجود دارند که ماجرا را با آتش زدن مغازه ها و امثال آن  به سمت خشونت و خونریزی پیش می برند .

فکر می کنم بهترین راه شمارش مجدد ارا و اعلام نتیجه جدید به وسیله نهادهای مختلف و بی طرف به همراه نماینده هائی از سازمان ها و کاندیداها باشد . این کار به احتمال صد درصد مردم را آرام می کند . قطعا متعصب ترین هواداران موسوی نیز اگر مطمئن شوند ارای اعلام شده صحت دارد به انتخاب مردم احترام خواهند گذاشت .

رهبری با یک اطلاعیه قضیه انتخابات را به مردم تبریک گفت و بدون هیچ اشاره ای به  نامه ها و اعتراضات موسوی و دیگران از مردم خواست به دلیل فرصت طلبی دشمنان از هرگونه سیاه نمائی و مشکوک خواندن نتایج حاصله خود داری کنند .

راستش من یکی این حرف را قبول نمی کنم . این یعنی چه که در چنین وضعیتی ملت را از دشمن و ..بترسانیم و بگوئیم نتیجه را قبول کنند . چرا نباید ارا دوباره شمارش شود ؟ مگر چقدر طول می کشد ؟ این خیلی بهتر از این است که ملت ( حداقل سیزده ملیون طرفدار موسوی و دیگران ) از انتخابات نا امید و سرخورده شوند . اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم با این قضایای پیش آمده من دیگر فکر نمی کنم در هیچ انتخاباتی شرکت کنم .

اخبار ساعت هفت تلویزیون کاندیداها را چند روز قبل از انتخابات نشان می داد که می گفتند هرکس رای بیاورد دیگران باید قبول کنند و نباید تفرقه باشد و...خیلی بامزه بود ! اگر تلویزیون راست می گوید چرا حالا با موسوی و کروبی مصاحبه نمی کند ؟!

باری ٬ میرحسین موسوی یک بیانیه خطاب به علمای قم صادر کرده و محسن رضائی هم یک بیانیه صادر کرده است که در اینجا می خوانید :

 

 
بيانيه  ميرحسين موسوي خطاب به مراجع عظام

انالله وانا الیه راجعون/تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده/شاید تذکر شما مفید واقع شود

قلم - میرحسین موسوی در بیانیه‌ای بسیار مهم به علمای قم، از آنها خواست تا در راستای صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند، به مسوولان تذکر دهند.

به گزارش قلم‌نیوز، ‌متن بیانیه بسیار مهم میرحسین موسوی خطاب به علمای قم به این شرح است:

"بسم‌الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.

ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"

 

 

 

به گزارش "تابناک" دکتر محسن رضایی پیامی خطاب به ملت شریف ایران صادر کرده است که به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت عزيز و بزرگوار ايران

ميلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را تهنيت عرض مي نمايم. علاقه زايد الوصف شما در تعيين سرنوشت و آينده خود را مي ستايم. اينجانب به عنوان فرزند ملت آفرينش اين حماسه را به شما تبريک گفته و به ايرانی بودن خود مي بالم.

اکنون که در تعيين سرنوشت خود حماسه و شگفتي ديگري آفريده ايد اميدوارم اين حضور پرشور با برخي کج انديشي ها در کام ملت تلخ نشود.

با آگاهي از اينکه برخي از افراد و جريانها در اين گونه موارد چه اهدافي را دنبال مي کنند شما مردم شريف را به آرامش و وحدت دعوت مي نمايد، چرا که آرامش و اتحاد مردم بر هر چيزي مقدم است.

متواضعانه از رهبر معظم انقلاب اسلامي خواستارم صرف نظر از رقم اعلام شده به عنوان آرا اينجانب نسبت به دغدغه هايي که موجب تشويش اذهان مردم فهيم ايران شده است از هر طريق که صلاح ميدانند براي رفع اين نگرانيها همانند گذشته فصل الخطاب شوند.

از اين فرصت استفاده کرده از کليه کسانيکه اينجانب را مورد حمايت قرار داده و تلاش نموده اند قدرداني و از آنان تشکر مي کنم . بديهي است فردي که پس از طي مراحل قانوني و تاييد نهادهاي نظارتي و تنفيذ مقام معظم رهبري به عنوان رييس جمهور اعلام شود ، رييس جمهور همه ملت ايران بوده و براي جلوگيري از هرگونه وقفه در خدمت رساني به مردم ، وي را حمايت خواهم نمود.

سرباز کوچک ملت ايران
محسن رضايي

 

پی نوشت : همچنان اگر خبر جدیدی به دستم برسد شما را هم در جریان می گذارم .

پی نوشت :

فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت در يادداشت جديد خود نوشت: عنايات فاطمي بار ديگر معجزه هزاره سوم را تکرار کرد.

او در اين ياددشت آيت الله هاشمي رفسنجاني را مورد انتقاد قرار داده و نوشته است : احمدي‌نژاد بر غارتگران و دين‌ستيزان و مذهب‌سوزان پيروز گشت و ملت سرفراز ايران اسلامي را در گفتمان انتظارگرايانه بر بام جهان نشاند.

رجبي پا را از اين فراتر گذاشته و نوشت: موسوي نامزدي كه تمام حيثيت انساني خود را لگدمال قدرت و اهداف شوم مافيايي كرد، از فاطمه سيلي خورد. اين سيلي بيش از هر مساله مجازات خلاف بزرگ او بود، كه «قداست سيادت» را به لجن آلوده ساخت و مقدسات ملت را به بازي گرفت.

پی نوشت : ساعت بیست و چهل و پنج دقیقه است . درگیری ها با شدت تمام ادامه دارد . همچنان صدای گلوله به گوش می رسد به همراه آژیر آمبولانس و پلیس . احتمالا امشب اینترنت را قطع کنند و سیستم اس ام اس هم همچنان قطع یا نیمه تعطیل است . ظاهرا میرحسین موسوی ساعت یازده شب یک نشست با خبرنگاران دارد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

شلوغی ها و اتفاقات بعد از اعلام نتایج انتخابات .

 

 

خیابان های اطراف وزارت کشور درست و حسابی شلوغ است و نیروهای ویژه ناجا با آمادگی کامل و تجهیزات ضد شورش در این مناطق حضور دارند . در بعضی میدان های شهر مثل ونک و تجریش هم اعتراضات شروع شده است . با ادامه این روند قطعا یک شب داغ در پیش خواهیم داشت و همین الان هم عملا درگیری ها شروع شده است . این چیزی است که من از چندین و چند نفر از مردم شنیدم . یکی دوساعت قبل در خیابان بهشتی ( عباس آباد ) بودم و به وضوح از ترافیک سنگین انتهای خیابان مشخص بود در فاطمی خبرهائی هست .

میر حسین موسوی بعد از صدور یک بیانیه خطاب به مردم با پای پیاده به سمت وزارت کشور راه افتاد و ظاهرا منتظر پاسخ رهبری به نامه ارسالی اش نشد . در طول مسیر هم مردم به او ملحق شدند و علت شلوغی اطراف وزارت کشور در خیابان فاطمی همین است .

مهدی کروبی نیز  یک بیانیه خطاب به مردم ایران صادر کرده است و در آن گفته شکایت خود را به پیشگاه ملت عرضه می کند . این نکته که کروبی شکایت خود را خطاب به مردم و نه رهبری صادر کرده است جالب توجه و بسیار معنا دار است .

تصور می کنم رهبری امروز یا فردا با صدور یک اطلاعیه راجع به اتفاقات اخیر موضع گیری کند .

هم موسوی و هم کروبی ( از مواضع محسن رضائی خبر ندارم ) اعلام کرده اند که تا آخر بازی حضور خواهند داشت .

 متن اطلاعیه های میرحسین موسوی و مهدی کروبی را در اینجا مطالعه کنید .

http://smto.ir/?p=2128

 

به گفته خبرگزاری ها و سایت های طرفدار موسوی دیروز نیروهای لباس شخصی به کرات به ستادهای میرحسین حمله کرده اند .و روزنامه  کیهان   نوشته بود تاج زاده ( مسئول انتخابات دولت خاتمی ) به همراه چندین نفر از نیروهای مشکوک در قیطریه توسط نیروهای امنیتی دیده شده اند که قصد ایجاد تشنج و درگیری را داشته اند و بدین ترتیب توپ را در زمین موسوی انداخت .

همچنین به نوشته کیهان دیروز یک راه پیمائی بر ضد هاشمی رفسنجانی توسط روحانیون و طلاب حوزه علمیه  در شهر قم انجام شد که در آن چنین  شعارهائی می دادند : هاشمی هاشمی این آخرین اخطار است .

بعید نیست که در آینده نزدیک هاشمی رفسنجانی و چندین نفر دیگر از صحنه سیاست ایران به کلی جارو شوند .  

  هنوز نمی شود اوضاع را دقیقا پیش بینی کرد . آیا امشب مردم به خیابان ها می آیند ؟ یا بالعکس هیچ اتفاقی نمی افتد ؟ آخر این انتخابات کجاست و به چه چیزی ختم خواهد شد ؟

 من نمی دانم . هرچند به طور بالقوه هر اتفاقی ٬ واقعا هر اتفاقی ممکن است بیفتد . اگر خبر قابل عرضی بشنوم حتما شما را در جریان می گذارم .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

آخرین نتایج انتخابات ریاست جمهوری

 

 به نقل از خبرگزاری ها :

 
 
نتایج شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری بر اساس آنچه ستاد انتخابات وزارت کشور از ساعت پایان رای‌گیری منتشر کرده است، نشان می‌دهد که محمود احمدی‌نژاد با اختلاف زیاد از سه رقیب خود، پیشتاز است.

بر اساس آخرین نتایج اعلام شده توسط وزارت کشور تا حدود ساعت 8:45 صبح شنبه 23 خرداد، 30 میلیون و 506 هزار و 422 رای شمارش شده است.

تعداد آرای نامزدها به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است:

محمود احمدی نژاد 19,761,433  رای
محسن رضایی 633,048  رای
مهدی کروبی 270,885  رای
میرحسین موسوی 9,841,056  رای

 

گفتنی است این نتایج قطعی و نهایی نیست و اطلاعات بعدی به تدریج منتشر خواهد شد.

اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در ساعت‌های گذشته در مصاحبه‌هایی گفته‌اند که نتایج آرا مردم را حیرت زده کرده و به نظر نمی‌رسد که آمار درستی از نتایج انتخابات توسط وزارت کشور منتشر شده باشد.

بی‌سابقه‌ترین رویداد در اعلام نتایج این انتخابات این بوده است که هیچ آماری درباره آرای باطله اعلام نشده است. این موضوع نشان می‌دهد که امکان وجود آرای مخدوش، سفید یا با اطلاعات نادرست در انتخابات برابر با صفر بوده که به نظر غیرمنطقی می‌رسد.

همچنین بر خلاف انتخابات‌های پیشین، وزارت کشور هیچ اطلاعاتی درباره این که نتایج اعلام شده مربوط به کدام حوزه‌های رای‌گیری بوده، در اختیار رسانه‌ها قرار نداده است.

صادق محصولی، وزیر کشور پیش‌تر گفته بود که اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری پس از اذان صبح، حدود ساعت چهار صبح به وقت تهران آغاز خواهد شد، اما اعلام نتایج پس از نیمه شب به دستور ریس ستاد انتخابات آغاز شد.

به گفته کامران دانشجو، قرار بوده تا حدود ساعت هشت صبح به وقت تهران، نتیجه نهایی انتخابات مشخص شود.

 

 

 

پی نوشت : موج ناباوری و اعتراض به نتیجه ارا همچنان ادامه دارد . همین الان با بچه های کارخانه در اردبیل صحبت می کردم و می گفتند که اینجا همه به موسوی رای داده اند . ظاهرا نیروی انتظامی در آماده باش است و خبرها از دستگیری یا دیده شدن تاج زاده و عوامل اغتشاش ! حکایت دارند . کیهان هم در صفحه اول خود از برخورد قاطع با اخلال گران بعد از اعلام نتایج خبر داده است .

پی نوشت :

بامزه تر از همه نامه جناب کروبی به هاشمی رفسنجانی است و گلایه از این که اطرافیان هاشمی شایعاتی مبنی بر کناره گیری کروبی پخش کرده اند ! بیچاره هاشمی رفسنجانی تبدیل به یک وسیله انتخاباتی شده است . هرکسی که کاندید می شود چهار تا فحش هم به او می دهد !! البته جناب کروبی کمی دیر به فکر هاشمی افتاده است ! باید هفته قبل این کار را می کرد.....

شخصا برای رئیس مجمع تشخیص مصلحت خوشحالم !  اگر احمدی نژاد سر پستش باقی بماند ( که ظاهرا همینطور است ) باید ببینیم ادامه سرشاخ شدن با هاشمی و ناطق به کجا می کشد ....

پی نوشت : این لینک را ببینید

http://www.aftabnews.ir/vdcefx8o.jh87pi9bbj.html

 

پی نوشت : آخرین اخبار حاکی از درگیری و اغتشاش اطراف وزارت کشور است . در ضمن موسوی هم نتیجه انتخابات را قبول نکرده است . من الان به خاطر یک کار اداری باید بروم به آن طرفها . هرچیزی به چشم خودم ببینم در اینجا خواهم نوشت .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

انتظار برای نتیجه ارا...

 

امروز با یکی از برادران حزب الله حرف می زدم .  منظورم حزب اللهی درست و حسابی است . آدم تحصیلکرده و تا حدودی روشنفکر و سالم از نظر اخلاقی و مالی . یکی از آن آدمهائی که عمیقا معتقد هستند و هیچ وقت دنبال پست و مقام نبوده اند .

باری ٬ می گفت که به احمدی نژاد رای داده است و بابت افشاگری های او در تلویزیون هم خیلی خوشحال بود . معتقد بود که هاشمی کارش تمام است . می گفت که شرکت کنندگان در نماز جمعه اغلب در این چند سال اخیر بر علیه هاشمی شعار می دادند ( مرگ بر غارتگر بیت المال ) و هر وقت هاشمی امام جمعه بوده هیچ کس او را جدی نمی گرفته است .  فقط وقتی حرفهائی می زد که عام المنفعه بوده مثلا علیه استکبار جهانی  همه حرفهایش را تایید می کردند و تکبیرهای محکم می فرستادند .

در عین حال از سیاست خارجی احمدی نژاد هم خیلی راضی بود و صد البته آمارهای کذائی  هم  همینطور .

من به او گفتم که راجع به سیاست خارجی و موفقیت های احمدی نژاد  نمی توانم نظر بدهم . هرکس یک چیز می گوید . من دوست دارم مکاتب مختلف سیاسی را از لحاظ نظری دنبال کنم ولی این که احمدی نژاد در زمینه سیاست خارجی چقدر موفق بوده در صلاحیت من نیست و نظری ندارم .

از همه این ها که بگذریم . در یک کلام مشکل من با افشاگری های احمدی نژاد  این است که از این قضیه  به عنوان یک حربه تبلیغاتی استفاده کرد . اگر در همان سال اول ریاست جمهوری این حرفها را می زد و واقعا به آن عمل می کرد من الان در یکی از ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد بودم .

دیگر این که شما معتقدید هاشمی سالم نیست . در واقع همه همین نظر را دارند . از زمانی که یادم می اید در تمام مهمانی ها و تاکسی ها و...مردم راجع به این موضوع حرف می زدند . اصلا چیز جدیدی نیست . دیگر این که  چند تا نکته کوچولو این وسط هست :

ــ این کشور وزارت اطلاعات دارد . قوه قضائیه دارد . هزار و یک جور نهاد نظارتی هست . در تمام این سالها این نهادها چه می کردند ؟ اگر روزی این اقایان فاسد را دستگیر می کردند و فردا توی تلویزیون می گفتند فلانی و فلانی را به جرم رانت خواری محاکمه کردیم چه اتفاقی می افتاد ؟ آسمان می آمد زمین ؟

ـــ این کشور زیر نظر ولی فقیه اداره می شود . ایشان چرا چنین آدم فاسدی را به عنوان رئیس نهاد تشخیص مصلحت نظام انتخاب کرده است ؟ ایشان رئیس مجلس خبرگان هم هستند . در ضمن جناب ناطق هم رئیس  بازرسی رهبری است . این ها مهم ترین پست های این کشور است . چرا رهبری باید این آدمها را تا این حد بالا ببرد ؟ مگر به فرمایش خودتان فاسد نیستند ؟ بالاخره ما باید حرف چه کسی را باور کنیم ؟ می شود یک نفر لطف کند و این موضوع را به من توضیح بدهد ؟ اگر ایشان فاسد است چرا باید چنین پست هائی داشته باشد ؟

ایشان می فرمود که متاسفانه از اول انقلاب کشور ما مشکل بزرگی به نام اقا زاده ها دارد و...

خوب آخر این یعنی چی ؟  متاسفانه یا خوشبختانه پدرمن جزو ارکان نظام نیست . یک آدم معمولی است . حالا اگر من پایم را کج بگذارم می زند له و لورده ام می کند . این اقایانی که فرزندانشان هم طبیعتا اقا زاده هستند کور بودند یا کر ؟ این چه وضعی است ؟ کجای دنیا این مسخره بازی ها هست ؟ این چه اقائی است که چنین اقا زاده ای دارد ؟ مگر به آدم دزد و فاسد هم اقا می گویند ؟

روی تمام دیوارهای مملکت کلی حدیث و آیه هست . مگر می شود کسی واقعا به روز قیامت و اسلام معتقد باشد و میلیارد میلیارد دزدی بکند ؟ وقتی ایت الله و حجت السلام به دین اعتقادی نداشته باشد چه توقعی از ادمی مثل من هست ؟ وقتی فلان دختر بیست ساله که مانتوی تنگ می پوشد صاف می برند بازداشتگاه ٬ در چنین کشوری  این اقایان رانت خوار با این دزدی های عجیب و غریب یعنی چه ؟ مسخره نیست ؟ دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟

در هر گوشه و کنار مملکت یک گشت ارشاد منتظر طعمه ایستاده است . اقا زاده ها را چه کسی ارشاد می کند ؟

می فرمودند که بله در صدر اسلام هم طلحه و زبیر و عمروعاص و...

خوب آخر این چه ربطی به حالا دارد ؟ آن زمان خیلی راحت می شد دروغ بگوئی . ولی حالا که با فشار یک دگمه در کامپیوتر لیست اموال هر آدمی را می شود در یک لحظه روی مونیتور دید دیگر مشکل کجاست ؟ چطور این اقایان نمی توانند با چنین موضوع بدیهی مثل فساد مالی قاطعانه برخورد کنند ؟ قوه قضائیه این مملکت چه می کند ؟ واقعا ریشه کن کردن بندرهای بدون گمرک و اقازده ها و رانت خوارها و... این قدر سخت است ؟ سی سال از انقلاب می گذرد . سی سال...من نمی فهمم مگر این اقایان چقدر نیاز مالی دارند که بعد از این همه دزدی همچنان جیبشان پر نشده ؟ مگر یک نفر آدم به چقدر پول احتیاج دارد ؟

در کشورهای دیگر به محض یک اشتباه مثل فساد مالی یا هرچیزی در این حد کل دولت مجبور به استعفا می شود . کلینتون یک دروغ گفت پدرش را درآوردند . منتهی در کشور عزیز و اسلامی ما که خوشبختانه داعیه رهبری کل جهان را هم داریم و قرار است همه کشورهای مظلوم را از قید و بند استکبار جهانی نجات بدهیم قضیه فساد واقعا رکورد شکن شده است . هرکدام از این اقایان مثل قهرمان های المپیک رقابت تنگاتنگی در زمینه اختلاس و انواع فساد دارند . آدم نمی داند بخندد یا گریه کند .........

باری . فعلا همه منتظر نتیجه انتخابات هستیم  . ظاهرا قضیه سلامت انتخابات هم مثل هرچیز دیگری زیر سئوال است . سایت های طرفدار موسوی و کروبی گزارش های متعددی در زمینه تخلفات داده اند . با توجه به خلق و خوی دولتمردهای ما قطعا اگر بتوانند تقلب می کنند . امیدوارم نتوانند ! همین .

به هرحال . از همه اینها گذشته و علی رغم همه سیاهی ها ٬ با کمال پرروئی نسبت به اوضاع مملکت امیدوارم  .

 همیشه به آینده خوشبین بوده ام . صرفا چون پیشرفت یک جبر تاریخی است . نمی شود از زیرش در رفت . دست ایکس و ایگرگ هم نیست . نهایتا می شود کمی به تاخیرش انداخت . منتهی کشور ما مثل هرجای دیگری محکوم به پیشرفت است . نسلی که الان به بلوغ رسیده . همین بچه های شانزده هفده ساله . اینها خیلی چیزها را نمی پذیرند . خیلی از چیزها را قبول نمی کنند . نسل های بعدی هم همینطور .  مطمئن باشید جز به سمت جلو همه راه ها مسدود است .....

من زمانی را به یاد می آورم که وقتی یک نوار کاست ( مهم نبود درونش چیست ) توی ماشینت بود در ایست بازرسی پدرت را درمی آوردند . من شانزده سالم بود . سال شصت و هفت . در ساحل شمال دست های من را به خاطر لباس استین کوتاه رنگ زدند ! از نوک انگشت تا بازو . رنگ سبز ! 

 ولی حالا . ساسی مانکن برای کروبی آهنگ می خواند ! این همان جبری است که خدمتتان عرض کردم . این جبر تاریخ است . حرکتی رو به جلو که هیچ کسی نمی تواند از زیرش دربرود...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

لطفا رای بدهید ! پلیززززز !

 

بعید می دانم بین شما کسی مخالف رای دادن باشد . اما به هرحال چند سطر می نویسم برای کسانی که رای نمی دهند . پیشاپیش از چندپارگی و تکه تکه بودن مطلب عذر می خواهم .

ــ نظارت استصوابی . همه ما  این نظارت کذائی را یکی از مهمترین اشکالات انتخابات در ایران می دانیم . واقعا هم همینطور است . اما این دوره علی رغم تمام فیلترها و نظارت ها اتفاقاتی افتاد که همگی شاهدش هستیم . بنابراین حالا که چنین فرصتی پیش آمده و کسانی در کاندیداها هستند که  می شود به آنها امیدوار بود . حالا که مردم نه در زسانه هائی مثل صدا و سیما ٬ نه در روزنامه های دولتی مثل ایران و کیهان ٬ نه در تریبون های رسمی . بلکه در خیابان ها و کوچه ها ازادی را فریاد می زنند . چرا نباید انتخاب کنیم ؟ چرا نباید رای بدهیم ؟

ــ خوب . واقعا هم ممکن است موسوی مردم را نا امید کند . شاید واقعا موسوی آن چیزی نباشد که در رویایی ایرانیان هست . اما فراموش نکنید که خود موسوی هم به هیچ وجه نمی توانست پیش بینی کند که مردم چنین اقبالی به او داشته باشند . چنین محبوبیتی را در خواب هم نمی دید . بنابراین احتمال این که موسوی همان چیزی بشود که ما می خواهیم کم نیست . موسوی یک فرصت استثنائی دارد . او می تواند یک اسطوره بشود در تاریخ ایران زمین . چیزی در حد امیرکبیر و مصدق . هرچند با اما و اگر..

ــ سی سال از انقلاب می گذرد . از روزگار یخ زده دهه شصت تا حالا  راه درازی آمدیم . هیچ کشوری یک شبه به دموکراسی و ازادی دست پیدا نکرده است . پیشرفت نیاز به تجربه های تاریخی و پرداخت هزینه های کلان دارد . رای بده هموطن . بگذار در این تجربه تاریخی سهمی داشته باشی . کودتای بیست و هشت مرداد می توانست عقیم بماند اگر مردم در صحنه بودند . اگر مردم جا نمی زدند . اگر مردم سرنوشت خود را به دولت مصدق گره می زدند . شاید بعدا افسوس بخوریم . شاید این همان فرصتی باشد که همیشه آرزویش را داشتی .لطفا رای بدهید .

ــ بله . قبول دارم که فردای انتخابات هم آسمان همین رنگ است . ولی همچنان که در بالا گفتم . پیشرفت و ترقی یک شبه نیست . لطفا رای بدهید .

ــ خوشحالم که هیچ  کدام از جماعت ماهواره ای  کنار گود نمی توانند از حال و هوای امروز ایران سهمی را مدعی باشند .

ــ از کشورهای خارجی هم مطمئن باشید کسی دلش به حال ما نسوخته . این را به تو می گویم که منتظر هستی ازادی با سربازان ناتو یا آمریکا به ایران بیاید .

ــ  حوزه های انتخاباتی شلوغ خواهند بود . صف های طولانی . اما عیب ندارد . ما رای می دهیم .لطفا رای بدهید .

ــ  دوستانی که مدعی تحریم هستند و می فرمایند  کاندیداها از نظر ما مشروعیت ندارند و هیچ کدام را قبول نداریم و...خیلی ببخشید  اما این چیزی جز انفعال نیست . شما سرنوشت کشورتان را به دست بدترین گزینه ممکن می سپارید و مطمئن باشید هیچ نوع راه میانبری برای ترقی و پیشرفت وجود ندارد . همه دنیا این راه را ذره ذره و با تحمل رنج بسیار پیموده اند . ما هم جز این چاره ای نداریم .  ما باید همه این اتفاقات را از سر بگذرانیم . ما نیاز به تجربه داریم . لطفا رای بدهید .

ــ امروز با یکی از دوستان صحبت می کردم که می گفت چند روز است از خانه خارج نشده و علتش هم این است که تحمل دیدن این صحنه ها و جو گیر شدن مردم را ندارم و.....

این که یک نفر به سیاست علاقه ای نداشته باشد اصلا عیب محسوب نمی شود . خودم هم آدم سیاسی نیستم . اما وقتی کوچکترین قدمی برای اصلاح وضعیت بر نداریم دیگر حق نداریم مدام اه اه و پیف پیف کنیم و این که این چه مملکتی است و....لطفا رای بدهید .

ــ خدایا این چه وضعی است ؟ این چه کشوری است ؟ نگاه کنید به اروپا و آمریکا . به به ! همه چیز مرتب و قانونمند و.....این آدمها با این حرف فریاد می زنند که هیچ اطلاعی از تاریخ دنیا ندارند . بله آنها پیشرفته و قانونمند هستند . ولی توجه کنید که در راه پیشرفت دو جنگ جهانی را از سر گذرانده اند . بمباران اتمی شده اند . با خاک یکسان شده اند . قحطی و گرسنگی کشیده اند . باور کنید دموکراسی و تمدن از هوا نمی آید ! لطفا رای بدهید .

ــ ما رویائی در سر داریم . باور کنید که همه چیز با رویا و امید و خیال ساخته می شود . این جا شهری است که در آن زندگی می کنیم  . خیالی حیرت آور در سر نخستین سازندگانش .  خیال خانه می شود و کوچه و معبر . خیال کاروانسرا و مسجد و مدرسه و بازار می شود . خیال شهری می شود پناهگاه انسان  ٬  آشیانه لبخند ٬ نگاه ٬ زادن ٬ بالیدن و مردن .

 ما رویائی در سر داریم ٬ لطفا رای بدهید ....

 

 

پی نوشت : تهران نسبتا ارام است . این که مردم عادی تا این حد قانونمند هستند و به دلیل پایان یافتن مهلت تبلیغات به حضور در خیابان ها  خاتمه دادند بسیار عالی است . اگر یاد بگیریم چه موقع باید به خیابان بیائیم و اعتراض کنیم  شرایط کشور خیلی بهتر خواهد شد .

پی نوشت : در آینده نزدیک مطلبی در مورد شرایط روانی دیکتاتورها و سیاستمدارهای بد !  می نویسم  . نمی خواهم بگویم چیز فوق العاده ای است ولی مطمئن باشید چنین چیزهائی تا به حال  نشنیده اید !

پی نوشت : دیشب یک ماشینی بود پر از پوستر احمدی نژاد . ولی سرنشینان همگی ماسک های عجیب غریب و بامزه ای داشتند یکی دراکولا بود و دیگری شکل الاغ بود و ...یعنی عاالی بود . عجب ایده ای !

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

در ادامه انتخابات و شلوغی های اخیر تهران . احمدی نژاد یا موسوی ؟

 

 

دیروز ٬ یعنی سه شنبه من باید از شمیران می رفتم به سمت جنوب شهر و حوالی نازی اباد ( برای شرکت در مراسم ختم ) ساعت  پنج در زیر پل حافظ چنان ازدحام و شلوغی بود که مجبور شدم جیپ را در حوالی خیابان طالقانی پارک کنم و با موتور بروم به سمت جنوب . اما هیچ موتوری حاضر نمی شد این مسیر را برود و همه می گفتند که مسیر بسته است . خلاصه یکی حاضر شد هفت هزار تومان ( فک کن ! ) بگیرد و برویم .

موتوری احمق در حوالی مخبرالدوله داشت خط ویژه می رفت که توسط الگانس پلیس دستگیر و به سزای اعمالش رسید . بیست تومن جریمه شد !

من بیچاره پای پیاده راه افتادم به سمت خانه یکی از دوستان در حوالی چهارراه ولیعصر و الان دیگر شلوغی چنان بود که حتی تصور برگشت به خانه هم شوخی به نظر می رسید .

خلاصه این که با هزار بدبختی رسیدم آنجا و پناهنده شدم !  خیابان ولیعصر تا پنج صبح یکسره در تسخیر  ملت بود . خیلی شلوغ تر از شب های قبل . شایعه شده بود که اشک آور می زنند ( دروغ بود ) و به همین دلیل ملت روزنامه و کاغذ آتش می زدند و خلاصه صحنه هائی که می دیدی مثل فیلم ها و دقیقا یک شورش و اغتشاش واقعی راه افتاده بود .

پلیس فقط در حد یک دسته ده نفره در میدان ولیعصر حضور داشت و هیچ کدام هم مسلح نبودند و حتی باتوم هم نداشتند و نشسته بودند روی سکوهای میدان .

ترسناکترین موضوع حضور دسته های موتور سوار و پیاده ای از جوانان بود که نقاب های سبز داشتند و به نظر می رسید درصورت درگیری اتفاق های وحشتناکی بیفتد .

دیروز کیهان تبدیل به یک روزنامه طنز شده بود . مثلا نوشته بود طبق برآوردهای ما حداقل هشتاد درصد مردم به احمدی نژاد رای می دهند !!!

امروز صبح از میدان انقلاب تا آزادی طرفدارهای احمدی نژاد راه پیمائی دارند . طرفدارهای کروبی عصر در میدان تجریش خواهند بود .مسابقه تیم ملی با امارات را هم به این معرکه اضافه کنید .

فکر می کنم امروز و فردا شلوغ ترین روزهای این انتخابات باشد و قطعا از دو یا سه بعد از ظهر شلوغی ها شروع می شود .

جالب تر از همه این که شهرداری ساعت پنج صبح تمام نیروهایش را می آورد توی خیابان و شروع می کنند به جمع کردن خیابان هائی که از پوستر و تراکت پوشیده شده است . بیچاره ها خیلی سرشان شلوغ است . آدم وقتی صبح می اید توی خیابان اصلا باورش نمی شود که این همان خیابان جنگزده دیشبی است .

انتخابات اخیر از لحاظ حجم تبلیغات و سرمایه ای که صرف این کار شده هم بی سابقه است .

و اما هنوز نمی شود پیش بینی کرد که برنده نهائی کیست . در صورتی که به دور دوم کشیده شود هم باز شاهد ادامه اغتشاشات خواهیم بود .

نامه هاشمی به رهبری هم جالب بود . اگر احمدی نژاد برنده شود کار برای او و نزدیکانش بسیار سخت خواهد شد . به هرحال همچنان احتمال پیروزی موسوی ( حداقل در تهران ) خیلی بیشتر از احمدی نژاد است و باید دید در شهرستان ها چه اتفاقی می افتد .

مطمئنا امروز و فردا شاهد اتفاقات غریبی خواهیم بود . مخصوصا احمدی نژاد در این مدت قطعا آس جدیدی رو می کند و باید دید این تحرکات چقدر در رای مردم موثر است . چیزی که هست در این انتخابات شاهد ماکزیمم حضور مردم هستیم و درصد بالائی که به نام آرای خاموش معروف هستند در این دوره حضور موثری خواهند داشت . همچنان موثرترین حربه احمدی نژاد مخالفت با هاشمی است .

 

پی نوشت : دیروز حدود دوهزار و پانصد نفر از این وبلاگ بازدید کردند که تقریبا همگی از طریق گوگل و با سرچ مناظره احمدی نژاد و رضائی آمده بودند . جالب است که در سرچ گوگل این وبلاگ اولین منبع بود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

نتیجه مناظره محمود احمدی نژاد و محسن رضائی

 

نتیجه مناظره محسن رضائی و محمود احمدی نژاد :

شاید بعضی ها نظر دیگری داشته باشند . ولی به نظر من  احمدی نژاد بازنده کامل و مطلق این مناظره بود . فکر می کنم حتی دوآتشه ترین طرفداران احمدی نژاد هم از دیدن رفتارها و پاسخ های احمدی نژاد متعجب شده باشند . طبق معمول هم حضرت رئیس جمهور هیچ کدام از انتقادات را وارد نمی دانست و مدعی بود که دولت ایشان در هیچ قسمتی  ضعف خاصی نداشته است .و البته گاهی هم اضافه می کرد : به نسبت دولت های قبل

و اما جدا از موضوعات مطرح شده و بحث های سیاسی . چیزی که بیش از همه توی ذوق می زد رفتار بی ادبانه احمدی نژاد بود که به شدت خسته ٬ عصبی و نگران به نظر می آمد . اگر مناظره زمان بیشتری داشت قطعا به جاهای خیلی باریکی می کشید . رئیس جمهور بیشتر به دلیل رفتار توهین آمیزش بازنده شد تا بحث ها و حرفهای تخصصی . اگر کمی محترمانه تر رفتار می کرد نتیجه مناظره چیز دیگری می شد . باز تاکید می کنم که رفتار احمدی نژاد بزرگترین دلیل باختش بود . البته به وضوح مشخص است استراتژی کلی ایشان این است که در مناظره ها چکشی و غیرقابل پیش بینی ظاهر شود . چنان که هیچ کس فکر نمی کرد او با محسن رضائی چنین رفتاری داشته باشد .

احمدی نژاد فعلا بدون هیچ شکی جنجالی ترین سیاستمدار ایران است . سوای ملاحظات سیاسی جسارت و شجاعت  او قابل تحسین است . بارها از مردم شنیده ام که می گفتند ای کاش خاتمی کمی از جسارت احمدی نژاد را داشت . اگر احمدی نژاد در این انتخابات پیروز شود یک رکورد باور نکردنی از خود به جای گذاشته است .

خصلت های خاص احمدی نژاد بزرکترین علت جذابیتش نزد مردمی است که طرفدار او هستند .

جالب است که دولتمردان ایرانی در این سی سال به فضای امن و بی مخاطره عادت کرده بودند و سیاستمدار بودن در ایران اصلا کار مشکلی به نظر نمی رسید ! ولی حالا اوضاع کاملا تغییر کرده و سیاستمدارهای سنتی ما شغل سختی دارند ! 

باری ٬ رئیس جمهور بارها آقای رضائی را اقا محسن !!! صدا  کرد . باور کردنی نیست ! و  بعد با لحن تمسخر باری  گفت که این  به خاطر احساس صمیمیت و علاقه ایشان به محسن رضائی است ! در یکی از این خطاب ها وقتی با نگاه جدی و سرزنش بار رضائی مواجه شد سرش را پائین انداخت و زیر لب چیز نامفهومی گفت که ای کاش این کار را نمی کرد .

یک بار هم با لحن سرد و متفرعانه ای گفت : شما در همین مناظره ها از دولت من انتقاد کرده اید ! ظاهرا هیچ کسی در هیچ جائی حق ندارد به هیچ وجه کوچکترین ایرادی از اقای احمدی نژاد بگیرد !

محسن رضائی گفت که اگر رئیس جمهور باشد سعی می کند قانونی را به مجلس ببرد که برطبق آن  رئیس جمهور حق نداشته باشد بعضی از پست های تخصصی مثل ریاست بانک مرکزی را مدام به بازی بگیرد و هرچند ماه عزل و نصب صورت بگیرد . چون که مثلا ریاست بانک مرکزی پست حساسی است و این گونه عزل و نصب ها باعث لطمه خوردن کارکردها خواهد شد .

احمدی نژاد جواب داد که موضوعات عقیدتی و سیاسی و تخصصی با هم هستند و نمی شود سیاست و عقیده را از تخصص جدا کرد .

نمی دانم دقت کردید یا نه ولی من تصور می کنم این یکی هم پاسخ بدی از طرف احمدی نژاد بود . به زبان ساده هرکسی توی باند من نباشد تخصصش هم ارزشی ندارد و همان بهتر که عزل شود ! این موضوع صدالبته مختص به احمدی نژاد نیست و خیلی ها همین عقیده را دارند و یکی از بزرگترین معضلات کشور ما همین است . سکولاریسم دقیقا برعکس این قضیه است و برجدائی دین از سیاست ( به طور کلی گفتم ) تاکید دارد .

احمدی نژاد به رضائی گفت که اصلا از شرایط اداری و ساختار بروکراسی کشور اطلاعی ندارد .

رضائی هم پاسخ داد  که  اینطور نیست و در سه سال اول جنگ اکثر فرماندارها و دیگر مسئولین استان های جنگ زده توسط سپاه تعیین می شد . احمدی نژاد با بدترین لحن ممکن گفت مگر شما چه کاره بودید ؟ ( نقل به محتوا )

احمدی نژاد گفت که وزرای دولت او همه مدارک دکترا و فوق لیسانس واقعی و جدی دارند و مثل اغلب دولتمردها موج تحصیلات آنها را نگرفته است و مدارک بی ارزش یک شبه نگرفته اند و این ها را با  لحن تمسخر بار چنان گفت که همه فهمیدند  منظورش رضائی است .

ظاهرا جناب اقای دکتر احمدی نژاد که ید طولائی در انجمن اسلامی و بسیج دانشجوئی دارند  همه مدارک تحصیلی خود را بدون پارتی بازی و بدون استفاده از هیچ نوع سهمیه ای گرفته اند !! به شخصه امیدوارم همینطور باشد .

لابد مدرک اقای کردان هم جدی و اصل است ! یا مثل این که جناب رئیس جمهور ماجرای وزیرکشور تحصیلکرده و نابغه خودشان را فراموش کرده اند !

باری . تصویر محسن رضائی یک آدم تحصیلکرده و با شخصیت و تکنوکرات بود . درعوض احمدی نژاد بدترین تصویر ممکن از خودش را ارائه داد .  بی تربیت و بی اتیکت . در حد غریبی  خودشیفته و مغرور  به نظر می آمد . احمدی نژاد امشب خیلی بدتر از احمدی نژادی بود که با موسوی مناظره می کرد . باخت امشب  خیلی سنگین تر از باخت به موسوی بود . احمدی نژاد  حتی آن حربه اتهام زدن به هاشمی و ناطق را هم از دست داده بود و صرفا یک شخصیت نوروتیک بود .

در آخرین قسمت مناظره احمدی نژاد آنقدر تند و بی محابا پیش رفت که حتی محسن رضائی مودب و خونسرد هم عصبی شد و گفت که ایشان به دلیل روحیه خاص و غرور بیش از حد ٬خودش را در همه زمینه ها از دیگران برتر می داند و همین موضوع باعث شده که تمام اطرافیانش از دور او پراکنده شوند و کاملا تنها بماند .

و اما در ابتدای مناظره هم  صحبت های احمدی نژاد با اهانت به موسوی شروع شد . ایشان گفت که بعضی از افراد که دیگران را به ادب دعوت می کنند ٬ بهتر است این همه به او تهمت دروغ گوئی نزنند . احمدی نژاد به وضوح به خاطر موضوع زنجیره طرفداران موسوی و شعارهای آنها عصبی بود و شاید همین دلیل باعث شده بود که احمدی نژاد  مناظره بدی  انجام دهد . احمدی نژادی که امشب دیدیم خودش به تنهائی دلیلی برصحت آن فیلم کذائی ( هاله نور و دیدار با آملی ) بود .و واقعا قابل تصور بود که چنین آدم خود شیفته ای خود را نور چشم و نظر کرده امام زمان بداند .

احمدی نژاد امشب خودش برای شکست خودش بس بود . گاهی آدم  به این فکر می افتاد که نکند عمدا دارد خودش را خراب می کند ؟

اغلب ما فکر می کردیم که احمدی نژاد با رضائی خیلی ملایم تر از بقیه خواهد بود و احترام او را نگاه می دارد . اما احمدی نژاد ثابت کرد که برای رسیدن به قدرت حاضر است هرکاری ( با تاکید روی هر ! ) را انجام دهد . احمدی نژاد به اندازه پشیزی برای رضائی ارزش قائل نشد . محسن رضائی که از قدیمی های جناح راست است و همگی حداقل برای هشت سال جنگیدن او  برایش احترام قائل هستند .

احمدی نژاد  باعث شد که محسن رضائی امشب بسیار مثبت و دوست داشتنی جلوه کند . فکر می کنم محسن رضائی امشب یکی از بهترین شب های عمرش را گذراند . قطعا خیلی ها به این فکر افتادند که به او رای بدهند . مخصوصا طرفدارهای احمدی نژاد . در یک کلام احمدی نژاد امشب هم یک خزان حسابی در تعداد طرفدارانش داشت . نهایتا آدم به این فکر می افتد که  استراتژی احمدی نژاد در یک کلام زدن به سیم آخر است !

 

زنجیره طرفداران موسوی :

امروز قرار بود طرفدارهای موسوی از راه آهن تا تجریش یعنی کل خیابان ولیعصر  یک زنجیر انسانی تشکیل بدهند . ( این ایده خیلی جالب و تاثیر گذار بود )  من این موضوع را فراموش کرده بودم و اتفاقا امروز با ماشین رفته بودم شرکت و بدبختانه دقیقا در وسط ترافیک گیر کردم .

ساعت پنج از شرکت آمدم بیرون ( حوالی چهار راه جمهوری ) طرفدارهای موسوی در دوطرف خیابان ولیعصر جمع شده بودند و در یک کلام خیابان ولیعصر به طور کامل در تسخیر طرفداران موسوی بود .

دقیقا مثل صحنه های انقلاب ۵۷ . یک تظاهرات کامل همراه با هزارجور پوستر و شال سبز و لباس سبز و....

یک سری نقاشی و گل و گوسفند روی مقوا کشیده بودند به همراه یک سری مربع و مکعب به شکل آمار و زیرش نوشته بودند : نقاشی محمود چهارساله از تهران !!

شعارهای دیگر که طنزآمیز و مضحک بودند مثل :

دکتر برو دکتر !

برادر هسته ای . برو بخواب خسته ای !

من از میدان ولیعصر تا قیطریه را دقیقا در دوساعت و نیم طی کردم ! از طرف دیگر هم اتوبان مدرس دست طرفدارهای احمدی نژاد بود و علتش هم سخنرانی احمدی نژاد در مصلی بود .

فکر می کنم تهران امروز یکی از بحرانی ترین روزهای خودش را  گذراند . البته همین الان هم کلیه خیابان ها در تسخیر تظاهرات انتخاباتی  است . همانطور که پیش بینی می کردیم ساعت شروع شلوغی ها از نیمه شب در حال حرکت به سمت روز و بعد از ظهر است و تصور می کنم فردا و پس فردا و نهایتا از چهارشنبه به بعد تهران به طور شبانه روزی شلوغ و بحرانی باشد . ترس مردم ریخته و جماعت جوان ها صاف و ساده همه ریخته اند توی خیابان .

 از یکی دو نفر شنیدم که امروز در چند جا تیراندازی هم شده است . ظاهرا شایعه پاشیدن اسپری فلفل به درون ماشین هائی که از موسوی طرفداری می کنند  درست است و به کرات این اتفاق افتاده است هرچند به شخصه چیزی ندیدم و صرفا از مردم شنیده ام .

اگر نیروهای انتظامی به خیابان بیایند بدترین اتفاق ممکن . یعنی یک شورش همگانی به همراه سرکوب شدید و کشته و زخمی های فراوان اتفاق خواهد افتاد . تهران دقیقا  یک بمب ساعتی شده است . خدا این چند روز باقی را به خیر بگذراند .  اوضاع چنان است که حتی اگر احمدی نژاد از صندوق ها به عنوان برنده بیرون بیاید  مملکت با یک شورش همگانی روبرو خواهد شد .

با توجه به رفتار احمدی نژاد و موضع گیری تند و تیزش علیه کاندید های دیگر و همچنین بعضی از نقدهائی که حامیان دیروزی احمدی نژاد به او دارند ( مثلا سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی فردای مناظره احمدی نژاد و موسوی یا برخی صحبت های رهبری  ) به همراه مسائل مشابه ممکن است این یک سناریوی طراحی شده و زیرکانه باشد . یعنی از نظر مردم عادی  احمدی نژاد به تنهائی در برابر کل نظام قرار بگیرد  و بدین ترتیب مردم هم همگی در یک چرخش ناگهانی طرفدار احمدی نژاد بشوند . این چندان هم غیر منطقی نیست . بسیار محتمل است که چنین قضیه ای صحت داشته باشد و اگر دقت کرده باشید بعضی از مردم واقعا به همین دلیل طرفدار احمدی نژاد شده اند . احمدی نژاد هنوز خیلی فرصت دارد تا با سخنرانی های عجیب و بی سابقه دل مردم را به دست بیاورد . احمدی نژادی که بارها ثابت کرده که استاد کارهای غیرمنتظره است .باید دید روزهای آینده چه اتفاقاتی در راه است...

 

پی نوشت : به این  عکس  یک نگاهی بیندازید . صحت و سقمش را خبر ندارم و البته خدا داناتر است !

http://i41.tinypic.com/2e6dgmu.jpg

پی نوشت : مسئولین یکی از ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد ( ستاد رضوان ) همگی به موسوی پیوستند . آدم یاد خیانت تاریخی بروتس به سزار می افتد !

لینک خبر : http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=84659

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

کروبی و احمدی نژاد

نتیجه مناظره کروبی و احمدی نژاد :

کروبی یک بازنده بود . به راحتی نتیجه تلاش این همه نیرو و حزب اعتماد ملی  را  به باد داد . تصور می کنم برنده اصلی این مناظره نفر سوم یعنی موسوی بود .روزنامه اعتماد ملی امروز تیتر درشتی زده بود : مناظره بزرگ !  ولی افسوس که کروبی اصلا نتوانست کارش را درست انجام بدهد .

 احمدی نژاد با تاکید بر قضیه شهرام جزایری توانست استراتژی کروبی را به کلی بی اثر کند . ماجرای زندان در بنیاد شهید توسط او بی پاسخ ماند . احمدی نژاد همچنان از روشهای ناجوانمردانه استفاده می کند . نقل قول های دهه شصت کروبی نمونه بارز این قضیه است . به هرحال برای مردم عادی مثل ما شنیدن این دعواها غریب و تا حدی ناخوشایند است . قضیه مال و اموال و محل زندگی کروبی هم به همچنین ٬ توجه کنید که بالاخره از انقلاب سی سال می گذرد و خیلی ها در این مدت توانسته اند از زندگی در جنوب شهر به زندگی در فرمانیه و نیاوران برسند . این هم خیلی عجیب نیست که کسی مثل کروبی بعد از دو سری رئیس مجلس بودن بتواند یک زندگی مرفه داشته باشد . در اغلب کشورها هم مسئولین مملکتی زندگی مرفهی دارند و باید هم داشته باشند .

اما این اقایان حالا دارند نتیجه سی سال ادعای زندگی علی وار خودشان را پس می دهند . تمام روحانیون از ابتدا تا انتها بر زندگی ساده و فقیرانه تاکید دارند و حالا یکی یکی دستشان رو می شود . مگر بقیه آنها در حلبی اباد زندگی می کنند ؟ این که از این قضیه برای ضایع کردن هم استفاده می کنند هم مضحک و هم البته ناامید کننده است . اگر به جردن و فرشته سر بزنید . اغلب این بچه هائی که زیرپایشان ماشین های چند صد ملیونی است نام هائی مثل میثم و روح الله و....دارند .

مسئولین مملکت فقط باید بتوانند کشور را درست اداره کنند . این که کجا زندگی می کنند و چه می خورند و سطح زندگی آنها چیست بحث بی معنی و احمقانه ای است . یک تصمیم غلط  به حدی برای کشور ضرر دارد که یک عمر زندگی مثل مرتاض ها هم نمی تواند گوشه ای از آن را جبران کند . اگر رئیس جمهور هر روز نان و پنیر بخورد و در عوض مدیر لایقی نباشد به چه دردی می خورد ؟ این بحث ها همگی ریشه در تفکر اسطوره ای ایرانی ها دارد که پای کسانی مثل علی و پیغمبر را وسط می کشند و هنوز ملت متوجه نیست که این بحث ها متعلق به سال دوهزار نیست و هزینه زندگی یک نفر در برابر منافع ملی یک کشور اصلا قابل قیاس نیست و محلی از اعراب ندارد .

باری . بدترین جمله کروبی این بود که گفت : من روحانی هستم و اجازه هائی دارم که هیچ کسی ندارد ! احتمالا منظور ایشان سهم امام و مسئله هائی مثل این بود اما فراموش کرد که توضیح بدهد و در ادامه احمدی نژاد با گفتن این که شما در آن زمان ( زمانی که از جزایری پول گرفت ) نه مسئول بنیاد شهید بودید و نه کمیته امداد و.... کروبی را عملا نابود کرد .

ظاهر کروبی با عبای روشن و حاشیه های زر دوزی شده اصلا مناسب نبود و آدم با دیدن او خود به خود یاد کلمه اختلاس می افتاد ! البته شاید قضاوت من تا حدی افراطی باشد و تصور می کنم علتش این است که همه ما از کروبی انتظار بیشتری داشتیم و او اصلا نتوانست حتی به حداقل ها برسد .

مبحث هاله نور که از طرف کروبی عنوان شد بسیار قدیمی و نخ نما بود . همان یکی دوماه اول ریاست جمهوری این ماجرا سر زبان ها افتاد و اصلا چیز جدیدی نبود .  احمدی نژاد هم قبلا بارها گفته بود که  این فیلم جعلی است ( هرچند اینطور نیست ) و این بار هم یک کلمه گفت فیلم جعلی است و به راحتی خودش را خلاص کرد .

تماشای مناظره برای امثال کرباسچی و سروش و بقیه اصلاح طلبان بسیار دردناک بود . کروبی در تمام مدت مناظره به طرز غریبی کندذهن به نظر می آمد و بدتر از همه این که به کرات قانون مناظره را نادیده گرفت . چند بار احمدی نژاد اشتباهاتی کرد که کروبی می توانست از آنها به خوبی استفاده کند ولی ظاهرا کروبی اصلا متوجه قضیه نشد . نهایتا او هم به چند مورد از ماجراهای فساد مالی توسط دارودسته احمدی نژاد اشاره کرد . آدم ناخودآگاه یاد این بیت از عارف قزوینی می افتاد :

خوابند وزیران و خرابند امیران    بردند به سرقت همه سیم و زر ایران

یارب بستان داد فقیران ز امیران.......

احمدی نژاد هم البته همان احمدی نژاد همیشگی بود . عوام پسند و هوچی ٬ بحث همسرش و توهین اعتماد ملی به او را به دلیل ماست مالی کردن ماجرای زهرا رهنورد شروع کرد و صد البته موفقیت آمیز نبود . یعنی همه بلافاصله به یاد رفتار احمدی نژاد در شب مناظره با موسوی افتادند و لاغیر .

تصور می کنم همه قبول داریم که وضعیت انتخابات با توجه به مناظره ها و باز شدن یک سری بحث های بی سابقه  دموکراتیک و ازادانه تر شده است . در عوض   خیلی از مردم و از جمله خود من  امشب به این فکر افتادند که بعد از سی سال و مهمتر از همه قانون نظارت استصوابی ٬ آس های جمهوری اسلامی این اقایان هستند ؟ یعنی واقعا در شرایط قحط الرجال به سر می بریم ؟ یا برعکس ٬ دولتمردان واقعی این مرز و بوم در میان رد صلاحیت شدگان هستند ؟

خیلی از کسانی که موافق تحریم انتخابات هستند به همین موضوع اشاره دارند . هرچند من موافق تحریم نیستم . حداقل تا این لحظه و کسی نمی داند در این یک هفته چه اتفاق هائی در راه است .

باری . بحث  مناظره ها تا حد زیادی بسته شده و حالا باید دید ایا دارودسته هاشمی در تلویزیون به حرف های احمدی نژاد پاسخ می دهند یا خیر ؟

دیشب هم مثل چند شب اخیر خیابان ها به شدت شلوغ و تحت تاثیر تبلیغات انتخاباتی بود . ماجرای انتخابات باعث شده که کمتر کسی به یاد تیم ملی فوتبال و جام جهانی باشد . با نتیجه مساوی امروز فکر می کنم رفتن ایران به جام جهانی دیگر یک رویا و چیزی در حد غیرممکن باشد .

دیشب چیز جالبی دیدم . من ترسیدم جیپ را بیرون ببرم و در ترافیک گیر کنم . پیاده رفتم سرچهار راه تقاطع قیطریه و فرشته در خیابان شریعتی . ساعت حدود سه صبح خیابان شریعتی به کلی بسته بود ( هم از بالا و هم از پائین ) شریعتی به  فرشته هم تقریبا به کلی مسدود بود . فقط خیابان ورودی قیطریه تا حدی باز بود . سه تا ماشین که راننده های مرد و سرنشین های زن داشتند رفتند آنجا و دخترها از ماشین پیاده شدند و روسری ها را هم باز کردند .

 همگی موهای به شدت تابلوی بلوند و مجعد  داشتند و شروع کردند به رقصیدن . و بلافاصله آنجا شد مرکزتوجه مردم و کلی بچه های موتورسوار ( از قیافه ها  معلوم بود مال این محل نیستند ) ریختند و آن خیابان هم به کلی بسته شد . تمام این ماجرا ظرف چند دقیقه اتفاق افتاد . به نظر من که از همان ابتدا جریان را می دیدم کاملا مشخص بود که سه تا ماشین اولی یک تیم هستند و دقیقا هم قصدشان بستن خیابان بود . سر و وضع دخترها و مخصوصا موهای آنها به نوعی بود که جلب توجه کند و بتوانند جماعت بیکار را جلب کنند . آنها که بودند ؟ خدا می داند و بس ! و البته خدا داناتر است ! فک کن !

بسیار خوب . قضاوت در این ماجراها سخت است و نمی شود فعلا چیزی گفت . تصور می کنم همچنان موسوی پیروز این انتخابات باشد . باید دید در این یک هفته اینده چه اتفاقاتی در راه است و چه خواهد شد...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

انتخابات . فسمت اول

 

۱۵ خرداد سال چهل و دو ٬ موج اعتراضات مردمی به درگیری مستقیم بین حکومت و مردم انجامید و رژیم پهلوی به دلیل یک اشتباه احمقانه که چیزی نبود جز به میدان آوردن ارتش و پلیس و نیروهای انتظامی باعث کشته و زخمی شدن تعداد زیادی ( آمار دقیق را هیچ کس نمی داند ) از مردم شد و حالا :

 

۱۵ خرداد سال هشتاد و هشت . ساعت سه صبح ٬ تهران خیابان شریعتی .پل رومی ٬ فرشته :

ازدحام و ترافیک باور نکردنی در خیابان ٬ مردم بالای ماشین ها و وانت ها رفته و همگی به اتفاق به نفع موسوی شعار می دهند . وقتی انقلاب شد من شش ساله بودم . صحنه ها دقیقا مثل سال ۵۷ بود . مخصوصا مردمی که به جای پلیس راهنمائی سر چهار راه ها ایستاده و سعی می کردند راه را باز کنند . و اما جمهوری اسلامی در این مواقع خیلی بهتر از رژیم پهلوی رفتار می کند . هیچ پلیسی در اینجا نیست . آنها می دانند که حضور پلیس ناخوداگاه باعث درگیری خواهد شد و این درگیری به راحتی می تواند به جاهای غریبی ختم شود . بنابراین حتی المقدور پلیس ها را به داخل کلانتری ها و ستادهای نیروی انتظامی  کشیده اند . به هرحال نیروی انتظامی در آماده باش  است و نیروهای ویژه در وضعیت قرمز به سر می برند.

مناظره احمدی نژاد و موسوی یک ماجرای باورنکردنی بود . هیچ کس فکر نمی کرد این مناظره به اینجا ختم شود . احمدی نژاد که در انتخابات قبل بیست ملیون رای را به دلیل مخالفتش با هاشمی به دست آورده بود در این مرحله هم سعی کرد همین کار را تکرار کند . گیرم به شدت تند و داغ و برای اولین بار در تلویزیون ایران از پسران هاشمی و همچنین ناطق نوری به عنوان بزرگترین مفسدان مالی نام برد .

موسوی علی رغم این که اصلا ناطق خوبی نیست و به وضوح از مواضع احمدی نژاد جا خورده بود به طور مطلق پیروز این مناظره بود . بدتر از همه این که در مناظره پریشب هم محسن رضائی به همراه موسوی هردو مدتی درباره احمدی نژاد صحبت کردند و بدین ترتیب احمدی نژاد کاملا تنها مانده است . البته منهای بعضی از طرفداران کلاسیکش و همچنین افرادی در شهرستانها و روستاها . بعید می دانم احمدی نژاد حتی به پنج ملیون رای برسد .

باری . در مناظره آنها برخی نکته ها جالب بود :

ـ رو کردن پرونده همسر موسوی یا خانم رهنورد بدترین اشتباه احمدی نژاد بود . این که یک نفر دوتا فوق لیسانس را به طور همزمان بخواند جرم چندانی محسوب نمی شود . تعدادی از دوستان من همین کار را کرده اند و خودم هم در دوره لیسانس چند ترم در دو دانشگاه درس خواندم . ( کارگردانی سوره و روان شناسی )

ـ می گفت کردان در همان موجی درگیر شد که در زمانی مدیران دولتی درگیر بودند و همگی از دانشگاه آزاد مدرک گرفتند و...

این حرف واقعا مزخرف و توهین مستقیم به ملیونها فارق التحصیل دانشگاه آزاد بود . درضمن جناب کردان از دانشگاه آزاد مدرک نداشت و مدرک ایشان یک فوق دیپلم از دانشگاه کشاورزی ساری و بقیه همگی جعلی و  از آکسفورد بود !!

ــ این که مثل شاگردهای لوس مدرسه مدام می گفت بگم ؟ بگم ؟ بی کم و کاست بیان این حرفها از زبان رئیس جمهور مملکت یک فاجعه است.  دقیقا بیانگر شخصیت و پایگاه اجتماعی ایشان بود . در نهایت هم مدرک زهرا رهنورد بیچاره را رو کرد !

ــ ای کاش موسوی کمی کاریزماتیک تر و خوش صحبت تر بود . عجیب است که هردو کاندیدای اصلاح طلب هیچ کدام کاریزماتیک نیستند و البته موسوی انصافا آدم باشخصیت و محترمی است . نمونه تیپیک مردهای  جنتلمن آذربایجانی به همراه لهجه مشخص ترکی .

ــ  مناظره بین احمدی نژاد و کروبی بسیار دیدنی خواهد بود .

ــ ایا احمدی نژاد و رهبر یک طیف در برابر طیف دیگر یعنی هاشمی و خاتمی و ...هستند ؟ من بعید می دانم .

ــ به رخ کشیدن گذشته موسوی . چندان جوانمردانه نیست . در ضمن در دهه شصت همه حزب الهی و تند رو بودند .

ــ  توجه داشته باشید که هنوز یک هفته به انتخابات باقی مانده است . بساط شلوغ بازی و ازدحام مردم و طرفداری از موسوی رفته رفته از نیمه شب و رژه چند ماشین در تجریش و پارک وی به اینجا رسیده است .و ممکن است روز به روز بزرگتر شود . این احتمال بسیار بالا است . جمهوری اسلامی روزهای بسیار سختی در پیش رو دارد . در ضمن شلوغی ها از نیمه شب در حال انتقال به ساعات روز است .

ــ بدترین حالت ممکن ایجاد یک بحران واقعی است مثل درگیری مسلحانه و یا سرکوب خونین تظاهرات مردمی . کشور در لبه سقوط به یک بحران جانانه است . تهران به طور کامل تبدیل به یک بمب ساعتی شده است . جالب است که رفته رفته از حضور طرفداران احمدی نژاد در خیابان ها کم می شود .

ــ ایا نام بردن از پسران هاشمی و ناطق باعث محبوبیت احمدی نژاد شد ؟ صدالبته اغلب مردم خوششان آمد . ولی رای چندانی به احمدی نژاد اضافه نخواهد کرد . درضمن ایشان خودش را با شاخ گاو درانداخت !

ــ موسوی وقتی حرف می زد چند بار احمدی نژاد توی حرفش دوید . موسوی تاکید کرد که همین روحیه احمدی نژاد را مستعد تبدیل به یک دیکتاتور می کند . این یکی از بهترین قسمت های مناظره بود . توجه داشته باشید که موسوی وقتی احمدی نژاد از همسرش حرف می زد حتی یک کلمه نگفت و به طور کامل قانون مناظره را رعایت کرد .

ــ مردم ایران راه درازی را طی کرده اند . توجه کنید به مناظره ها و حرفهای نامزدها که مدام یکدیگر را به تند روی متهم می کنند . احمدی نژاد از موسوی پرسید که چه کسی بود به اسرائیل نیرو اعزام می کرد ؟ این حرفها در زمان گذشته کفر مطلق بود . جمهوری اسلامی خیلی فرق کرده است . در اینده هم این عقب نشینی ها بیشتر خواهد بود . با وجود اینترنت و ماهواره و...دیگر نمی شود بنیادگرا باقی ماند . در ضمن ایران کره شمالی  نیست .

ــ شاید احمدی نژاد حتی به دور دوم هم نرسد .

ــ دلم برای کروبی می سوزد . از مدتها پیش فعالیت کرد و روزنامه و حزب و....در نهایت هم اینطوری شد . مطمئن باشید کروبی در مناظره فردا شب مواضع رادیکالی اتخاذ خواهد کرد . مشکل کروبی اول از همه فقدان یک شخصیت کاریزماتیک و سپس مواضع غلیظ پوپولیستی است . محسنات او اول از همه اصالت و سابقه اش در امر اصلاحات به اضافه مواضع و کارنامه روشن و شفاف است . در ضمن حلقه اطرافیانش هم قوی و کارآمد هستند . برای مثال کرباسچی . به محسنات کروبی رک گوئی و عدم رعایت برخی ملاحظات بیمعنی را اضافه کنید . ایا روحانی بودنش یک حسن است ؟ هم بله و هم خیر . برای ساکت کردن بعضی ها مثل گروه های فشار می تواند به سابقه همکاری اش با خمینی و همچنین روحانی بودنش تکیه کند .

ــ بیست ملیون رای به خاتمی فقط برای این که جلوی ناطق را بگیریم . بعد بیست ملیون به احمدی نژاد فقط برای متوقف کردن هاشمی . عجیب است که در ایران مردم به خاطر رقیب یک کاندیدا به او رای می دهند ! و حالا یک رای رکوردشکن به موسوی فقط برای این که جلوی احمدی نژاد را بگیریم !

ــ اگر احمدی نژاد راست می گوید و این آدمها تا این حد فاسد هستند پس چرا نظام مقدس تا به حال  سکوت کرده است ؟ درضمن احمدی نژاد چرا تا به حال اسم این آدمها را نگفته بود ؟ یعنی قضیه ای که این همه مهم است باید تبدیل به یک سلاح انتخاباتی شود ؟ تصور می کنم اتفاقاتی که در ایران می افتد در دنیا بی سابقه است ! نهایتا این یک حربه نخ نما و به شدت پوپولیستی بود که توسط احمدی نژاد استفاده شد .

 

پی نوشت :

از همه دوستانی که با کامنت یا ای میل به من تبریک تولد گفته اند از صمیم قلب ممنونم . من هیچ جا نگفته بودم که تولدم است و این که بعضی از دوستان تا این حد به من لطف دارند بسیار دلگرم کننده است . مرسی و ممنونم بچه ها . هزار بار مرسی .

ماشا هم یک سورپرایز جانانه به همراه یک هدیه عالی داشت . این هم عکس مراسم ما که خیلی حس خوبی به من داد . اصلا قرار نبود چنین اتفاقی بیفتد و من وقتی این صحنه را دیدم خیلی خوشحال شدم .اومد خونه من و بعدش  من را فرستاد دنبال نخود سیاه و ده دقیقه بعد که برگشتم :

http://i39.tinypic.com/nv4ms8.jpg

و

 

http://i42.tinypic.com/11smbnp.jpg

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

بدون تردید

 

 به نظرم اگر آدم حس و حال نوشتن مطلب جدیدی را نداشته باشد . شاید بشه یک چیز تکراری پخش کرد . نه این رو صدا و سیما می گه ٬ نوشت ؟ آپ کرد ؟ اصلا هرچی ..

 

چهار تن جنس توی پالایشگاه داشتیم که باید می بردیم بیرون . صبح رفتم از همون دور و اطراف یک کامیون خاور گرفتم و رفتیم پالایشگاه تهران سراغ جنس ها .

تشریفات و بوروکراسی مسخره باعث شد از ساعت یازده تا سه بعد از ظهر توی پالایشگاه معطل و سرگردان باشیم . راننده خاور ٬جوان بیست و هشت ساله ای بود با قد کوتاه و سر و سینه عضلانی ٬ می گفت بچه شابدوالعظیم است .

 کم کم ترسش ریخت و شروع کرد به تعریف کردن ماجراهایش و این که چند وقت پیش داشته ماشینش را می شسته و زن همسایه همینطوری بر و بر نگاش می کرده و....

تا بالاخره رسید به اینجا :

 رفیقم احمد ٬ می گفت پریروز یه دختره معتاد رو دیده که ساعت دوازده شب کنار خیابون داشته از خماری می مرده ٬ خودش موبایل نداشت و واسه همین شماره منو داده بود ٬ فردا صبحش دیدم یکی زنگ زد و گفت که من فاطی هستم ( با تقلید صدای معتاد ها می گفت )

ــ بهش گفتم کجا بینمت ؟ 

ــ بیا فلان جا ٬ صد تومن هم با خودت بیار .

ـــ صد تومن واسه چی ؟

ــ می خوام ترک کنم .

ـــ برو بابا  خدا پدرت رو بیامرزه . تو مال این حرفها نیستی که بخوای گوش منو ببری ٬  من از این پولها نمی دم .

ــ خوب حداقل بیست تومن بفرست که خودم رو حسابی بسازم و بعدش بیام

ـــ  ٬ برو بچه ٬ تو نمی تونی سر من کلاه بذاری ٬ تازه اگه  دوست و رفقام من و تو رو با هم ببین چی ؟ اگه به گوش زنم برسه چی ؟

ــ خوب بگو دوست دخترمه .

ــ برو بابا تو با این قیافه ات می خوای دوست دختر من باشی ؟   شبها تو جوب می خوابی آش و لاش

ــ خوب ده تومن . دیگه کمتر نمیشه

ــ باشه ٬ ولی آخرش می دم . نیای بگی اول پول .

خلاصه رفتم سر قرار و...

اینها را می گفت و غش غش می خندید . دنبال نکته طنز آمیز ماجرا گشتم و چیزی پیدا نکردم . بعد فکر کردم که خودت اگه پاش بیفته از همه اینها  بدتری و خندیدم .

درست یادم نیست . اگر اشتباه نکنم  تئودور آدرنو  ٬ یا شاید هم لوکاچ گفته بود که : بعد از آشویتس دیگر شعر وجود ندارد

یا شاید هم هیچ کدام از اینها نبود و کسی دیگر چنین چیزی را گفته بود . آهان ٬لوکاچ گفته بود : تباهی فرد و جهان مدرن ٬ مضمون و محتوای اصلی رمان مدرن است .

ولی اشویتس چی ؟  اصلا ولش کن . از تردید و دو دلی خوشم نمی اید . یک زمانی از کلماتی مثل قطعا و بدون تردید زیاد استفاده می کردم ...

قطعا و بدون هیچ شکی . من ٬ یعنی دلقک ٬ هفت سطر بالاتر گفتم : خودم اگه پاش بیفته از همه اینها  بدترم . 

اتفاقا به راحتی می شود ثابتش کرد ٬ کافی است یکی دوتا از ماجراهایم را تعریف کنم . ولی آئینه خاور بدجوری می لرزد و نمی توانی درست عقبت را ببینی ٬ یعنی همه چیز تار است . تار و لرزان .

صحبت از آشویتس شد ٬ اواخر جنگ ٬ منظورم جنگ جهانی است . روسها به نزدیکی برلین رسیده بودند ٬ موضع گیری توپخانه شان چنان بود که به هر چهارمتر مربع یک توپ می رسید . لوتز هک ٬ رئیس باغ وحش ٬ دستور داشت حیوانات باغ وحش را نابود کند . قفس میمونها آسیب دیده بود و در صورت رها شدن آنها در شهر ٬ ممکن بود به مردم آسیب برسانند .

هک ٬ تفنگ در دست به قفس میمونها نزدیک شد ٬ تفنگش را نزدیک سر یکی از میمونها نشانه گرفت . میمون با دست تفنگ را به کناری زد . هک دوباره تفنگ را بطرف سر میمون نشانه گرفت . میمون دوباره لوله تفنگ را کنار زد .

هک  دوباره نشانه گیری کرد و ماشه را کشید .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

بیم زوال درختان و رویا...

 

انقلاب که شد ٬ سیزده یا چهارده سال داشت . همسایه ای داشتند که عضو گروه فرقان بود . جوان بود و بیست و چند ساله . طبعا تاثیر زیادی روی او داشت و لاجرم او هم سمپات فرقان شد .

فرقان گروهی کوچک و بسیار خطرناک بود . اولین ترورها را آنها انجام دادند و طبعا اولین گروهی بودند که توی لیست سیاه قرار گرفتند . خیلی قبل تر از مجاهدین و یا حتی چریک های فدائی .

بگیر و ببند ها که شروع شد ٬ مثل هر انقلابی در هرجای دیگر دنیا ٬ خلاصه  او را هم گرفتند و برایش پنج سال بریدند . بیچاره اصلا کاره ای نبود . حداقل سن و سالش کمتر از این حرفها بود . پنج سال اوین هرطور بود گذشت و  لحظه ازاد شدن فرا رسید . کلی پیغام داشت که به خانواده  هم بندی ها برساند . تمام بدنش را با خودکار شماره تلفن و آدرس نوشته بودند .

دقیقا نزدیک در خروجی دوباره برش گرداندند و با دستبند و چشم بند بردند به یک اطاق دیگر ٬ دوباره محاکمه شد . این بار به خاطر بعضی شلوغ کاری های توی زندان مثل اعتصاب غذا و...

یک ماه انفرادی و بعد دوباره سه سال دیگر مهمان اوین بود . تمام هم بندی ها از او متنفر شده بودند و پشت سرش می گفتند  که فلانی تا از زندان رفت بیرون همه چیز را فراموش کرد و حتی یکی از پیغام ها را نرساند . نمی دانستند که بیچاره انفرادی است ...

بالاخره آزاد شد . هشت سال ٬ شوخی نیست . هشت سال .

سیاست را گذاشت کنار و چسبید به درس و دانشگاه ٬

من با او در یک تاکسی آشنا شدم . داشتم چیزی می خواندم و او گفت می شود کتاب شما را ببینم ؟ بعد کمی حرف زدیم و دیدم چه آدم باسوادی است . تصور می کنم سال هفتاد و هفت بود .

ما نقطه اشتراک های زیادی داشتیم . هردو علاقه مند به فرانکفورت و مارکوزه و علی الخصوص فروید . هردو بیزار از سیاست و یک سری مسائل دیگر ٬ مهمتر از همه هردو هم رشته ای و همکار ٬ البته او علاوه بر یک فوق لیسانس بالینی ٬ یک کارشناسی ارشد هم در روان شناسی عمومی دارد .

بعضی وقتها آدم از کارهای او تعجب می کند . یک جوری است .توصیفش سخت است . درواقع جوانی نداشته است . جوانی اش را دیوارها و میله های زندان گرفته اند . موهایش سفید است . نه به نقد جوانی ٬ به قیمت  هشت بار سیصد و شصت و پنج روز ٬

از معدود همکارهائی بود که من با خیال راحت مریض ها را می فرستادم پیشش و خیالم هم راحت بود .

تابستان گذشته درگیر مشکلی شد و یک روز من را درجریان گذاشت . برحسب اتفاق توانستم خدمتی برایش انجام دهم و از این درگیری خلاصش کنم . امکان نداشت من را ببیند و به خاطر آن موضوع تشکر نکند . یک بار به او گفتم اگر می دانستم اینجوری به آدم گیر می دهی و با تشکر کردن کلافه ام می کنی اصلا کمکت نمی کردم ! منظور این که تا این حد قدرشناس بود . چند نفر آدم این مدلی می شناسید ؟  آن هم در  زمانه ای  که ملت  تشکر  هیچ ٬ در اولین فرصت دستت را مثل سگ هار گاز می گیرند...

این اواخر زندگی اش داشت سر و سامان می گرفت و کم کم زندگی روی خوشش را به او  نشان می داد . موفق شد از خانواده جدا شود و مستقل زندگی کند . شرایط زندگی اش طوری نبود که بتواند ازدواج کند . والدینش پیر بودند و فقر  دندان نشان می داد ...

در این یک ماه اخیر ٬ احساس می کردم که دیگر آن آدم سابق نیست . یک جورائی بدقول شده بود . یکی دو نفر را فرستادم پیشش و بعد زنگ زدند و شاکی بودند که این همکار شما چنین است و چنان..

همین هفته پیش تازه متوجه شدم ماجرا چیست . توموری در روده بزرگ به همراه کلی مشکلات بالینی ٬ مشکوک به سرطان .

 آدم در این مواقع هرکاری می کند تا به کورسوی امیدی برسد . زنگ زدم به خواهرم ٬ گله کرد که همیشه وقتی  سئوال پزشکی داری یاد من می افتی ٬ آخرش گفت کی درگیر این مسئله است ؟ گفتم نمی شناسی...که البته دروغ بود .

 پریشب هر دو منزل ماشا بودیم . اتفاقا باعث آشنائی من و ماشا هم خودش بود . هرچند هنوز فرصتی پیش نیامده تا او را هم در جریان بگذاریم .

لاغر و پریده رنگ بود ٬ خسته و بی رمق ٬  سعی کردیم به او روحیه بدهیم و جو را عوض کنیم . تقریبا موفق شدیم . اما وقتی من داشتم یک ماجرای خنده دار را تعریف می کردم ٬ ناگهان دچار یک حمله وحشتناک درد شد ٬ باور کردنی نبود . شدت درد را می گویم . روی زمین افتاده بود ٬ مثل درختی که قطع شده باشد . با یک ضربه .

می خواستم بروم یک لیوان آب بیاورم ٬ با صدائی که به زحمت می شنیدی ٬ صدائی که نمی شناختی ٬  جائی نرو ٬ نرو  سهیل ٬ بمون...

دستم را فشار می دهد . پنجه اش بی رمق  . روی زمین افتاده ٬ با قلب شکسته و بیمار ٬ دردی که بی رحمانه بر او می گذرد .

گفت هفته  بعد  نوبت  عمل  جراحی  است ٬ می تونی بیائی ؟ می تونی پیشم باشی ؟

به خودم نهیب می زنم ٬ می تونی گریه نکنی ؟ می تونی بدون بغض حرف بزنی ؟  معلوم است که می آیم دیوانه...

می پرسم چرا به پدر و مادرت نگفتی ؟ یا خواهر برادرهایت ؟ می گوید آنها که یک پیرمرد و پیرزن بیشتر نیستند و بقیه هم که گرفتار زندگی ٬

تنها است ٬ همیشه تنها بوده است ٬ یکی از تنهایان بزرگ زندگی است .روبروی او  مرگ ایستاده است . مرگی از فرط درد ٬ این طرف  هم او ایستاده ٬ مثل همیشه محجوب و بی توقع ٬ 

می گوید من جز شما دوتا کسی را ندارم ٬ توی دلم  حیوانی است . هرلحظه منتظرم دستم برود و چیزی را پرت کنم توی پنجره یا دیوار . به جایش دست او را فشار می دهم . کم ٬ دردش می اید .

حالش کمی جا آمد و تصمیم گرفت برود خانه ٬ می ترسم با جیپ خیلی اذیت شود . ماشین خشک است و تکان زیادی دارد . هردو با هم از ماشا خداحافظی می کنیم . او با آژانس می رود . من جیپ را روشن می کنم ٬ بعد می بینم نمی شود . کجا بروم ؟ خیابان های خلوت و تاریک این شهر بی رحم ٬ تازه ماشا هم تنها است و پدرش درمی اید .

بر می گردم بالا ٬  بدون جر و بحث  مصیبت را تقسیم می کنیم  ٬ هردو به یک چیز فکر می کنیم . چرا بعضی ها تا این حد باید رنج بکشند ؟ این چه عدالتی است ؟ فحش خواهر مادر را  می کشم به  هرکسی  که  آن بالا هست ٬ اما چه فایده ای دارد ؟ او که از من ترسی ندارد . احتمالا سوژه خنده اش می شوم .

ظاهرا فردا همه چیز معلوم خواهد شد ٬ تومور کذائی خوش خیم هست یا نه ٬ درهرصورت هفته آینده یک عمل جراحی سنگین ٬ با مرگ مشاعره خواهد داشت ٬ به خودم می گویم یعنی می شود که این جریان هم از سرش بگذرد ؟ می شود که روزی من او را خندان و شاد در یک جائی ٬ مثلا یک رستوران ٬ یک پارک ٬ یک جای خوب ببینم ؟ ببینم که تنها نیست ٬ یک چیز خوب  ٬ ببینم روزگار دست از این شوخی های بیمزه و  رکیک برداشته است ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت   توسط سهیل  | 

 

death proof soundtrack songs
Free Music | free Mp3